➖معرفی کیسان ابوعمره؛ ایرانیِ خونخواه امام حسین «علیهالسلام»
🔺كيسان، مولى عليّ بن أبي طالب - عليه السّلام وَهُوَ الَّذِي حَمَلَهُ عَلَى الطَّلَبِ بِدَمِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَدَلَّ عَلَى قَتَلَتِهِ، وَكَانَ صَاحِبَ سِرِّهِ وَالْغَالِبَ عَلَى أَمْرِهِ، وَكَانَ لَا يَبْلُغُهُ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَعْدَاءِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ فِي دَارٍ أَوْ مَوْضِعٍ إِلَّا قَصَدَهُ، وَهَدَمَ الدَّارَ بِأَسْرِهَا، وَقَتَلَ كُلَّ مَنْ فِيهَا مِنْ ذِي رُوحٍ، وَكُلُّ دَارٍ بِالْكُوفَةِ خَرَابٌ فَهِيَ مِمَّا هَدَمَهَا؛ وَأَهْلُ الْكُوفَةِ يَضْرِبُونَ بِهَا الْمَثَلَ، فَإِذَا افْتَقَرَ إِنْسَانٌ قَالُوا: دَخَلَ أَبُو عَمْرَةَ بَيْتَهُ.وَقَالَ الدِّينَوَرِيُّ فِي أَخْبَارِهِ الطِّوَالِ: كَانَ أَبُو عَمْرَةَ مَوْلًى لِبَجِيلَةَ، وَكَانَ يَهْدِمُ الدَّارَ فِي لَحْظَةٍ، وَجَعَلَ يَطْلُبُ الْقَتَلَةَ وَيَسْتَقْصِي، فَمَنْ ظَفِرَ بِهِ قَتَلَهُ، وَجَعَلَ مَالَهُ وَعَطَاءَهُ لِرَجُلٍ مِنْ أَبْنَاءِ الْعَجَمِ الَّذِينَ كَانُوا مَعَهُ. الّذين كانوا معه . و في الطبري: كان مولى لعرينة
🔸مرحوم شوشتري در قاموس الرجال:
«و او همان کسی بود که مختار را به خونخواهی امام حسین (علیهالسلام) برانگیخت، و قاتلان آن حضرت را به او نشان میداد.
او محرم اسرار مختار و بانفوذترین فرد در ادارهٔ امورش بود.
هرگاه به او خبر میرسید که یکی از دشمنان امام حسین (علیهالسلام) در خانه یا جایی پنهان شده است، بیدرنگ به آنجا میرفت، خانه را به طور کامل ویران میکرد و هر موجود زندهای را که در آن بود به قتل میرساند.
هر خانهٔ ویرانی که در کوفه دیده میشد، از جمله خانههایی بود که او خراب کرده بود. مردم کوفه دربارهٔ او ضربالمثلی داشتند؛ هرگاه کسی فقیر و تهیدست میشد، میگفتند: "ابوعمره به خانهاش وارد شده است."
دینوری در کتاب اخبار الطوال میگوید: « او خانهای را در یک لحظه ویران میکرد و پیوسته در جستوجوی قاتلان امام حسین (علیهالسلام) بود و با دقت و سختگیری آنان را تعقیب میکرد.
هر کس را که به دست میآورد، میکشت، و اموال و مقرری (عطاء) او را به یکی از فرزندان عجم (غیرعرب) که همراه او بودند، واگذار میکرد.»
📚قاموس الرجال ج 8 ص608
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖شمر بن ذیالجوشن؛ خروجیِ کدام تفکر بود؟
✍🏻اینکه تصور شود پشت واقعه کربلا هیچ تفکر و ایدئولوژیای وجود نداشته، نادرست است.
برای شناخت مبانی فکری عاملان این واقعه و آگاهی از اینکه این تفکر از چه نگرشی سرچشمه گرفته است، این دو گزارش را با دقت مطالعه کنید.
🔺عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، قَالَ: كَانَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ الضِّبَابِيُّ يُصَلِّي مَعَنَا الْفَجْرَ، ثُمَّ يَقْعُدُ حَتَّى يُصْبِحَ، ثُمَّ يُصَلِّي، ثُمَّ يَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ شَرِيفٌ تُحِبُّ الشَّرَفَ، وَإِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي شَرِيفٌ، فَاغْفِرْ لِي. قَالَ: قُلْتُ: وَيْحَكَ، كَيْفَ تَصْنَعُ؟ إِنَّ أُمَرَاءَنَا هَؤُلَاءِ أَمَرُونَا بِأَمْرٍ، فَلَمْ نُخَالِفْهُمْ، وَلَوْ خَالَفْنَاهُمْ لَكُنَّا شَرًّا مِنْ هَؤُلَاءِ الْحُمُرِ السَّقَّاةِ.
🔸ابی اسحاق سبیعی میگوید:
شمر بن ذوالجوشن را در حال دعا دیدم که از خدا طلب مغفرت میکرد و میگفت: «خدایا، تو شریف هستی و شرف را دوست داری و تو میدانی که من مرد شریفی هستم، پس مرا ببخش.»
