eitaa logo
مجهولات
235 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
723 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هیمآ...♡
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی این شعر :))>>>>>
مجهولات
مطمئنم در آینده که وارد دانشگاه شدم و دوباره درس و امتحان و کوفت و زهرمار، بخاطر اینکه این تابستون ع
کسایی که تو چت تیکه تیکه می‌نویسن‌و خیلی دوست دارم بعد کسی که تو ناشناسم پایه این کاره باز خیلی بیش‌تر خب؟😂❤️ نمی‌دونم والا ماام عمری فکر می‌کردیم عشق و صفاس، ولی یه سری رفقا در صدرشون محکوم این تصورو با خاک یکسان کردن😔😂
مجهولات
https://eitaa.com/hamiinjoori/1321 ممنونم🥲🫂 از اون‌جایی که در نوشتن آدمِ کمال‌گرایی‌ام، فاصله بین قو
عبای پشمی بلند بر تن، به سماع برف از آسمان تا کفِ سفالین حیاط نگاه دوخته بود و در دل، جواهری قهاری که چنین ریز و زیبا و دقیق این‌همه گوهر یخی را تراشیده بود، تحسین می‌کرد! ریزش برف از آسمان، خوش رقصی کوتاهش میان زمین و هوا و سپس فنا شدنش بر خاک، او را یاد آدم‌های از دست رفته‌اش می‌انداخت. چه پدری که از پنج سالگی سایه‌اش از سرش کم‌ شد و چه مادری که از هفت سالگی.. عبدالقادر، با کندن دل و غم از دست دادن، خوب عجین بود! یک دانه برف بکر و ناب و ظریف و خوش تراش را با نهایت دقت از بالا دنبال کرد. لحظه به لحظه مسیر عبورش را پی گرفت. دید به زمین نزدیک و نزدیک تر می‌شود.. دید فاصله‌ای تا فنا شدن در خاک ندارد... آخ راستی! -به خود تشر زد- نکند عمر معشوق همین‌طور بگذرد و با این تردیدها، سهم عبدالقادر از او تنها حسرت و اندوه باشد؟ آن هم اویی که همه جا به یقین و استواری آوازه داشت! سپس از جا جهید.. مانند کسی که حقیقتا تا افتادن دانه برف بر زمین فرصت زیستن دارد! باید چیزی برای معشوق به جا می‌گذاشت.. برای دخترک مغمومی که قید مکتب را زده بود و آینه به آینه، پیِ عشق می‌گشت. پیِ ایمان. پی منبع و مأمنی که آخر آرامش دنیا باشد. دختری که آخر صلابت و غرور بود و کسی از دلش خبر نداشت، جز خاک مهر سجاده که بارها اژ گریه هایش در نافله گِل شده بود... دخترکی از عشاق و مریدان -حیدر-! گفت کاش آن‌جا بودم. آن‌جا که تو هستی. نمی‌دانم کجایی؟ دهلی یا یونان یا ایران؟ و در چه زمانه و میان چه مردمانی؟ باید برای قلب محزونت کاری کنم اما چه؟ وَه راستی! قسم به قلم. پس قلم در دست گرفت و نوشت: - مکتوب شوق هرگز بی‌نامه‌بر نباشد ما و ز خویش رفتن قاصد اگر نباشد هرجا تنید فطرت یک حلقه داشت‌ گردون در فهم کار پرگار حکم دو سر نباشد خاشاک را در آتش تاکی خیال پختن آنجاکه جلوهٔ اوست از ما اثر نباشد مغرور فرصت دهر زین بیشتر مباشید بست وگشاد مژگان شام و سحر نباشد برقی ز دور داردهنگامهٔ تجلی ای بیخودان ببینید دل جلوه‌گر نباشد ما را به رنگ شبنم تا آشیان خورشید باید به دیده رفتن‌گر بال و پر نباشد هرچندکار فرداست امروز مفت خودگیر شاید دماغ وطاقت وقت دگر نباشد زاهد ز وضع خلوت نازکمال مفروش افسردن ازکف خاک چندان هنر نباشد. آیینه خانهٔ دل آخر به زنگ دادیم زین بیش آه ما را رنگ اثر نباشد خواهی به خلق روکن خواهی خیال او کن در عالم تماشا بر خود نظر نباشد آسودگی مجویید از وضع اشک بیدل این جوهر چکیدن آب‌گهر نباشد باز پشت ایوان ایستاد. دانه برف دیگر همان‌جا بین زمین و هوا ایستاده بود. انگار دیگر فنا نه، بلکه جاودان می‌شد! لبش نه اما چشمانش خندید. راستی آیا این نامه سرگشاده و این شعر پر راز اصلا روزی به دست معشوق پی نشانه می‌رسید؟ راستی دل به که داده و برای که بیدل شده بود؟ یک بی‌نشان؟ بیت سعدی در خیالش گذشت.. - «بیدل» از بی‌نشان چه جوید باز؟! برای: https://eitaa.com/hamiinjoori
-
https://eitaa.com/hamiinjoori/1365 آره کلا اشعار بیدل خیلی پیچیده بود و ترکیبش با نصفه شبی نوشتن متن (که مغزم خیلی فلسفی تر میشه) یه خرده سختش کرد😅✨ ان‌شاءالله که به دلت نشسته باشه🤍
این‌قدر بدم میاد اخیرا دو سه بار شده با وجود اون پیام سنجاق کانال که کاملا واضح و مشخصه همچنان یک عده یهو میان و بعد یهو میرن.. خب مگه با کیک و ساندیس اومدید الان دیگه نمیدن؟! چند چندین با خودتون؟ لذا جهت عدم فرسایش روانی فعلا خصوصی کردم💆🏻‍♀.
کوفت‌و Network eror
یعنی چی الان نتایج اولیه رو دادن؟! گفتم اقلا تا آخر مردادو شادم یه کمم میرم کربلا زجه می‌زنم شاید فرجی شد😔😂💔
مغزم: چارتا درصد منفیه دیگه درد که نداره.. همچنان سر و عضلاتم: درد در حد تزریقی در حال ترک
بالاخره تبلتمو بردم تعمیر و گفتن هاردش سوخته و همه اطلاعاتشم پاک شده و هزینه تعمیرشم بالای ۲میلیونه و احتمال درست شدنشم خیلی کمه :) امشب بساط فروپاشی به پاست..