eitaa logo
علم الحدیث
14.7هزار دنبال‌کننده
107 عکس
378 ویدیو
88 فایل
بسم‌اللہ‌الࢪحمن‌الࢪحیم‍! در‌ڪانال‌علم‌الحدیث‌ قصد‌ داریم‌ در‌ راستاے ترویج احادیث اهل‌بیت‌''علیھم‌السلام'' مطالبـے ارائہ دهیم!🕊 مدیریت: @Isaund24 ࢪَحِم‌َ اللَّہ‌ عَبـْدا‌ً أَحیَا‌ أَمْࢪَنـا🌿- ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/4633240
مشاهده در ایتا
دانلود
بشارت پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله» به امامت امام باقر «علیه‌السلام» 🔺عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ فَكَانَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ يَقُولُونَ جَابِرٌ يَهْجُرُ فَكَانَ يَقُولُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا أَهْجُرُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنِّي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ اَلْعِلْمَ بَقْراً ....الحدیث... 🔸امام صادق علیه‌السلام فرمود: جابر بن عبداللّٰه انصاری آخرین کس از اصحاب پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله بود که زنده مانده بود و او مردی بود که تنها به ما اهل بیت متوجه بود. در مسجد پیغمبر می‌نشست و عمامه‌ سیاهی دور سر می‌بست و فریاد می‌زد: «یا باقر العلم، یا باقر العلم!» اهل مدینه می‌گفتند: جابر هذیان می‌گوید. می‌گفت: «نه بخدا، من هذیان نمی‌گویم؛ بلکه من از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله شنیدم می‌فرمود: تو به مردی از خاندان من می‌رسی که همنام و هم‌شمائل من است و علم را می‌شکافد و توضیح و تشریح می‌کند؛ این است سبب آنچه می‌گویم.» راوی گوید: روزی جابر از یکی از کوچه‌های مدینه که در آن مکتب‌خانه‌ای بود می‌گذشت و محمد بن علی علیه‌السلام (برای کاری) آنجا بود (زیرا در هیچ روایتی و تاریخی نرسیده که امام برای دانش‌آموزی به مکتب رود). چون جابر نگاهش به او افتاد، گفت: «ای پسر، پیش بیا.» او پیش آمد. سپس گفت: «برگرد.» او برگشت. جابر گفت: «سوگند به آن که جانم در دست اوست که شمائل این پسر، شمائل پیغمبر است. ای پسر، اسم تو چیست؟» گفت: «اسمم محمد بن علی بن الحسین است.» جابر به سویش رفت و سرش را بوسید و می‌گفت: «پدر و مادرم به قربانت؛ پدرت رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله سلام می‌رساند و چنین می‌گفت.» محمد بن علی بن الحسین هراسان به سوی پدر آمد و گزارش را بیان کرد. زین‌العابدین علیه‌السلام فرمود: «پسر جان، راستی جابر چنین کاری کرد؟» گفت: «آری.» فرمود: «پسر جان، در خانه بنشین.» (زیرا او بر خلاف تقیه رفتار کرد، چون دشمنان و مخالفین تو را خواهند شناخت و منزلت و کرامت تو را نزد خدا و پیغمبر خواهند دانست و بر تو حسد خواهند برد). سپس جابر در هر بامداد و پسین خدمتش می‌رفت. اهل مدینه می‌گفتند: «شگفتا از جابر که در هر بامداد و پسین نزد این کودک می‌رود، در صورتی که او آخرین کس از اصحاب رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است!» چیزی نگذشت که علی بن الحسین علیه‌السلام درگذشت. آنگاه محمد بن علی به احترامِ مجالستِ جابر با پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله نزدش می‌رفت و می‌نشست و از خدای تبارک و تعالی برای آن‌ها حدیث می‌کرد. اهل مدینه گفتند: «ما جسورتر از این را ندیده‌ایم» (زیرا با این کودکی از جانب خدا حدیث می‌گوید). چون دید چنین می‌گویند، از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله حدیث گفت. اهل مدینه گفتند: «ما دروغگوتر از این مرد را هرگز ندیده‌ایم؛ از کسی به ما حدیث می‌کند که او را ندیده است.» چون دید چنین می‌گویند، از جابر بن عبداللّٰه حدیثشان گفت؛ آنگاه تصدیقش کردند، در صورتی که جابر خدمت او می‌آمد و از او دانش می‌آموخت. 📚:الکافي ج ۱، ص ۴۶۹ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