به او گفتم:
«وای بر تو! تو قاتل نوه پیامبر صلیاللهعلیهوآله هستی.»
شمر گفت:
«وای بر تو! اگر زمانی که حاکمان ما فرمان میدادند و ما اطاعت نمیکردیم، از این خران آبکش بدبختتر بودیم.»
🔺عن ابی سَلَّامٍ قال قال حُذَیْفَةُ بن الْیَمَانِ قلت یا رَسُولَ اللَّهِ اِنَّا کنا بِشَرٍّ فَجَاءَ الله بِخَیْرٍ فَنَحْنُ فیه فَهَلْ من وَرَاءِ هذا الْخَیْرِ شَرٌّ قال نعم قلت هل وَرَاءَ ذلک الشَّرِّ خَیْرٌ قال نعم قلت فَهَلْ وَرَاءَ ذلک الْخَیْرِ شَرٌّ قال نعم قلت کَیْفَ قال یَکُونُ بَعْدِی اَئِمَّةٌ لَا یَهْتَدُونَ بِهُدَایَ ولا یَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِی وَسَیَقُومُ فِیهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ فی جُثْمَانِ اِنْسٍ قال قلت کَیْفَ اَصْنَعُ یا رَسُولَ اللَّهِ ان اَدْرَکْتُ ذلک قال تَسْمَعُ وَتُطِیعُ لِلْاَمِیرِ وَاِنْ ضُرِبَ ظَهْرُکَ وَاُخِذَ مَالُکَ فَاسْمَعْ وَاَطِعْ.»
🔸حذیفه بن یمان میگوید:
به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) عرض کردم:
«ما در راه شر (و گمراهی جاهلیت) بودیم، خداوند برای ما خیر (و نیکی اسلام) آورد. آیا پشت این خیر، شری به ما میرسد؟»
فرمودند:
«آری.»
عرض کردم:
«آیا بعد از آن شر، خیری هم هست؟»
فرمودند:
«آری.»
عرض کردم:
«چگونه؟»
فرمودند:
«بعد از من امامانی خواهند بود که به هدایت رهنمون نمیکنند و به سنت من عمل نمیکنند و در بین آنان مردانی هستند که قلوبشان قلبهای شیطان است و جسمشان جسم آدم.»
عرض کردم:
«وظیفه ما در این هنگام چیست؟»
فرمودند:
«فرمانبردار و مطیع امیر باش و سخنش را بشنو؛ اگرچه تو را بزند و اموالت را بگیرد، فرمانبردار و مطیع باش.»
👇🏻نتیجه👇🏻
در گزارش نخست، شمر بن ذیالجوشن اطاعت از فرمان را چنان ضروری میدانست که سرپیچی از آن را مایه پستی میشمرد.
همچنین برخی روایات در منابع عامه بر اطاعت از حاکم ستمگر تأکید دارند.
بر اساس این تحلیل، چنین باورهایی میتوانست باعث شود افرادی مانند شمر جنایت کربلا را نه گناه، بلکه اجرای وظیفه و اطاعت از حاکم بدانند.
✍🏻عیسوند
📚منابع:
1: تاريخ دمشق ابن عساكر ج23 ص 189
2: صحیح مسلم ج 3 ص1479
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖شمر بن ذیالجوشن؛ خروجیِ کدام تفکر بود؟ ✍🏻اینکه تصور شود پشت واقعه کربلا هیچ تفکر و ایدئولوژیای
➖اهمیت شناخت انگیزههای جعل، فراتر از کشف جعلی بودن روایت
✍🏻بررسی صحت و سقم روایات، یکی از مهمترین وظایف حدیثپژوهان و تاریخپژوهان است؛ اما مهمتر از آن، شناخت هدف و انگیزهای است که پشت جعل قرار دارد.
جعل حدیث بدون هدف صورت نمیگیرد؛ بلکه ممکن است برای تثبیت یک اندیشه، مشروعیتبخشی به یک جریان، تقویت یک موقعیت یا تضعیف رقیب به کار گرفته شود.
ازاینرو، در کنار پرسش «آیا این روایت جعلی است؟»
باید پرسش مهمتری را نیز مطرح کرد:
«این روایت با چه هدفی ساخته یا ترویج شده و چه نقشی در تحولات تاریخی داشته است؟»
❶. «لا تجتمع أمتي على الضلال»
«امت من بر گمراهی اجتماع نمیکند.»
.↓.
هدف از جعل ⟵ حجیتبخشی به «اجماع بر خلافت ابوبکر» دانستهاند. هرچند اجماعی نیز صورت نگرفته بود
❷. «نحن معاشر الأنبياء لا نورث»
«ما گروه پیامبران ارث باقی نمیگذاریم.»
.↓.
هدف از جعل ⟵ غصب فدک، عوالی سبعه و دیگر اموال منسوب به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و تضعیف پشتوانه اقتصادی بنیهاشم بوده است.
