eitaa logo
| میراث علمی سَلَف |
6.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
59 ویدیو
40 فایل
❁﷽❁ ↙️ تحصیل علوم حوزوی به روش اصیل و سنتی ↙️ انتشار ۱۵۰ گیگ صوت علمی ↙️ تشکیل حلقه های علمی ↙️ نشر سیره علما 💢تبلیغ تک بنر، از ۲۱ تا ۹ صبح: ۷۵ هزار تومان *راه ارتباطی: @hm1370 وبگاه (دانلود صوت): http://mirath.blog.ir تلگرام (صوت جدید): @mirath
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️ مژده 💢 ادامه اصوات اعتقادی _ اخلاقی مرحوم استاد فاطمی نیا در کانال تلگرامی قرار گرفت. علاقمندان می توانند اصوات قبلی ایشان را در وبلاگ دنبال نمایند: لینک
هدایت شده از | میراث علمی سَلَف |
⭕️ ۱۵ هزار تومان نذری! 🟡 تاکنون با عنایات خدا و کمک مالی و خیرخواهانه اعضا، بیش از ۱۳۰ گیگابایت صوت از دروس حوزوی و سنتی، بارگذاری و به صورت رایگان منتشر شده است. 💥 اعضای گرامی! شما نیز می توانید حداقل با ۱۵ هزار تومان، ما را در توسعه خدمات یاری فرمایید (خرید نت، وی پی ان، تبلیغات و ...). ❇️ لطفا نیت کنید و هرچقدر مایلید نذر و هدیه کنید به وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا یا حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهما. 💥راستی اگه مایلید داستان رایگان شدن خدمات ما رو بدونین، این جا رو بخونین! ⭕️🟡 شماره کارت اختصاصی جهت نذر علمی (کپی با لمس):
6037697632370752
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (1)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹همسرِ مرحوم اديب كه طيّبه خانم نام داشت دختر حليمه خانم بود و حليمه خانم دخترعمّه پدرم بود و با پدرم از طريق رضاع، خواهر بود و محرم بودند... . 🔺اولين كتابى را كه در روى طاقچه كتاب‏هاى مرحوم اديب و شايد در كنارِ بستر استراحتِ او به‏ ياد مى ‏آورم، در همان حدود پنج شش سالگى، «ديوان حكيم سورى» بود... مرحوم اديب حشر و نشر بسيار محدودى داشت. در سمتِ غربى منزل، ايوان كوچكى قرار داشت و در كنارِ اين ايوان يك اطاق تقريباً سه در چهار كه ديدارهاى خصوصى و خانوادگى مرحوم اديب در همان اطاق بود و تقريباً كتابخانه او را تشكيل مى ‏داد. تا آنجا كه به ‏ياد مى آورم در اين كتابخانه قفسه ‏بندى وجود نداشت و كتاب‏ها روى «رَف»ها و طاقچه ‏ها چيده شده بود... در اطاقِ تدريس مرحوم اديب هم ... مقدارى كتاب بود. 🔹در برآوردى كه حافظه من اكنون پس از قريب شصت سال، از مجموعه كتاب‏هاى مرحوم اديب دارد، تصور مى ‏كنم چيزى حدود هزار و پانصد تا دو هزار جلد كتاب بود. و آنهايى را كه من در عالم كودكى، ... باز مى ‏كردم، دايره ‏مانندى در صفحه اولش بود كه در آن دايره، نام مالك كتاب، يعنى مرحوم اديب، ثبت شده بود. 🔸من ... هرگز به ‏دبستان و دبيرستان نرفتم. در خانه، پدرم و مادرم مرا خواندن و نوشتن آموختند و فارسى و مقدمات زبان عربى در حدِّ جامع‏ المقدمات، يعنى تقريباً تمام كتاب‏هاى آن مجموعه را از شرح امثله تا تصريف و هدايه و صمديّه و انموذج و عوامل جرجانى و عوامل منظومه و حتى كُبرى‏ فى المنطق را. و من بر اغلب اين كتاب‏ها با همان خطِ كودكانه ‏ام حاشيه دارم. يكى از آنها كه به‏ يادم مانده اين است كه وقتى ميرسيّدشريف در مبحث تناقض مى‏گويد «چنانك گويى هريك از انسان و طيور و بهائم فكِّ اَسْفل را مى ‏جنبانند در حالِ مضغ» با آن خط كودكانه در حاشيه كتاب، ايراد خود را به ‏عربى نوشته ‏ام كه «هذاالمثال غلط لأَن الطيورَ لامَضْغَ لهم.» و «لهم» را هم به ‏ضمير جمع مُذكّر آورده ‏ام. و اين‏ها همه در سنين بسيار خردسالى من بود. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ⭕️🟡 شماره کارت جهت نذر علمی: 6037697632370752 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (2)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹وقتى در سن 9-8 سالگى مرا به ‏درس سيوطى (البهجة المرضيه فى شرح الألفيه) روانه كردند روز اول كه خواستم واردِ اطاقِ مدرس اديب شوم، هم سنِّ اندك و هم جُثّه كوچك و ريز و پيز من، سببِ خنده طلبه ‏هايى شده بود كه در سن 18-19 سالگى مى ‏خواستند در درس سيوطى اديب شركت كنند. يادم هست كه با شوخى گفتند تو كوچولويى بايد تو را برداريم و در طاقچه مدرس اديب بگذاريم و دسته ‏جمعى خنديدند. آنچه در آن روزِ نخستين بر من گذشت، از التهاب و دستپاچگى و ترس، به‏ هيچ بيانى قابل توصيف نيست. بالأخره بر خودم مسلّط شدم و رفتم در همان صف، جلوِ مرحوم اديب نشستم... مرحوم اديب پشت به پنجره مى‏ نشست و حلقه ‏هاى نيم‏دايره ‏اى بر گردِ او از كوچك‏ترين دايره – كه نزديك‏تر به ‏او بود – تا وسيع‏ترين دايره كه به ‏ديوارهاى اطاق مى ‏كشيد، شكل مى‏گرفت. سعىِ طلبه ‏هاى جدّى اين بود كه در همان حلقه ‏هاىِ اوّل جا بگيرند. ... كتاب سيوطى چاپ عبدالرحيم را كه تازه برايم خريده بودند درآوردم و منتظر شروع درس نشستم. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ⭕️🟡 شماره کارت جهت نذر علمی: 6037697632370752 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۳)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹من پيش از اين كه به‏حلقه درس اديب درآيم، بخش قابل ملاحظه‏اى از الفيه ابن‏مالك را طوطى‏وار حفظ كرده بودم. شايد يك سوم يا قدرى كم‏تر از آن را. داستان آن از اين قرار بود كه مرحوم پدرم – كه يك فرزند داشت – تمامِ همّ و غمِ او اين بود كه به‏من چيزى ياد دهد. چون حافظه بسيار نيرومندى داشتم پاره‏هايى از الفيّه را ايشان بر من قرائت مى‏كرد و من، بى‏آنكه معنىِ آنها را بدانم، طوطى‏وار حفظ مى‏كردم. از اين بابت در تمام محافل مشهد مشهور شده بودم. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۴)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹وقتى با پدرم به‌منزل بعضى از علما، مثلاً مرحوم حاج ميرزا احمد كفائى پسر مرحوم آخوند خراسانى مى‌رفتيم، فضلاى شهر يكى از خوشى‌هايشان اين بود كه مرا در خواندن ابيات الفيه ابن‌مالك امتحان كنند... نه تنها بخش قابل ملاحظه‌اى از الفيّه را تقريباً حفظ كرده بودم كه هم در خُردسالى در سنين 14-13 سالگى ابيات بسيارى از منظومه سبزوارى را، چه بخش منطقِ آن را و چه بخش حكمت آن را، بى‌آنكه معنىِ آنها را بدانم، در حفظ داشتم. 🔺الآن وقتى در سرِ كلاس، به‌مناسبت بحثى ادبى يا منطقى يا فلسفى بيت‌هايى از الفيّه يا منظومه سبزوارى را براى دانشجويان مى‌خوانم آنها تعجّب مى‌كنند. تعجّب آنها وقتى بيشتر مى‌شود كه مى‌گويم من اين ابيات را در سن 8-9 سالگى حفظ كرده‌ام و بعدها معنىِ آن را به‌درس آموخته‌ام. 🔺به‌دليل همين حافظه نيرومند وقتى اديب سيوطى را – كه شرح الفيه است – درس مى‌گفت و بيت به‌بيت را برطبق شرح جلال‌الدين سيوطى توضيح مى‌داد من از بسيارى ديگر طلبه‌ها، چون ابيات را حفظ داشتم، در فهمِ متنِ كتاب جلو بودم. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۵)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹روز اول طلبه‌ها مرا مسخره كردند و گفتند «اين بچّه را بايد برداريم در طاقچه بگذاريم.» بعدها، در مواردى بعضى از پرسش‌هاى طلبه‌هاى ريش و سبيل‌دار را مرحوم اديب به‌من ارجاع مى‌كرد. 🔺من اين سعادت ‌بزرگ را داشتم كه در محضر مرحوم اديب، سيوطى، مغنى، مطول و حاشيه (شرح تهذيب‌المنطق تفتازانى) و مقامات حريرى را در مسير درس او با عشق و علاقه‌اى شگرف بخوانم و مطول را دو بار خواندم... بار دوم كه به‌درس مطول او رفتم، وقتى بود كه شرح منظومه سبزوارى و قوانين مى‌خواندم و به‌سرم زد كه يك بار ديگر و با چشم‌اندازى ديگر مطول را در درس اديب حاضر شوم. بسيارى طلبه‌ها، مرا مسخره مى‌كردند كه طلبه‌اى كه شرح لمعه و قوانين مى‌خواند مطول خواندنش چه معنى دارد؟ امّا من با نگاه ديگرى اين بار به‌درس مطول اديب مى‌رفتم. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۶)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹در تابستان‌ها، مقامات حريرى به‌ما درس مى‌داد و علم عَروض و قافيه. عروض را از روى كتابچه‌اى كه خود نوشته بود به‌ما املا مى‌كرد. مى‌نوشتيم. بعد توضيح مى‌داد و شعرها را تقطيع مى‌كرد و در اوزان مختلف، شعرهاى گوناگون از حافظه، شاهد مى‌آورد. 🔺يكى از سنّت‌هاى قريب چهل سال معلّمى من در دانشگاه تهران – كه همه دانشجويان آن را به‌نيكى مى‌شناسند – اين است كه هرگز يادداشت و كتاب به‌سرِ كلاس نمى‌برم و تمام اتّكاى من به‌حافظه است. وقتى كه بخواهم مثنوى يا شاهنامه يا خاقانى درس بدهم – يعنى متن تدريس كنم – مثل مرحوم اديب كتابِ يكى از دانشجويان را مى‌گيرم و درس را شروع مى‌كنم. اين شيوه را از اديب آموختم. استاد بديع‌الزمان فروزانفر نيز همين شيوه را داشت. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
💡 ذهن پویا، تفکر عمیق 🔶🔹کتب قدیم و حواشی و شروح بسیار عالمانه ای که در دامن این کتب به رشته تحریر در می آمد، ذهن طلاب را به شدت تیز و پویا می کرد؛ به طوریکه وقتی وارد آیات و روایات می شدند چیزهایی برداشت می کردند که به غایت، ارزشمند بود. پایه های فهم از همین کتب شکل می گرفت و فقاهت ها و استنباط ها از دل همین متون متولد می شد. بسیاری از مبانی اصولی از دل کتب ادبی زایش می کرد و عالمان اسلامی را در سراسر جهان علم، مطرح می نمود. کتب جدید که به اسم تحول! نگاشته می شوند و ظاهری دل فریب و رنگی! دارند، آنقدر کم مایه هستند که تفکر را به نابودی کشانده، و مضمحل می کنند! کسی با تحول مخالف نیست اما این کارهایی که دارد می‌شود حتی عقب گرد نیز نیست چون پیشینیان ما هرگز این چنین بی مایه قلم نمی زدند! ↙️ خداوند سَلَف را رحمت، و بر خلف، رحم فرماید. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
⭕️ «سیره استاد ما ادیب» (۷)؛ خاطره استاد شفیعی کدکنی دام عزه استاد ممتاز دانشگاه از ادیب ثانی رحمة الله علیه 🔶🔹وقتى وارد اطاقِ مَدْرَس مى‌شديم و همه مى‌نشستند مرحوم اديب مى‌گفت: «كتاب بدهيد!» يكى از طلبه‌ها كه در همان حلقه اول نزديك به‌استاد نشسته بود كتابش را مى‌داد و خود از روى كتاب طلبه كنارى‌اش گوش مى‌داد. اديب مى‌پرسيد: كجا بوديم. مى‌گفتيم: مثلاً در صفحه فلان و آغاز فلان عبارت يا باب يا فصل. اديب كتاب را مى‌گشود و نگاهى به‌صفحه مى‌انداخت و كتاب را مى‌بست و انگشتش را لاى صفحه نگه مى‌داشت و از حافظه، تقريباً، تمامى آن صفحه را درس مى‌گفت و گاه در اين فاصله نگاهى به‌صفحه مى‌انداخت و عبارات را تقرير مى‌كرد. 🔺در روزگارى كه من به‌درس مطوّل او مى‌رفتم معروف بود كه بيست يا سى دوره مطول را – تا آن روزگار – از آغاز تا پايان درس گفته بود. به‌همين دليل تقريباً نيازى به‌كتاب نداشت. ╭─────📚─────╮ 📚 کانال میراث علمی سلف؛ 🆔 Eitaa: @mirath 🆔 Telegram: @mirath 🌐 web: https://mirath.blog.ir 📨 Pv Eitaa: @hm1370 ╰─────📖─────╯
⭕️🟡 کانال همیار سنتی 🔶🔹 میراث علمی سلف مدت هاست در راستای فعالیت های خود، کانالی جهت ارتباط علاقمندان به روش سنتی در زمینه تعلیم، تعلّم و مباحثه نموده است. علاقمندان می توانند تقاضای خود را در کانال "همیار سنتی" به ثبت برسانند. 🔺https://eitaa.com/joinchat/1720385630C8b19bab3aa