آیا امام باقر «علیه‌السلام» در کربلا حضور داشتند؟ ✍️«فاجعه عاشورا در سال ۶۱ هجری رخ داد. با توجه به اینکه امام باقر (علیه‌السلام) در سال ۵۷ هجری متولد شده‌اند(1)، ایشان در زمان واقعه عاشورا ۴ سال داشتند.» 🔺قال أبو جعفر: قتل جدي الحسين و لي أربع سنين و إني لأذكر مقتله)2 🔸امام باقر «عليه‌السلام» فرمودند: جدّم امام حسین(علیه السلام) کشته شدند، در حالی که من چهار ساله بودم و کشته شدن او را به یاد می آورم 🔺عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع قَدْ أَدْرَكْتَ الْحُسَيْنَ ع قَالَ نَعَمْ)3 🔸زراره می‌گوید: «به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: آیا (زمان) حسین (علیه‌السلام) را درک کرده‌اید؟ ایشان فرمودند: آری.» 📚:منابع 1: الکافی ج ۱ ص ۴۶۹ 2: تاریخ یعقوبی ج2  ص320 3: الکافی ج ‌4، ص 223 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
علم الحدیث
➖نقض پیمان یا اعلام پایان؟ بررسی دستور الهی در سوره برائت ✍🏻طبق آیات ابتدایی سوره مبارکه برائت،
➖چرا در آغاز، ابوبکر مأمور ابلاغ سوره برائت شد؟ آیا او در ابتدا شایستگیِ ابلاغ داشت و سپس عزل شد؟ 🔺«مُوسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الطَّاوُوسِ: اعْلَمْ أَنَّ اللهَ جَلَّ جَلَالُهُ قَدْ كَانَ عَالِمًا قَبْلَ أَنْ يَتَوَجَّهَ أَبُو بَكْرٍ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَنَّهُ لَا يَصْلُحُ لِتَأْدِيَتِهَا، وَأَنَّهُ يَنْزِلُ عَلَى نَبِيِّهِ (ص) جِبْرَائِيلُ وَيَأْمُرُهُ بِإِعَادَةِ أَبِي بَكْرٍ، وَأَنَّ أَبَا بَكْرٍ يُعْزَلُ عَنْ ذَلِكَ الْمَقَامِ. فَظَهَرَ مِنْ هَذَا لِذَوِي الْأَفْهَامِ إِنَّ قَدْ كَانَ مُرَادُ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ إِظْهَارَ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ لَا يَصْلُحُ لِهَذَا الْأَمْرِ الْجُزْئِيِّ مِنْ أُمُورِ الرِّئَاسَةِ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِلْأَمْرِ الْكُلِّيِّ؟ وَأَنَّهُ لَا يَنْفَعُهُ اخْتِيَارُ صَاحِبٍ لِحَمْلِ الْآيَاتِ مَعَهُ، فَكَيْفَ يَنْفَعُهُ اخْتِيَارُ بَعْضِ أَهْلِ السَّقِيفَةِ لَهُ؟ وَأَنَّ اللهَ لَمْ يَسْتَصْلِحْهُ لِآيَاتٍ مِنْ كِتَابِهِ، فَكَيْفَ يُسْتَصْلَحُ لِجَمْعِ الشَّتَاتِ؟ وَأَنَّ اللهَ أَظْهَرَ عَزْلَهُ عَلَى الْيَقِينِ، فَكَيْفَ يَجُوزُ الِاخْتِيَارُ لِوِلَايَتِهِ عَلَى الظَّنِّ مِنْ بَعْضِ الْمُسْلِمِينَ؟ وَأَنَّهُ لَمْ يَصْلُحْ لِلْإِبْلَاغِ عَنِ اللهِ تَعَالَى وَرَسُولِهِ (ع) لِفَرِيقٍ مِنَ النَّاسِ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِجَمِيعِهِمْ؟ وَأَنَّهُ لَمْ يَصْلُحْ لِبَلَدٍ وَاحِدٍ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِسَائِرِ الْبِلَادِ؟ وَفِي هَذَا الْحَدِيثِ الْمَعْلُومِ كَشْفٌ لِأَهْلِ الْعُلُومِ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَسُدُّ مَسَدَّ رَسُولِ اللهِ (ص) فِيمَا لَا يُمْكِنُ الْقِيَامُ فِيهِ بِغَيْرِ نَفْسِهِ الشَّرِيفَةِ، وَفِيهِ تَنْبِيهٌ وَتَصْرِيحٌ صَرِيحٌ عَلَى وِلَايَةِ عَلِيٍّ (ع) مِنَ اللهِ.» 