❸. «الخلافة في قريش»
«خلافت در قریش است.»
.↓.
هدف از جعل ⟵ کنار زدن سعد بن عباده و انصار از عرصه خلافت و تقویت استدلال مهاجرین در سقیفه بوده است.
❹. «لا تجتمع الخلافة والنبوة في بيت واحد»
«خلافت و نبوت در یک خاندان جمع نمیشوند.»
.↓.
هدف از جعل ⟵ ردّ ادعای امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» نسبت به حقانیت خلافت و جلوگیری از قرار گرفتن خلافت در خاندان بنیهاشم بوده است؛ با این استدلال که همانگونه که نبوت در بنیهاشم قرار داشت، خلافت نباید در همان خاندان جمع شود.
👇🏻نتیجه👇🏻
«با این توضیحات روشن میشود که هدف از جعل روایاتِ مربوط به تبعیت محض از حاکم ستمگر در منابع عامه، این بود که رعیت در برابر خلفای غاصب، چشم و گوشبسته، تنها «چشم» بگویند و اطاعت کنند؛ حتی اگر آنان را به قتل نوهٔ پیامبر صلیاللهعلیهوآله دعوت کنند.»
✍️عیسوند
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🔺..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔸از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖بزرگترین و هولناکترین اقدام عمر و ابوبکر در زمان حیات پیامبر «صلیاللهاللهعلیهوآله»
🔺[الفصل الثامن و الثمانون: حديث القرطاس عند وفاة النبيّ (ص)]
(الفصل الثامن و الثمانون) و اعلم يا ولدي محمد أعزك اللّه جلّ جلاله بعزة السعادتين في الدنيا و الدين التي قال اللّه جلّ جلاله فيها: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ، أن أبا بكر و عمر صنعا أمرين عظيمين كانا سببا لما جرى بين الإسلام و المسلمين، و ضلال من ضلّ منهم إلى يوم الدين، واحدة في حياته، و واحدة بعد وفاته، غير أفعالهما التي هلك بها من هلك من الخلق أجمعين.
أما التي في حياته
فَإِنَّ الْبُخَارِيَّ وَ مسلم [مُسْلِماً] فِي صَحِيحَيْهِمَا، وَ كُلَّ مَنْ لَهُ صِدْقٌ وَ أَمَانَةٌ مِنْ رُوَاةِ الْمُسْلِمِينَ ذَكَرُوا بِلَا خِلَافٍ أَنَّ جَدَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ عِنْدَ وَفَاتِهِ: «ايتُونِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَداً»وَ أَنَّ عُمَرَ قَالَ فِي وَجْهِ جَدِّكَ الْمُعَظَّمِ وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهِ الْأَعْظَمِ وَ أَقْدَمَ عَلَى أَنْ قَالَ:
إِنَّهُ لَيَهْجُرُ، أَيْ: لَيَهْذِي.
يَا وَيْلَهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ وَافَقَهُ عَلَى هَذِهِ الْمُصِيبَةِ وَ الرَّزِيَّةِ، هَذَا تَفْسِيرُهَا بِغَيْرِ شُبْهَةٍ عِنْدَ عُلَمَاءِ أَهْلِ اللُّغَةِ الْعَرَبِيَّةِ، فَلَمَّا سَمِعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا قَدْ بَلَغَ حَالَ حُرْمَتِهِ إِلَيْهِ وَ أَنَّ الْحُجَّةَ قَدْ صَارَتْ لِلَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ لَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ فِي الْكِتَابِ الَّذِي دَعَا النَّاسَ إِلَيْهِ بِتَرْكِ الْكِتَابِ وَ قَالَ: «قُومُوا عَنِّي لَا يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ».
فكل ضلال في الدنيا منذ ذلك اليوم وقع مستورا و شائعا كان بطريق عمر و من وافقه، فما أدري كيف يكون يوم القيامة حال ذلك الاقدام، و قد كان عبد اللّه بن عباس يبكي حتى تبل دموعه الحصى من هول ذلك المقام و ما فسد بذلك من الاسلام، و يقول: إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و بين كتابه.
🔸مرحوم سید بن طاووس:
بدان، ای فرزندم محمد ـ خداوند جلّ جلاله تو را به عزّتِ سعادتِ دنیا و دین عزیز و گرامی بدارد؛ همان عزتی که خداوند جلّ جلاله دربارهٔ آن فرموده است: «و عزّت از آنِ خدا و رسول او و مؤمنان است» ـ که ابوبکر و عمر دو کار بزرگ انجام دادند که سبب آنچه میان اسلام و مسلمانان روی داد، و نیز سبب گمراهیِ کسانی از آنان تا روز قیامت شد؛ یکی از آن دو کار در زمان حیات پیامبر «صلیاللهعلیهواله» و دیگری پس از وفات او بود، جدا از دیگر کارهای آن دو که به سبب آنها گروههایی از همهٔ مردم هلاک شدند.
