من که به کهگلویه و بویراحمد دسترسی ندارم ولی کاش اونی که قراره خلبان رو پیدا کنه یه میلیارد از اون کلی میلیاردی که افراد مختلف تعیین کردن براش رو بده به من
به بعضی فامیلامون اسم رشتهمو انگلیسی میگم، به بعضی دیگه فارسی
فرقشم دقیقا تو اینه که یه عده رو فقط اسم گنده و دهن پرکن بیوتکنولوژی به وجد میاره، یه عده هم اونقدر آگاهی دارن که بدونن زیستفناوری چه رشته خفنیه یا اونقدر عاقل هستن که بپرسن و با دانش قضاوت کنن🙏🏻✨
مجهولات
این قاب ثبت شده از نوجوان بلوچ واقعا برام دلنشین بود.
۱. لباس و شلوار محلی ساده و مشکی، که کمتر تن بلوچهای یزد دیده بودم (انگار کلا چندان لباس مشکی و اعتقاد به عزای خاصی ندارن، محلیپوشهاشون حتی ایام محرم هم با لباسهای رنگی تردد میکنن)
۲. دمپایی پلاستیکی ساده که مکمل استایل کاملا مستضعفانهاش بود.
۳. این که با یک دست عکس رهبر شهید رو گرفته بود و با یک دست پرچم جمهوری اسلامی ایران رو با جون و دل میچرخوند.
۴. اینکه تنها اومده بود و کاملا دلی، ظاهرا هیچ آشنایی دور و برش نبود.
۵. و قطعا همین لباس محلی. به نظرم خیلی زیباست مردم با لباسهای محلیشون بیان تجمع. خیلی گویاتر همبستگی قومیتهای مختلف برای وطن رو میرسونه.
خیلی از برداشتها و بازخوردهای اشتباه آدمها به حرفا و کارای تو، حاصل روان رنجور خودشونه.
خودتو بخاطرش سرزنش نکن🤍🫂
بچهها اگر یه نویسنده بودید که کارکتر خودتونو خلق کردید و این زندگی رو تا اینجا براش نوشتید، حالا چه درام/واقعه ای رو در کجای داستان زندگیتون مینوشتید که سرنوشت کارکتر با همین خصوصیات، و همین شرایط زمانه و... اون چیز جذابی بشه که دوست دارید؟
(اگر از شرایط و خصوصیات و مشکلات فعلی کارکتر که شما باشید هم اولش کمی بگید عالیه)
[ پیاما اینجا آرشیو شد ]