🔸مرحوم سید بن طاووس: «بدان که خداوند جلّ جلاله، پیش از آنکه ابوبکر با سوره برائت راهی مکه شود، می‌دانست که او شایستگیِ ابلاغِ آن را ندارد؛ و [می‌دانست] که جبرئیل بر پیامبرش نازل می‌شود و او را به بازگرداندنِ ابوبکر فرمان می‌دهد و [بدین ترتیب] ابوبکر از آن جایگاه عزل می‌شود. پس برای خردمندان از این واقعه آشکار شد که مرادِ خداوند جلّ جلاله، نشان دادنِ این نکته بود : که ابوبکر برای این امرِ جزئی از امور ریاست شایستگی ندارد، پس چگونه برای امرِ کلی شایسته باشد؟ و [نشان داد] که انتخابِ او توسط پیامبر برای حمل آیات به او سودی نرساند، پس چگونه انتخابِ عده‌ای از اهل سقیفه برای او، می‌تواند به وی سود برساند؟ و [نشان داد] که خداوند او را برای رساندنِ آیاتی از کتابش صالح ندانست، پس چگونه برای جمع‌وجور کردنِ امور پراکنده [امت] صالح باشد؟ و [نشان داد] که خداوند عزلِ او را به یقین آشکار ساخت، پس چگونه جایز است که ولایتِ او بر اساس ظن و گمانِ برخی از مسلمانان انتخاب شود؟ و [نشان داد] که او برای ابلاغِ پیام از سوی خدا و رسولش به گروهی از مردم صالح نبود، پس چگونه می‌تواند برای همه آنان صالح باشد؟ و برای یک شهر صالح نبود، پس چگونه برای سائر بلاد شایسته است؟ در این حدیثِ معروف، برای اهلِ علم کشف شد که علی بن ابی‌طالب «علیه السلام» جای خالیِ رسول خدا «صلی‌الله‌علیه‌‌وآله» را در اموری که جز توسط شخصِ شریفِ خودِ پیامبر قابل انجام نبود، پر می‌کند و در آن تنبیه و تصریحِ آشکاری بر ولایتِ علی علیه السلام» از جانب خداست و نیز هشداری است بر آنچه این ولایت در بر دارد: از عزت بخشیدن به دینِ خدا، آشکار کردنِ ناموسِ اسلام، و برداشتنِ تقیه و خواری از آنچه از شریعت و احکام، پیش از آن پوشیده مانده بود.» 📚اقبال الاعمال ج 1 ص322 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖چگونگی دلالت ابلاغ سوره برائت بر حقانیت امیرامومنین «علیه السلام» 🔺مَا ذَكَرَهُ أَصْحَابُنَا رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمْ يُوَلِّ أَبَا بَكْرٍ شَيْئاً مِنَ الْأَعْمَالِ مَعَ أَنَّهُ كَانَ يُوَلِّيهَا غَيْرَهُ، وَ لَمَّا أَنْفَذَهُ لِأَدَاءِ سُورَةِ بَرَاءَةَ إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ عَزَلَهُ وَ بَعَثَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ لِيَأْخُذَهَا مِنْهُ وَ يَقْرَأَهَا عَلَى النَّاسِ، وَ لَمَّا رَجَعَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لَهُ : لَا يُؤَدِّي عَنِّي إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنِّي. فمن لم يصلح لأداء سورة واحدة إلى أهل بلدة كيف يصلح للرئاسة العامّة المتضمّنة لأداء جميع الأحكام إلى عموم الرعايا في سائر البلاد؟! 🔸مرحوم علامه مجلسي: “بدانید که یاران ما، رضی الله عنهم، از ماجرای عزل ابابکر برای ابلاغ سوره برائت به عنوان دلیلی بر جانشینی مولای ما، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ناشایستگی ابوبکر برای آن استفاده کردند. آنها گفتند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابوبکر را به هیچ سمتی منصوب نکرد، در حالی که دیگران را منصوب کرده بود. و هنگامی که او را برای ابلاغ سوره برائت به مردم مکه فرستاد، او را برکنار کرد و علی (علیه السلام) را فرستاد تا آن را از او بگیرد و برای مردم بخواند. پس چگونه کسی که شایستگی ابلاغ یک سوره به شهر خودش را ندارد، شایسته رهبری عمومی باشد که شامل ابلاغ تمام احکام به عموم رعایا در تمام بلاد است.” 