اما آن کاری که در زمان حیات پیامبر«صلیاللهعلیهواله» انجام دادند:
همانا بخاری و مسلم در کتابهای صحیح خود، و نیز هر یک از راویان مسلمان که دارای صداقت و امانت بودهاند، بدون اختلاف نقل کردهاند که جدّ تو، محمد «صلیاللهعلیهواله»، هنگام وفات خود فرمود:
«دوات و کاغذی برای من بیاورید تا برای شما نوشتهای بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید.»
و عمر در برابر چهرهٔ جدّ بزرگوار تو، حقّ عظیم او را سبک شمرد و گستاخی کرد و گفت:
«او هذیان میگوید.»
یعنی: سخنان بیهوده و پریشان میگوید.
وای بر او، و وای بر کسی که در این مصیبت و فاجعه با او همراهی و موافقت کرد! این، بدون هیچ تردیدی، تفسیر این سخن نزد عالمان زبان عربی است.
پس هنگامی که پیامبر «صلیاللهعلیهواله» شنید آنچه بر حرمت و جایگاه او گذشته است، و اینکه حجت الهی بر آنان، به سبب نوشتهای که پیامبر مردم را به آن فراخوانده بود، تمام شده است، آنان را از نوشتن آن بازداشتند، و پیامبر فرمود:
«از نزد من برخیزید؛ شایسته نیست که در حضور من نزاع و کشمکش صورت گیرد.»
بنابراین، هر گمراهیای که از آن روز به بعد در دنیا پدید آمد، چه پنهان و چه آشکار، از طریق عمر و کسانی که با او موافقت کردند، واقع شد.
نمیدانم در روز قیامت، پیامد آن اقدام چه خواهد بود؛ در حالی که عبدالله بن عباس از هول و عظمت آن جایگاه چنان میگریست که اشکهایش سنگریزهها را خیس میکرد، و میگفت:
«همهٔ مصیبت، بلکه تمام مصیبت، آن چیزی است که میان رسول خدا «صلیاللهعلیهواله» و نوشتهٔ او حائل شد.»
📚كشف المحجة لثمرة المهجة: 118
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا عمر بن خطاب از نوشتن وصیت پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» جلوگیری کرد؟
🔺وَاعْلَمْ يَا وَلَدِي مُحَمَّدُ، أَوْدَعَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ سَرَائِرَكَ أَنْوَارَ الْمُكَاشَفَةِ وَدِيعَةً مُسْتَقِرَّةً مُتَضَاعِفَةً، أَنَّ جَمَاعَةً مِنْ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِمَا جَرَتْ حَالُ أَعْدَاءِ جَدِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَأَبِيكَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ ذَكَرُوا أَنَّ الَّذِي مَنَعَ مِنْ هَذِهِ الصَّحِيفَةِ
الَّتِي أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَهَا بِزَوَالِ الضَّلَالِ كَانَ سَبَبُ مَنْعِهِ مِنْ هَذِهِ الْحَالِ، أَنَّهُ كَانَ قَدْ عَرَفَ أَنَّ جَدَّكَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ قَدْ نَصَّ عَلَى أَبِيكَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِالْخِلَافَةِ بَعْدَهُ فِي مَقَامٍ بَعْدَ مَقَامٍ، فَلَمَّا قَالَ: «ائْتُونِي بِدَوَاةٍ وَقِرْطَاسٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَدًا» فَخَافَ الَّذِي مَنَعَهُ مِنَ الْكِتَابِ أَنَّهُ يَكْتُبُ كِتَابًا لِيُصَرِّحَ بِأَسْمَاءِ الَّذِينَ يَمْنَعُونَ أَبَاكَ عَلِيًّا عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ خِلَافَتِهِ، وَيَأْمُرَ بِدَفْعِهِمْ عَنْهُ إِمَّا قَتْلًا أَوْ طَرْدًا أَوْ حَبْسًا أَوْ قَهْرًا، وَيَشْهَدَ عَلَيْهِمْ فِي الصَّحِيفَةِ بِمَا يُوجِبُ عَلَيْهِمْ هَلَاكًا أَوْ حَدًّا، فَأَقْدَمَ عَلَى ذَلِكَ الْقَوْلِ الَّذِي تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا.
فَشَوَّشَ هُوَ وَمَنْ وَافَقَهُ مَجْلِسَهُ الشَّرِيفَ، وَعَرَفُوا كَلَامَهُ الْمُقَدَّسَ الْمَنِيفَ لِتَتِمَّ لَهُمُ الْحِيلَةُ فِيمَا فَعَلُوهُ مِنَ التَّقَدُّمِ عَلَى أَبِيكَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَهَذِهِ عَادَةُ كَثِيرٍ مِنْ أَهْلِ الظُّلْمِ مِنَ الْأَنَامِ إِذَا خَافُوا مِنْ رُكُوبِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ أَوْ عَكْسِ حِيلَتِهِمْ عَلَيْهِمْ، قَطَعُوا الْكَلَامَ وَمَنَعُوا مِنْ إِتْمَامِهِ وَشَوَّشُوا الْمَجْلِسَ قَبْلَ انْتِظَامِهِ.
