هدایت شده از تولیدات رسانه ای دانشگاه فرهنگیان
زیر گنبد طلا.mp3
زمان:
حجم:
7M
#پادکست | پارت اول «قصههای گنبد طلا» منتشر شد! 🎙️
🔸| به مناسبت عید بزرگ و آسمانی غدیر خم، تیم رسانهای «حریم نور» با همراهی جمعی از دانشجومعلمان پرتلاش دانشگاه فرهنگیان استان قم، تقدیم میکند؛
🔸| پادکستی ویژهی کودکان با بخشهای متنوع، جذاب و آموزنده:
قصه، شعر، حدیث کودکانه، آداب زیارت، گفتوگو با مهمان ویژه، مسابقه کودکانه و...
👤 گویندگان: محمد صالح قربانی، خانم ها ؛ حمیده جعفری ، فاطمه صفری پور و رزیتا احسانی
🎧 تدوین: محمدعلی توانگر
🎨 طراحی پوستر: امیر محمد دوزنده فردوس
⌝ #قم ⌞
⌝ #دانشجومعلم_خبرنگار ⌞
⌝ #یاوران_رسانه ⌞
💠 کانال رسمی انتشار تولیدات رسانهای دانشجویی دانشگاه فرهنگیان
https://eitaa.com/ostancfu
مجهولات
#پادکست | پارت اول «قصههای گنبد طلا» منتشر شد! 🎙️ 🔸| به مناسبت عید بزرگ و آسمانی غدیر خم، تیم رسان
امشبو با صدای قشنگ من بخوابید🦦✨
قصهاس. قصه کودکانه.
وای وای وای هر ۲ صفحهاش اندازه ۱۰ صفحه بهم میگه
میخوام پرتش کنم اونور و اصن نرم امتحان
فقط فقط فقط دارم میخونم که مجبور نباشم دوباره سر کلاسش بشینم
فقط فقط فقط امیدوارم پاسم کنه این زن بد قلق وگرنه تا خود ترم ۸ زیست گیاهی رو برنمیدارم
مجهولات
برای دخترِ ایران مینویسم، که کسی براش ننوشت..
شاید این از غمانگیزترین نامههایی باشه که نوشتم و میدونم به دست صاحبش نمیرسه. امروز صدمین روزه که تو اونجایی... تو.. اتاق کوچیک و تاریک -انفرادی-
گفتن چمدوناتو بسته بودی که برگردی ایران. پیش خانوادت. خانوادهای که منتظرت بودن. و عمیقا دلتنگشون بودی...
اما دو هفته هیچ خبری ازت نشد... تا اولین تماس...
خودم رو به جات میزارم تو اون لحظات که توصیف کردی، آخرین روز اقامتت در فرانسه است. خونهات آماده تحویل به صاحبخونه. و خودت آماده برگشت. با ذوق و شاید کمی هم دلتنگی... یه دختر تنها که کنج خونهاش نشسته و به همه اینا فکر میکنه تو سکوت اما.. یکدفعه خلوتش رو صدای یورش چندین مأمور مسلح به هم میریزه!
اونا اجازه ندادن حتی بفهمی چی شده، و تو رو بردن... بردن به زندانی که نه برای زنها، نه برای جرائم سیاسی، در کنار قاتلها و دزدها و متجاوزان و... مجبورت کردن اونجا حجابت رو کنار بزاری. و روزایی که قرار بود تو وطنت، کنار خانوادت باشی، کیلومترها دورتر تو سلول انفرادی بگذرونی و.. سهمت فقط چند تماس کوچیک باشه. که فقط بدونن هنوز زندهای:)
تو در فرانسه هستی مهدیه. کشوری که عجیبترین ادعاها رو درباره آزادی و حقوق زنان و فرهنگ داره...
الان شاید ۱۰۰امین چوب خط رو روی دیوار سلول میکشی. یک زن تنها، با شکنجههای روحی مداوم، تو زندانی ناامن، در سلول انفرادی، و...
راستی به چه جرمی؟
حمایت رسانهای از مردم غزه!
همین؟
بله فقط همین!...
برای تو نه دادگاهی تشکیل دادن و نه حکمی بریدن.. انگار فقط میخوان تو اون قفس نگه دارنت تا پرواز یادت بره...
و راستی! کسی از تو خبر نمیگیره؟
کسی دلش برای مادر تو نمیسوزه؟ که الان صدمین روزه که منتظره فردا زنگ خونه بخوره و تو رو بعد از مدتها در آغوش بگیره؟
کسی برای پیدا کردن تو، بازگرداندن تو، و مجازات عاملان آزار تو قدمی برنمیداره؟
تو "دختر ایران"ی!
ایران اسم کوچیکی نیست. اسم این کشور گره خورده به واژه غیرت و عزت.. و هاشا که بانوی ایرانی در بند اجنبی باشه و مرد ایرانی ساکت و منفعل...
تو یک کبوتری. کبوتر جلدی که پیغام صلح رو بردی و خواستی به وطنت برگردی اما اسیرت کردن. دووم بیار... تو آزاد خواهی شد... و دوباره رویای پرواز تو صحن آزادی حرم، نشستن کنار ایوون طلا، زل زدن به ضریح آقا، برات محقق میشه...
دووم بیار، دختر ایران
بزودی تک تک ما به استقبالت میایم
و قصهات رو در کنار قصه تمام زنان قهرمان ایران ثبت خواهیم کرد...