📚بحار الانوار ج 30 ص411 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اهمیت روز عرفه 🔺وَ سَمِعَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : يَوْمَ عَرَفَةَ سَائِلاً يَسْأَلُ اَلنَّاسَ فَقَالَ لَهُ « وَيْحَكَ أَ غَيْرَ اَللَّهِ تَسْأَلُ فِي هَذَا اَلْيَوْمِ إِنَّهُ لَيُرْجَى لِمَا فِي بُطُونِ اَلْحَبَالَى فِي هَذَا اَلْيَوْمِ أَنْ يَكُونَ سَعِيداً 🔸شیخ صدوق نقل می‌کند: امام سجاد عليه‌السّلام سائلى را در روز عرفه شنيد كه از مردم سؤال مى‌كرد(درخواست کمک می‌کرد از مردم)، امام سجاد علیه‌السلام فرمود: واى بر تو! آيا در اين روز از غير خدا درخواست کمک مى‌كنى‌؟! همانا كه در اين روز براى آنچه در شكم‌هاى زنان باردار وجود دارد، اميد مي‌رود كه سعيد(عاقبت بخیر) باشند. 📚من لا يحضره الفقيه ج ۲، ص ۲۱۱ ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
بهترین عمل در روز عرفه 🔺علِيٌّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: رَأَيْتُ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ جُنْدَبٍ فِي اَلْمَوْقِفِ فَلَمْ أَرَ مَوْقِفاً كَانَ أَحْسَنَ مِنْ مَوْقِفِهِ مَا زَالَ مَادّاً يَدَيْهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ دُمُوعُهُ تَسِيلُ عَلَى خَدَّيْهِ حَتَّى تَبْلُغَ اَلْأَرْضَ فَلَمَّا صَدَرَ اَلنَّاسُ قُلْتُ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا رَأَيْتُ مَوْقِفاً قَطُّ أَحْسَنَ مِنْ مَوْقِفِكَ قَالَ وَ اَللَّهِ مَا دَعَوْتُ إِلاَّ لِإِخْوَانِي وَ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَخْبَرَنِي أَنَّ مَنْ دَعَا لِأَخِيهِ بِظَهْرِ اَلْغَيْبِ نُودِيَ مِنَ اَلْعَرْشِ وَ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَدَعَ مِائَةَ أَلْفٍ مَضْمُونَةً لِوَاحِدَةٍ لاَ أَدْرِي تُسْتَجَابُ أَمْ لاَ. 🔸على بن ابراهيم از پدرش اين‌گونه نقل مى‌كند: عبد اللّه بن جندب را در موقفِ [عرفات] دیدم و وقوفی نیکوتر از وقوف او ندیدم. پیوسته، دو دستش به سوی آسمان، بلند و اشک‌هایش بر گونه‌هایش روان بود، به طوری که به زمین می‌ریخت. وقتی مردم [از عرفات] باز گشتند، به او گفتم: ای ابو محمّد! هرگز وقوفی بهتر از وقوف تو ندیده‌ام. گفت: به خدا سوگند که من، جز برای برادرانم دعا نکردم؛ زیرا ابو الحسن موسی [کاظم](علیه السلام) به من خبر داد که هر کس برای برادرش، پشت سرِ او دعا کند، از عرش ندا می آید: «و برای تو باد، صد هزار برابر [آنچه برای برادرت دعا و درخواست کردی]!». از این رو، من خوش نداشتم که یکصد هزار دعای تضمین شده را به خاطر یک دعا که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، رها کنم 📚: الکافی ج۲ص۵۰۸. ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖ماجرای قربانی‌شدن حضرت اسماعیل به دست حضرت ابراهیم «علیهما السلام» در روز عید قربان 🔺 ثُمَّ قَامَ عَلَى الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ فَأَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يَذْبَحَ ابْنَهُ وَ قَدْ رَأَى فِيهِ شَمَائِلَهُ وَ خَلَائِقَهُ وَ أَنِسَ مَا كَانَ إِلَيْهِ فَلَمَّا أَصْبَحَ أَفَاضَ مِنَ الْمَشْعَرِ إِلَى مِنًى فَقَالَ لِأُمِّهِ زُورِي الْبَيْتَ أَنْتِ وَ احْتَبَسَ الْغُلَامَ فَقَالَ يَا بُنَيَّ هَاتِ الْحِمَارَ وَ السِّكِّينَ حَتَّى أُقَرِّبَ الْقُرْبَانَ فَقَالَ أَبَانٌ فَقُلْتُ لِأَبِي بَصِيرٍ مَا أَرَادَ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ قَالَ أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ ثُمَّ يَحْمِلَهُ فَيُجَهِّزَهُ وَ يَدْفِنَهُ قَالَ فَجَاءَ الْغُلَامُ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ فَقَالَ يَا أَبَتِ أَيْنَ الْقُرْبَانُ قَالَ رَبُّكَ يَعْلَمُ أَيْنَ هُوَ يَا بُنَيَّ أَنْتَ وَ اللَّهِ هُوَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‌- قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ قَالَ فَلَمَّا عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ قَالَ يَا أَبَتِ خَمِّرْ وَجْهِي وَ شُدَّ وَثَاقِي قَالَ يَا بُنَيَّ الْوَثَاقُ مَعَ الذَّبْحِ وَ اللَّهِ لَا أَجْمَعُهُمَا عَلَيْكَ الْيَوْمَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَطَرَحَ لَهُ قُرْطَانَ الْحِمَارِ ثُمَّ أَضْجَعَهُ عَلَيْهِ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ 🔸امام باقر « علیه السلام» فرمودند: «سپس [ابراهیم] در مشعر الحرام ایستاد و خداوند به او دستور داد که فرزندش را ذبح کند؛ در حالی که ابراهیم ویژگی‌ها و خصلت‌های او را دیده [و شناخته] بود و انس و دلبستگی عجیبی به او داشت. چون صبح شد، از مشعر به سوی مِنا حرکت کرد و به مادرش (هاجر) گفت: “تو به زیارت خانه [کعبه] برو.” و [ابراهیم] پسر را نگه داشت. سپس گفت: “پسرکم! الاغ و کارد را بیاور تا قربانی را ذبح کنم.” [راوی می‌گوید:] ابان گفت: از ابوبصیر پرسیدم: منظور [ابراهیم] از [آوردن] الاغ و کارد چه بود؟ گفت: قصد داشت او را ذبح کند و سپس [جسدش را] بر الاغ حمل کند تا آن را [کفن و] آماده‌سازی کرده و دفن نماید. [راوی ادامه می‌دهد:] پسر، الاغ و کارد را آورد و پرسید: “پدرجان! قربانی کجاست؟” گفت: “پسرم! پروردگارت می‌داند کجاست. به خدا سوگند که قربانی تو هستی؛ خداوند مرا به ذبح تو فرمان داده است؛ پس بنگر چه می‌بینی (نظر تو چیست؟)” [پسر] گفت: “پدرجان! آنچه به آن دستور داده شده‌ای را انجام ده، که ان‌شاءالله مرا از صابران خواهی یافت.” [راوی] می‌گوید: چون ابراهیم بر ذبح مصمم شد، پسر گفت: “پدرجان! رویم را بپوشان و دست و پایم را محکم ببند.” [ابراهیم] گفت: “پسرم! بستن دست و پا همراه با ذبح [بسیار سخت است]، به خدا سوگند امروز این دو را بر تو جمع نمی‌کنم [یعنی هم می‌خواهم تو را ذبح کنم و هم نمی‌خواهم تو را با طناب ببندم].” ابوجعفر [امام باقر علیه السلام] فرمود: [ابراهیم] پارچه‌ای (یا زیراندازی) که بر پشت الاغ بود را برای او پهن کرد و او را روی آن خواباند، سپس کارد را گرفت و بر گلوی او گذاشت. 📚الکافي ج 4ص207 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖ماجرای قربانی‌شدن حضرت اسماعیل به دست حضرت ابراهیم «علیهما السلام» در روز عید قربان 🔺 ثُمَّ قَام
➖تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم از انجام دستور الهی مبنی بر ذبح حضرت اسماعیل «عليهما السلام» 🔺فَأَقْبَلَ شَيْخٌ فَقَالَ مَا تُرِيدُ مِنْ هَذَا الْغُلَامِ قَالَ أُرِيدُ أَنْ أَذْبَحَهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ غُلَامٌ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ طَرْفَةَ عَيْنٍ تَذْبَحُهُ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِهِ فَقَالَ بَلْ رَبُّكَ نَهَاكَ عَنْ ذَبْحِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَكَ بِهَذَا الشَّيْطَانُ فِي مَنَامِكَ قَالَ وَيْلَكَ الْكَلَامُ الَّذِي سَمِعْتُ هُوَ الَّذِي بَلَغَ بِي مَا تَرَى لَا وَ اللَّهِ لَا أُكَلِّمُكَ ثُمَّ عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ فَقَالَ الشَّيْخُ يَا إِبْرَاهِيمُ إِنَّكَ إِمَامٌ يُقْتَدَى بِكَ فَإِنْ ذَبَحْتَ وَلَدَكَ ذَبَحَ النَّاسُ أَوْلَادَهُمْ فَمَهْلًا فَأَبَى أَنْ يُكَلِّمَهُ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ فَأَضْجَعَهُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى ثُمَّ أَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ انْتَحَى عَلَيْهِ فَقَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ ع عَنْ حَلْقِهِ فَنَظَرَ إِبْرَاهِيمُ فَإِذَا هِيَ مَقْلُوبَةٌ فَقَلَبَهَا إِبْرَاهِيمُ عَلَى خَدِّهَا وَ قَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ عَلَى قَفَاهَا فَفَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً ثُمَّ نُودِيَ مِنْ مَيْسَرَةِ مَسْجِدِ الْخَيْفِ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا وَ اجْتَرَّ الْغُلَامَ مِنْ تَحْتِهِ وَ تَنَاوَلَ جَبْرَئِيلُ الْكَبْشَ مِنْ قُلَّةِ ثَبِيرٍ - فَوَضَعَهُ تَحْتَهُ وَ خَرَجَ الشَّيْخ‌ 🔸امام باقر «علیه السلام فرمودند زمانی که حضرت ابراهیم آماده ذبح اسماعیل «عليها السلام» شد: «پس پیرمردی(شیطان) پیش آمد و گفت: از این نوجوان چه می‌خواهی؟ گفت: می‌خواهم او را ذبح کنم. پیرمرد گفت: سبحان‌الله! نوجوانی که یک چشم بر هم زدن هم نافرمانی خدا نکرده را می‌خواهی ذبح کنی؟ گفت: آری، همانا خداوند مرا به ذبح او فرمان داده است. پیرمرد گفت: بلکه پروردگارت تو را از ذبح او نهی کرده و این شیطان بوده که در خواب به تو چنین القا کرده است. [ابراهیم] گفت: وای بر تو! همان سخنی که شنیدم، همان چیزی بود که مرا به اینجا رساند که می‌بینی؛ نه، به خدا سوگند با تو سخن نخواهم گفت. سپس بر ذبح کردن عزم کرد. پیرمرد گفت: ای ابراهیم! تو امامی هستی که مردم از تو پیروی می‌کنند؛ اگر تو فرزندت را ذبح کنی، مردم هم فرزندانشان را ذبح خواهند کرد؛ پس درنگ کن. اما [ابراهیم] از سخن گفتن با او خودداری کرد. ابوبصیر گفت: از ابوجعفر «عليه السلام» شنیدم که می‌فرمود: پس [ابراهیم] او را نزد جمرهٔ وسطی بر زمین خواباند، سپس کارد را گرفت و بر گلوی او نهاد، آنگاه سرش را به سوی آسمان بلند کرد و سپس بر او خم شد. پس جبرئیل «عليه السلام» کارد را از گلوی او برگرداند. ابراهیم نگاه کرد و دید که کارد وارونه شده است. ابراهیم آن را به سوی گونه‌اش برگرداند، و جبرئیل آن را به پشتش برگرداند؛ این کار چند بار تکرار شد. سپس از سمت چپ مسجد خیف ندا آمد که: ای ابراهیم! رؤیا را تصدیق کردی. و [در همان حال] نوجوان را از زیر [کارد / از زیر او] کنار کشید، و جبرئیل قوچ را از بالای کوه ثَبیر برداشت و آن را زیر او قرار داد، و آن پیرمرد [شیطان] بیرون رفت.» 📚الکافي ج 4ص207 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
➖تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم از انجام دستور الهی مبنی بر ذبح حضرت اسماعیل «عليهما ا
تلاش ابلیس لعین برای منصرف کردن حضرت ابراهیم علیه‌السلام از طریق همسرشان 🔺َ خَرَجَ الشَّيْخُ الْخَبِيثُ حَتَّى لَحِقَ بِالْعَجُوزِ حِينَ نَظَرَتْ إِلَى الْبَيْتِ وَ الْبَيْتُ فِي وَسَطِ الْوَادِي فَقَالَ مَا شَيْخٌ رَأَيْتُهُ بِمِنًى فَنَعَتَ نَعْتَ إِبْرَاهِيمَ قَالَتْ ذَاكَ بَعْلِي قَالَ فَمَا وَصِيفٌ رَأَيْتُهُ مَعَهُ «4» وَ نَعَتَ نَعْتَهُ قَالَتْ ذَاكَ ابْنِي قَالَ فَإِنِّي رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ قَالَتْ كَلَّا مَا رَأَيْتُ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا أَرْحَمَ النَّاسِ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ يَذْبَحُ ابْنَهُ قَالَ وَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ لَقَدْ رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ قَالَتْ لِمَ قَالَ زَعَمَ أَنَّ رَبَّهُ أَمَرَهُ بِذَبْحِهِ قَالَتْ فَحَقٌّ لَهُ أَنْ يُطِيعَ رَبَّهُ 🔸امام باقر علیه‌السلام فرمودند: شیخِ پلید(ابلیس لعین) بیرون آمد تا به آن پیرزن رسید، هنگامی که او به خانه نگاه کرد؛ و خانه در میانهٔ دره بود. پس آن مرد گفت: «من شیخی را در منی دیده‌ام»؛ و او اوصافش را به او داد، همان اوصافِ ابراهیم را. زن گفت: «آن، شوهر من است.» گفت: «پس آن نوجوانی را که همراه او دیده‌ام چه؟» و اوصافش را بیان کرد. زن گفت: «آن، پسر من است.» گفت: «من دیدم که او را به زمین خواباند و کارد را برداشت تا او را ذبح کند.» زن گفت: «هرگز! من ابراهیم را جز مهربان‌ترین مردم ندیده‌ام؛ چگونه او را دیده‌ای که پسرش را ذبح می‌کند؟» گفت: «به پروردگار آسمان و زمین، و به پروردگار این بنا، من او را دیدم که او را خواباند و کارد را برداشت تا ذبحش کند.» زن گفت: «چرا؟» گفت: «گمان می‌کرد که پروردگارش او را به ذبح فرزندش فرمان داده است.» زن گفت: «پس بر اوست که از پروردگارش اطاعت کند.» 📚الکافي ج 4ص207 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
علم الحدیث
🛑فَأُدْخِلَ عَلَيْهِ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَطِبَّاءِ، فَكَانَ إِذَا دَخَلَ الطَّبِيبُ عَلَيْهِ وَ أَمَر
فوت مادر فقط بخاطر دیدن جائی چاقو 🔺قَالَ فَلَمَّا قَضَتْ مَنَاسِكَهَا فَرِقَتْ أَنْ يَكُونَ قَدْ نَزَلَ فِي ابْنِهَا شَيْ‌ءٌ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهَا مُسْرِعَةً فِي الْوَادِي وَاضِعَةً يَدَهَا عَلَى‌ رَأْسِهَا وَ هِيَ تَقُولُ رَبِّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا عَمِلْتُ بِأُمِّ إِسْمَاعِيلَ قَالَ فَلَمَّا جَاءَتْ سَارَةُ «1» فَأُخْبِرَتِ الْخَبَرَ قَامَتْ إِلَى ابْنِهَا تَنْظُرُ فَإِذَا أَثَّرَ السِّكِّينُ خُدُوشاً فِي حَلْقِهِ فَفَزِعَتْ وَ اشْتَكَتْ وَ كَانَ بَدْءَ مَرَضِهَا الَّذِي هَلَكَتْ فِيهِ وَ ذَكَرَ أَبَانٌ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي حَمَلَتْ أُمُّ رَسُولِ اللَّهِ ص عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى فَلَمْ يَزَلْ مِضْرَبُهُمْ يَتَوَارَثُونَ بِهِ كَابِرٌ عَنْ كَابِرٍ حَتَّى كَانَ آخِرَ مَنِ ارْتَحَلَ مِنْهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع فِي شَيْ‌ءٍ كَانَ بَيْنَ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَيْنَ بَنِي أُمَيَّةَ فَارْتَحَلَ فَضَرَبَ بِالْعَرِين‌ 🔸امام باقر علیه السلام فرمودند: پس هنگامی که مناسک خود را به پایان رساند، ترسید که مبادا برای پسرش اتفاقی افتاده باشد؛ و گویی من او را می‌بینم که با شتاب در دره می‌دود، در حالی که دستش را بر سرش نهاده و می‌گوید: «پروردگارا، مرا به سبب آنچه نسبت به امّ اسماعیل انجام دادم مؤاخذه مکن.» راوی گفت: وقتی ساره آمد و از ماجرا آگاه شد، برخاست تا به سوی پسرش برود و نگاه کند؛ ناگهان دید که اثر کارد، خراش‌هایی در گلوی او به جا گذاشته است. پس هراسان شد و بیمار گشت، و این آغاز همان بیماری‌ای بود که در آن از دنیا رفت. 📚الکافي ج 4ص207 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi
➖از قربانگاه حضرت ابراهیم تا کربلاء امام حسین «علیه‌السلام» 🔺شَاذَانَ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِيمَ ع أَنْ يَذْبَحَ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ الْكَبْشَ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِيمُ ع أَنْ يَكُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ بِيَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْكَبْشِ مَكَانَهُ لِيَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا يَرْجِعُ «2» إِلَى قَلْبِ الْوَالِد الَّذِي يَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَيْهِ بِيَدِهِ فَيَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ فَقَالَ يَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ ص فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ نَفْسُكَ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَفْسِي قَالَ فَوُلْدُهُ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ وُلْدُكَ قَالَ بَلْ وُلْدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِكَ أَوْ ذَبْحُ وُلْدِكَ بِيَدِكَ فِي طَاعَتِي قَالَ يَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِي قَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَيْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ يَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِي فَجَزِعَ إِبْرَاهِيمُ ع لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ يَبْكِي فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ فَدَيْتُ جَزَعَكَ عَلَى ابْنِكَ إِسْمَاعِيلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِيَدِكَ بِجَزَعِكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ 🔸شاذان [یکی از راویان] گفت: شنیدم که امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمود: هنگامی که خداوند عزّ و جلّ به ابراهیم (علیه‌السلام) دستور داد که به جای پسرش اسماعیل، قوچی را که بر او نازل کرد، ذبح کند، ابراهیم (علیه‌السلام) آرزو کرد که ای کاش پسرش اسماعیل را با دست خود ذبح می‌کرد و مأمور به ذبح قوچ به جای او نمی‌شد. [او این آرزو را داشت] تا آن حالتی که به قلب پدر هنگام ذبح عزیزترین فرزندش با دست خودش دست می‌دهد، به قلب او بازگردد و بدین سبب، بالاترین درجات پاداش‌دهندگان بر مصیبت‌ها را برای خود کسب کند. پس خداوند عزّ و جلّ به او وحی فرستاد: «ای ابراهیم، محبوب‌ترینِ مخلوقات من نزد تو کیست؟» [ابراهیم] گفت: «پروردگارا! هیچ مخلوقی را نیافریده‌ای که از حبیب تو، محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، نزد من محبوب‌تر باشد.» پس خداوند تعالی وحی فرستاد: «آیا او [محمد] محبوب‌تر است یا خودت؟» گفت: «بلکه او از خودم محبوب‌تر است.» [خداوند] پرسید: «پس فرزندان او [اهل بیت او] محبوب‌ترند یا فرزندان تو؟» گفت: «بلکه فرزندان او.» [خداوند] پرسید: «پس ذبح شدنِ فرزندانش به ستم توسط دشمنانش، دلت را بیشتر می‌سوزاند یا ذبح شدنِ فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟» گفت: «پروردگارا! بلکه ذبح شدنِ فرزندانش به ستم توسط دشمنانش، دلِ مرا بیشتر می‌سوزاند.» [خداوند] فرمود: «ای ابراهیم! همانا گروهی گمان می‌کنند که از امت محمد هستند، [که] پس از او، حسین [علیه‌السلام]، پسرش را به ستم و دشمنی، همانند ذبح قوچ، خواهند کشت و بدین سبب سزاوار خشم من خواهند شد.» پس ابراهیم (علیه‌السلام) از این سخن جزع کرد و دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد. پس خداوند عزّ و جلّ به او وحی فرستاد: «ای ابراهیم! همانا جزع و اندوه تو بر پسرت اسماعیل، اگر با دست خود ذبحش می‌کردی، فدای [جزع و اندوه] تو بر حسین [علیه‌السلام] و کشته شدن او گردید؛ و من بالاترین درجات پاداش‌دهندگان بر مصیبت‌ها را برای تو واجب گرداندم. و این همان فرمایش خداوند عزّ و جلّ است: "و ما او [اسماعیل] را با قربانی بزرگی فدیه دادیم."» 📚الخصال ج 1 ص55 ♻️کانال: علم الحدیث @mirasehadisi