🔸مرحوم سید بن طاووس:
و بدان، ای فرزندم محمد، ـ خداوند جلّ جلاله درونت را از انوار مکاشفه آکنده سازد و این ودیعه را در وجودت ثابت و فزاینده قرار دهد ـ که گروهی از اهل معرفت، با توجه به آنچه درباره رفتار دشمنان جدّت محمد صلیاللهعلیهوآله و پدرت علی علیهالسلام رخ داده بود، گفتهاند:
کسی که مانع نوشتهای شد که پیامبر میخواست آن را بنویسد تا پس از آن، گمراهی از میان برود، علت ممانعتش این بود که میدانست جدّت محمد صلیاللهعلیهوآله در موارد و جایگاههای مختلف، پدرت علی علیهالسلام را به جانشینی پس از خود تصریح کرده است.
هنگامی که پیامبر فرمود:
«برای من دوات و کاغذی بیاورید تا برای شما نوشتهای بنویسم که پس از من هرگز گمراه نشوید.»
کسی که مانع نوشتن شد، بیم آن داشت که پیامبر در آن نوشته، نام کسانی را که مانع خلافت پدرت علی علیهالسلام میشوند بهصراحت ذکر کند و دستور دهد که آنان را از سر راه او بردارند؛ خواه با کشتن، یا تبعید، یا زندانی کردن، یا با زور و اجبار. همچنین بیم داشت که پیامبر در آن نوشته علیه آنان شهادتی ثبت کند که موجب هلاکت یا اجرای حدّ بر آنان شود.
ازاینرو، او آن سخنی را بر زبان آورد که «نزدیک بود آسمانها از آن سخن از هم بگسلند، زمین شکافته شود و کوهها با شدت فرو ریزند.»
بدین وسیله، او و کسانی که با او همنظر بودند، مجلس شریف پیامبر را آشفته کردند و سخن مقدس و بلندمرتبه او را بر هم زدند، تا نقشه و حیلهای که برای پیشی گرفتن بر پدرت علی علیهالسلام در پیش گرفته بودند، به سرانجام برسد.
و این، روش بسیاری از ستمگرانِ مردم است: هرگاه بترسند که حجت و دلیل بر ضد خودشان تمام شود، یا نقشه و حیلهشان علیه خودشان برگردد، سخن را قطع میکنند، از ادامه آن جلوگیری میکنند و مجلس را پیش از آنکه سخن به سامان و نتیجه برسد، آشفته میسازند.
📚کشف المحجة: 119
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖رَزِيَّةُ الْخَمِيس؛ مصیبتی فراتر از سوگ برای مسلمین
✍🏻«رَزِيَّةُ الْخَمِيس» یعنی «مصیبت روز پنجشنبه».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روز دوشنبه، نزدیک ظهر، از دنیا رفتند و در آخرین پنجشنبه از ایام حیات مبارکشان، ماجرای «رَزِيَّةُ الْخَمِيس» به وقوع پیوست. اوجِ مصیبت و اندوه این واقعه را مرحوم سید بن طاووس به قلم آورده است.
🔺وَاللَّهِ لَوْ لَبِسَ الْمُسْلِمُونَ السَّوَادَ، وَأَقَامُوا الْمَأْتَمَ، وَبَلَغُوا غَايَةَ الْأَحْزَانِ، كَانَ ذَلِكَ يَسِيرًا لِمَا أَدْخَلَ عُمَرُ عَلَيْهِمْ مِنَ الْمُصِيبَاتِ، وَأَوْقَعَهُمْ فِيهِ مِنَ الْهَلَاكِ وَالضَّلَالِ وَالشُّبُهَاتِ.
🔸مرحوم سید بن طاووس:
«به خدا سوگند، اگر مسلمانان جامهٔ سیاه میپوشیدند، مجلس عزا برپا میکردند و به نهایت اندوه و سوگواری میرسیدند، این [همه] در برابر مصیبتهایی که عمر بر آنان وارد کرد و هلاکتی که آنان را بدان گرفتار ساخت و نیز گمراهیها و شبهاتی که پدید آورد، ناچیز بود.»
📚الطرائف ج 2 ص433
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖پیامبر صلیاللهعلیهواله شهید شدند
✍🏻همهٔ علمای شیعه و تعدادی از علمای اهلسنت بر این امر اتفاق نظر دارند که پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله» به شهادت رسیدند.
🔺«قُبِضَ بِالْمَدِينَةِ مَسْمُوماً يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ لِلَيْلَتَيْنِ بَقِيَتَا مِنْ صَفَرٍ علیه الرحمه سَنَةَ عَشَرَةٍ مِنَ الْهِجْرَة»1
🔸مرحوم شیخ طوسی بیان میدارند:
رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری در حالی که مسموم بودند درگذشتند.
🔺«قبض بالمدينة مسموما يوم الإثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشر من هجرته»2
🔸شیخ مفید میگوید:
او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری در حالی که مسموم بودند درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت.
