۲۷ام ماه رمضان همچنین روزیه که امام حسن ابن ملجم رو بخاطر شهادت امام علی(ع) قصاص کردن.
میگن قرار بوده مثل خودش، به فرق سرش ضربه بزنن. اما ضربهٔ امام حسن (ع) جوری بوده که از همون فرق سر به دو نیم تقسیم شده.
*مغزم: نعرههاش جلیه، به به عجب یلیه!!
به همین منظور 👇
💢گنبد حضرت تنها گنبدی است که پرچم ندارد
▫️چند سالتان بود که فهمیدین چون قاتل امیرالمومنین قصاص شد، تنها گنبدی که پرچم ندارد، گنبد حضرت علی(ع) است.
🎓@TwitteDaneshjo
البته که ما معتقدیم قاتل اصلی امام قصاص نشده و انشاءالله تو رکاب حضرت حجت به مصافش میریم🤝
ما تو محلات قدیمی شهر یزد، رسم دوست علی داریم!
یهنی چی؟
ینی به مناسبت به درک واصل شدن ابن ملجم، میریم با ژست یتیمای مدینه در خونهها از مردم عیدی میگیریم (بچهها)
میخونیم:
دوست دوست دوستِ علیه!
امام اول علیه
میدی یا برم؟!
البته معتقدم اشعار جذابتری هم وجود دارن که ما در حال حاضر استفاده نمیکنیم!
همسایههاام کاملا برای این رسم حاضرن و قبلش از یه خوراکی خوش قیمت، یا یه عیدی در حد ۵تومن، ۱۰تومن، کلی تو خونه تهیه میکنن و میریزن تو کیسه بچهها (الان پی بردم چقدر وایبش شبيه هالوینه)
حتی مغازهدارهای محلهام غالبا تدارک پذیرایی میبینن.
و خب بچهها بعد یه دور مفصل، با کیسههای پر از خوراکیهای مختلف و شعف زائدالوصف، میان خونه✨
مجهولات
مجهولات از اینکه رسم زیبایِ یزد رو نوشتی خرسند شدم، بحثهایی که توی چنلت هست جذابه و میخونمشون *با ا
از توجهات به جزئیات و اینکه کانالو دنبال میکنی خیلی ذوق کردم 🥲✨
هزاران ساله بشر لباس میپوشه و قرنهاست موهای زائدش رو به روشهای مختلف از بین میبره، هنوووز بدن نفهمیده این حجم از موی زائد برا آدمیزاد لازم نیست!
بعد یه عده ادعا میکنن اجداد ما میمون بودن و طی سالیان شکل آدم شدن! جمع کن بساطتو🦧
هدایت شده از محکوم
میدونی چیه؟
خیلی تلخه که یهو متوجه بشی کسی که تو غمهات رو باهاش به اشتراک میذاری انقدر تو رو آدم امن و نزدیکی نمیدونه که تو غمهاش شریکت کنه.
یا کسی که تو دوست داری شادیت رو باهاش قسمت کنی اتفاقات خوب زندگیش رو ازت قایم میکنه.
تقسیم احساسات بنظر من ستون صمیمیته و اگر یکطرفه باشه همهچیز از هم میپاشه
-از سری مونولوگهای نصفی شبی که با خودم داشتم-
امشب سر سفره به مامانم گفتم لطفا خواستی بلند تشکر کنی، به منم خبر بده که وقتی همه توجهشون جلب شد، منم همونجا تشکرمو بکنم. سناریو رو اجرا کردیم و خوب پیش رفت، آخرش خندمون گرفت، شوهرخالم بو برد و بعد مامانم بهش گفت چی بوده قضیه.
موقع رفتن اومده میگه حمیده خانم زود بیا تا مامانت داره خداحافظیاشو میکنه تو ام بکن 😐🤣
البته قصد من این بود خداحافظی رو کلا بپیچونم😔
یه شب هزار شب نمیشه
ولی نه شب اول زندگی:)
شبِ اولِ یک زندگی مشترک،
خیلی مقدستر از اونه که
با گناه شروعش کنید🚶🏻