من الان باید یه دانشجوی هنر میبودم که با موهای ولف کاتش و صلیب به گردن دستای رنگیشو میماله به تیشرت قهوه ایش و سریع کیف دربو داغون گیتارشو برمیداره که به کلاس بعدیش برسه
یا یه دانشمند نابغه که کلی پروژه تو ذهنش داره و شبا با روپوش سفیدش تک و تنها تو همون آزمایشگاهش میخوابه و تو خواب جواب سوالش بهش الهام میشه
Madam Marple
من الان باید یه دانشجوی هنر میبودم که با موهای ولف کاتش و صلیب به گردن دستای رنگیشو میماله به تیشرت
راستی این یه نشونه بود برا اینکه بگم موهامو کوتاه کردم