🔺«ذَهَبَ كَثِيرٌ مِنْ أَصْحَابِنَا إِلَى أَنَّ الْأَئِمَّةَ خَرَجُوا مِنَ الدُّنْيَا عَلَى الشَّهَادَةِ وَ اسْتَدَلُّوا بِقَوْلِ الصَّادِقِ ع وَ اللَّهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ شَهِيدٌ»3
🔸مرحوم علامه مجلسی علیهالرحمه:
تعداد زیادی از اصحاب و علماء شیعه اعتقاد دارند که ائمه علیهمالسلام با شهادت از دنیا رفته اند و استدلال کردهاند به قول امام صادق علیهالسلام که فرمودند به خدا قسم هیچ یک از ائمه نیستند مگر اینکه به وسیله شهادت از دنیا بروند.
🔺و اعتقادنا في النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
أَنَّهُ سُمَّ فِي غَزْوَةِ خَيْبَرَ ، فَمَا زَالَتْ هَذِهِ الْأَكْلَةُ تعاده [تُعَاوِدُهُ] حَتَّى قَطَعَتْ أَبْهَرَهُ فَمَاتَ مِنْهَا.)4
🔸مرحوم شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات:
اعتقاد ما اينست كه
پيامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله در جنگ خيبر مسموم شد پيوسته اين سم در آن جناب بازگشت ميكرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و بر اثر آن سم فوت شد.
🔺«والبيهقي عن ابن مسعود، قال: لأن أحلف تسعًا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قتل، أحب إلي من أن أحلف واحدة أنه لم يقتل، وذلك أن الله اتخذه نبيًا واتخذه شهيدًا5
🔸بیهقی از عبدالله بن مسعود نقل میکند:
اگر نُه بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است . برای من بهتر است که یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است . به خاطر آن است که خداوند او را نبی گردانید و او را به شرف شهادت بخشید
📚: منابع:
1:تهذیب الاحکام ج6ص1
2: المقنعه شیخ مفید ص456
3: بحار ج 29 ص 209
4: الإعتقادات ج 1ص97
5: شرح الزرقاني علي المواهب اللدنيه ج7 ص364
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» سه روز دفن نشد؟
🔺«مَا عَلِمْنَا بِدَفْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّی سَمِعْنَا صَوْتَ الْمَسَاحِی فِی جَوْفِ لَیلَةِ الْأَرْبِعَاءِ»
🔸عائشه گفت:
ما از دفن پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه شنیدیم.
✍🏻 دلایل این تأخیر، آنگاه که از زبان ابن ابیالحدید معتزلی بیان میشود، شنیدنی و تأملبرانگیز است.
🔺و قوله ما قال إنما كان بعد الفراغ من البيعة و أنهم كانوا مشتغلين بها كما ذكر في الرواية الأخرى. و بقي الإشكال في قعود علي ع عن تجهيزه إذا كان أولئك مشتغلين بالبيعة فما الذي شغله هو فأقول يغلب على ظني إن صح ذلك أن يكون قد فعله شناعة على أبي بكر و أصحابه حيث فاته الأمر و استؤثر عليه به فأراد أن يتركه ص بحاله لا يحدث في جهازه أمرا ليثبت عند الناس أن الدنيا شغلتهم عن نبيهم ثلاثة أيام حتى آل أمره إلى ما ترون و قد كان ع يتطلب الحيلة في تهجين أمر أبي بكر حيث وقع في السقيفة ما وقع بكل طريق و يتعلق بأدنى سبب من أمور كان يعتمدها و أقوال كان يقولها فلعل هذا من جملة ذلك أو لعله إن صح ذلك فإنما تركه ص بوصية منه إليه و سر كانا يعلمانه في ذلك.
فإن قلت فلم لا يجوز أن يقال إن صح ذلك إنه أخر جهازه ليجتمع رأيه و رأي المهاجرين على كيفية غسله و تكفينه و نحو ذلك من أموره قلت لأن الرواية الأولى تبطل هذا الاحتمال و هي قوله ص لهم قبل موته يغسلني أهلي الأدنى
🔸ابن ابی الحدیدمعتزلی:
اما این پرسش باقی میماند که اگر آنان مشغول بیعت بودند، چرا علی «عليهالسلام» از تجهیز و آمادهسازی پیکر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» کناره گرفت؟ چه چیزی او را مشغول کرده بود؟
در پاسخ میگویم: اگر این گزارش درست باشد، گمان قوی من این است که علی «علیه السلام» این کار را برای نشان دادن زشتی رفتار ابوبکر و یارانش انجام داده است؛ زیرا خلافت از دست او گرفته شده و دیگری بر او مقدم شده بود. ازاینرو خواست پیکر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» را به حال خود واگذارد و در امر تجهیز او دخالتی نکند تا برای مردم روشن شود که دنیا و مسئلهٔ خلافت آنان را از پیامبرشان غافل کرده بود؛ بهگونهای که کار پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» پس از سه روز به وضعیتی رسید که میبینید.
