eitaa logo
مجهولات
315 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
818 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید https://eitaa.com/mjholat/16492 من کارم زار تر از این حرفاست نشستم از پایه از الفبای رياضی شروع کردم هر بیشتر میرم جلو کمتر میفهمم اصلا فایده ای نداره شاید الکی نباید وقتم هدر بدم روی ریاضی و حذفش کنم 💔 😔
مجهولات
📪 پیام جدید https://eitaa.com/mjholat/16492 من کارم زار تر از این حرفاست نشستم از پایه از الفبای ري
اگر مایل بودی زینب آیدیشو داد✨ در باب ناامید نشدن و ایناام مطمئن باش شروع کنی اولش سخته(خصوصا الان که پشت کنکوری و بی کلاس و مربی و رفیق و جو رقابتی)، اما مطمئن باش کم کم گشایش ایجاد میشه. خصوصا تو ریاضی..
173.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اومدم امن یجیب بخونم که دستم خورد رو اون هاشورا😔😂 این بار ۷ تا امن یجیب خوندم.
لحظه طلایی یکی شدن محاسبات با نمونه واقعی بعد از ۵۰ دقیقه تلاش😀
مجهولات
آزمایش اول رو با دقت و حوصله فراوان انجام دادیم ولی سر آزمایش دوم کرمی نبود که نریزیم فقط منتظر بودیم استاد روشو برگردونه تا تمام قواعد آزمایش و قوانین آزمایشگاه رو نقض کنیم😂🤌
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته #قسمت_هشتاد و هشتم: پوستر اتاق پر بود از پوستر فوتبالیست ها و ماشین ... منم برای خ
و نهم: کُرکُر مردی حالم خیلی خراب بود ... - اشتباهی دستت گرفت، پاره شد؟ ... خودت می تونی چیزی رو که میگی باور کنی؟ ... اونجایی که چسبونده بودم ... محاله اشتباهی دست بخوره پاره بشه ... اونم پوستری که رویه ی پالستیکی داره ... ـ تو که بلدی قاب درست کنی ... قاب می گرفتی، می زدیش به دیوار ... که دست کسی بهش نگیره ... مامان اومد جلو ... ـ خجالت بکش سعید ... این عوض عذرخواهی کردنته ... پوسترش رو پاره کردی ... متلک هم می اندازی؟ ... ـ کار بدی نکردم که عذرخواهی کنم ... می خواست اونجا نچسبونه ... هر لحظه که می گذشت ضربان قلبم شدید تر می شد ... ـ خیلی پر رویی ... بی اجازه رفتی سر کمدم ... بعد هم زدی پوسترم رو پاره کردی ...حالا هم هر چی، هیچی بهت نمیگم و می خوام حرمتت رو نگهدارم بازم ... ـ مثال حرمت نگه ندار، ببینم می خوای چه غلطی بکنی؟ ... آره ... از عمد پاره کردم ... دلم خواست پاره کردم ... دوباره هم بچسبونی پاره اش می کنم ... و دو دستی زد تخت سینه ام و هلم داد ... ـ بگو جربزه ندارم از حقم دفاع کنم ... گریه کن، بپر بغل مامانت ... از شدت عصبانیت، رگ گردنم می پرید ... بقیه اش رو گرفتم و کوبیدمش به دیوار ... و نگهش داشتم ... ـ هر بار اذیت کردی و وسایلم رو داغون کردی ... هیچی بهت نگفتم ... فکر نکن اگه کاری به کارت ندارم و نمیزنم لهت کنم ... واسه اینه که زورت رو ندارم ... یا از تو نصف آدم می ترسمبدجور ترسیده بود ... سعی کرد هلم بده ... لباسش رو از توی مشتم بکشه بیرون ... اما عین میخ، چسبیده بود به دیوار ... هنوز از شدت خشم می لرزیدم ... تا لباسش رو ول کردم ... اومد خودش رو کنترل کنه اما بدتر روی سرامیک ... فرش زیر پاش سر خورد ... ـ برو هر وقت پشت لبت سبز شد ... کرکر مردی بخون ... یه قدم رفتم عقب ... مامان ساکت و منتظر ... و الهام با ترس، دست مامان رو گرفته بود ... چشمم که به الهام افتاد، از دیدن این حالتش خجالت کشیدم ... هنوز ملتهب بودم ... سعید، رنگ پریده ساکت و توی الک دفاعی ... همه توی شوک ... هیچ کدوم شون ... چنین حالتی رو به من ندیده بودن ... جو خونه در حال آرام شدن بود ... که پدر از در وارد شد ... @mjholat
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته #قسمت_هشتاد و نهم: کُرکُر مردی حالم خیلی خراب بود ... - اشتباهی دستت گرفت، پاره
فکر نکنم تا حالا تو عمرم به کارکتری اندازه سعید و باباش فحش داده باشم. ببخشید که شادی این پارت رو پیشاپیش به کامتون تلخ میکنم ولی این قوم‌الظالمین خیلی خراب تر از این حرفان...
آزمایشگاه شیمی ۱ اصلا نشد عکس درست و حسابی بگیرم چون یا شدیدا مشغول کار بودیم یا شدیدا مشغول خرابکاری😐😂