علی «علیه السلام» پیش از این نیز میکوشید به هر وسیلهای، رفتار و جایگاه ابوبکر را زیر سؤال ببرد؛ همانگونه که در سقیفه اتفاقاتی افتاد، و به کوچکترین بهانه دربارهٔ کارها و سخنانی که ابوبکر انجام داده یا گفته بود استناد میکرد. بنابراین، شاید این رفتار نیز یکی از همان موارد بوده باشد. یا اگر اصل این گزارش درست باشد، شاید علی «علیهالسلام» این کار را به وصیتی از خود پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» و به سبب رازی میان آن دو انجام داده باشد که دیگران از آن آگاه نبودند.
اگر بگویی: چرا نمیتوان گفت ـ در صورتی که این گزارش درست باشد ـ که علی «علیهالسلام» تجهیز پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» را به تأخیر انداخت تا نظر خود و مهاجران دربارهٔ چگونگی غسل، کفن و دیگر امور مربوط به آن حضرت جمع و هماهنگ شود؟
پاسخ میدهم: زیرا روایت نخست این احتمال را رد میکند؛ همان روایتی که در آن آمده است پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» پیش از وفاتش به آنان فرمود: «نزدیکترین کسانم مرا غسل خواهند داد.»
📚منابع:
1: تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱، ص۵۸۲.
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 37
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چه کسانی در تغسیل و تدفین بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» شرکت نکردند؟
🔺«وَ لَمْ يَحْضُرْ دَفْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص أَكْثَرُ النَّاسِ لِمَا جَرَى بَيْنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ مِنَ التَّشَاجُرِ فِي أَمْرِ الْخِلَافَةِ وَ فَاتَ أَكْثَرَهُمُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ لِذَلِك»1
🔸مرحوم شیخ مفید:
در هنگام دفن پيغمبر، بر اثر آنكه بين مهاجر و انصار اختلاف شديدى در خصوص امر خلافت واقع شده بود بيشتر آنها در وقت دفن پيغمبر حضور نداشتند و حتى براى نماز بر بدن آن حضرت هم موفق نشدند.
🔺فوَ اللَّهِ مَا صَلَّيَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ لَقَدْ مَكَثَ ثَلَاثاً مَا دَفَنُوهُ، إِنَّهُ شَغَلَهُمْ مَا كَانَا يُبْرِمَان»2
🔸«به خدا سوگند، آن دو نفر بر پیامبر خدا «صلیاللهعلیهوآله» نماز نخواندند، و او را تا سه روز دفن نکردند؛ زیرا آنچه مشغولش بودند، آنان را از دفن پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» بازداشت.»
🔺«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ النَّاسُ كَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ إِمَامٌ حَيّاً وَ مَيِّتاً فَدَخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً عَشَرَةً فَصَلَّوْا عَلَيْهِ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ وَ لَيْلَةَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى الصَّبَاحِ وَ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى صَلَّى عَلَيْهِ الْأَقْرِبَاءُ وَ الْخَوَاصُّ وَ لَمْ يَحْضُرْ أَهْلُ السَّقِيفَةِ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع أَنْفَذَ إِلَيْهِمْ بُرَيْدَةَ وَ إِنَّمَا تَمَّتْ بَيْعَتُهُمْ بَعْدَ دَفْنِهِ» 3
🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود:
مردم پرسیدند که چگونه باید بر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» نماز بخوانند؟
پس علی (علیه السلام) فرمود: همانا رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» در حال حیات و پس از وفات، امام است.
پس گروهگروه، ده نفر ده نفر، وارد شدند و بر او نماز خواندند؛ این کار از روز دوشنبه آغاز شد و تا شب سهشنبه تا صبح ادامه یافت، و همچنین در روز سهشنبه ادامه داشت تا اینکه نزدیکان و خواص بر او نماز خواندند.
و اهل سقیفه (یعنی کسانی که مشغول بیعت بودند) در این مراسم حضور نداشتند.
و علی (علیه السلام) بریده را نزد آنان فرستاد، و بیعت آنان تنها پس از دفن پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» انجام شد. (لذا در مراسم تدفین شرکت نکردند)
📚منابع:
1: الارشاد، ج1، ص189
2: تقریب المعارف، ص251
3:مناقب ابن شهرآشوب: ج1 ص239
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونگی تجهیز و نمازخواندن بر پیکر پاک و مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله
🔺و لَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع غُسْلَهُ ص اسْتَدْعَى الْفَضْلَ بْنَ عَبَّاسٍ فَأَمَرَهُ أَنْ يُنَاوِلَهُ الْمَاءَ لِغُسْلِهِ بَعْدَ أَنْ عَصَبَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ شَقَّ قَمِيصَهُ مِنْ قِبَلِ جَيْبِهِ حَتَّى بَلَغَ بِهِ إِلَى سُرَّتِهِ وَ تَوَلَّى ع غُسْلَهُ وَ تَحْنِيطَهُ وَ تَكْفِينَهُ وَ الْفَضْلُ يُعَاطِيهِ الْمَاءَ وَ يُعِينُهُ عَلَيْهِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ غُسْلِهِ وَ تَجْهِيزِهِ تَقَدَّمَ فَصَلَّى عَلَيْهِ وَحْدَهُ لَمْ يَشْرَكْهُ مَعَهُ أَحَدٌ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ وَ كَانَ الْمُسْلِمُونَ فِي الْمَسْجِدِ يَخُوضُونَ فِيمَنْ يَؤُمُّهُمْ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ......
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
و هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خواست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را غسل دهد، فضل بن عباس را فراخواند و به او دستور داد که آب غسل را به او بدهد، پس از آنکه چشمان خود را بست (برای رعایت احترام).
سپس پیراهن پیامبر را از قسمت گریبان شکافت تا به ناف رسید، و خود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) غسل، حنوط و کفن کردن پیامبر را بر عهده گرفت، و فضل آب را به او میداد و در این کار کمکش میکرد.
پس از آنکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از غسل و تجهیز پیامبر فارغ شد، پیشقدم شد و به تنهایی بر او نماز خواند، و هیچکس در نماز بر پیامبر با او شریک نشد.
در آن هنگام، مسلمانان در مسجد مشغول بحث بودند که چه کسی باید امام جماعت نماز بر پیامبر باشد و او را کجا دفن کنند.
پس امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نزد آنان آمد و فرمود:
«همانا رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در حال حیات و پس از وفات، امام ماست.
پس گروهگروه از شما وارد شوند و بدون امام جماعت بر او نماز بخوانند و بازگردند.
و همانا خداوند هیچ پیامبری را در مکانی قبض روح نکرد، مگر آنکه آن مکان را برای قبر او برگزیده است.
و من او را در همان حجرهای که در آن قبض روح شد دفن خواهم کرد.»
پس مردم این سخن را پذیرفتند و با آن موافقت کردند.
🔺« أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ كَيْفَ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ ص قَالَ لَمَّا غَسَّلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَفَّنَهُ سَجَّاهُ ثُمَّ أَدْخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً فَدَارُوا حَوْلَهُ ثُمَّ وَقَفَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي وَسَطِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ .....
🔸ابو مریم انصاری از امام باقر (علیهالسلام) نقل میکند که گفت:
از ایشان پرسیدم نماز بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) چگونه بود؟ فرمود: هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن حضرت را غسل داد و کفن کرد، او را پوشاند، سپس ده نفر را وارد کرد. آنان گرد وجود پیامبر (صلی الله علیه و اله) طواف کردند، سپس امیرالمؤمنین (ع) در میان آنان ایستاد و گفت:
«همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و سلام گویید بهگونهای شایسته.»
پس مردم همان را گفتند که او گفت، تا آنکه همه اهل مدینه و اهل عوالی (نواحی اطراف مدینه) بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) نماز خواندند.
🔺«و أقول: الأظهر عندي أن أمير المؤمنين عليه السلام صلى عليه أولا مع سائر المعصومين و خواص الملائكة و خواص أصحابه، و كانت صلاة الناس عليه بهذا الوجه للتقية و المصلحة، لئلا يريد التقدم في هذه الصلاة غاصب الخلافة فيجعله فضيلة له و حجة على خلافته، كما احتجوا بالتقدم غصبا في حياته عليه السلام عليه »
🔸علامه مجلسي رحمة الله علیه:
من میگویم: آنچه نزد من روشنتر و آشکارتر است این است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نخستین کسی بود که همراه با سایر معصومین، فرشتگان خاص، و یاران ویژهاش بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نماز خواند.
و نماز مردم بر آن حضرت به این شیوه (یعنی گروهگروه و بدون امام جماعت) بهخاطر تقیه و حفظ مصلحت انجام شد، تا مبادا غاصب خلافت بخواهد در این نماز پیشقدم شود و آن را فضیلتی برای خود و دلیلی بر خلافتش قرار دهد؛ همانگونه که در زمان حیات پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز با پیشدستی غاصبانه، بر آن حضرت احتجاج میکردند.
📚:منابع
1: الکافي: ج 1 ص 450
2: مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج5، ص: 265
3: الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 188
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺«يَا عَلِيُّ إِنَ قُرَيْشاً سَتَظَاهَرُ عَلَيْكَ وَ تَجْتَمِعُ كَلِمَتُهُمْ عَلَى ظُلْمِكَ وَ قَهْرِكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَجَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَكُفَّ يَدَكَ وَ احْقِنْ دَمَك»
🔸ابن عباس از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل می کند که در وصیتی به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
ای علی! همانا قریش بعد از من بر ضد تو خواهند شد و همگی آنها بر ظلم کردن و چیره شدن بر تو اجتماع خواهند نمود، اگر یاوری داشتی با آنها نبرد کن و اگر یاوری نیافتی، دست نگه دار و خونت را حفظ کن.
📚الغیبه شیخ طوسی، ص 193
♻️کانال:علم الحدیث
@mirasehadisi