مجهولات
دوسال پیش چنین روزی برای اولین بار معنیِ انقطاعِ امید و برنگشتنِ عزیزِ سفر کرده رو فهمیدیم...
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بیشرمانه به چشمهای معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بیقرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمدهای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بیسوادی. سادهزیستی. تپقهای کلامی داری. گفتند مردمفریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی.
وقتی همهشان سرگرم بازیهای سیاسی و پولپاشیهای رسانهای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفشهای گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بیوقفه. خوشحالی که دوید توی چشمهایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگیهایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگلهای مهآلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوهوار و ایستادهقامت ماند. دور خودش جمعمان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسهای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مههای ورزقان محو شده بودیم...
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
قلبا دوس دارم اینجور وقتا برم به یه آدم هفت پشت غریبه که مثلا مرداد ۴۰۲ برا تبادل بهم پیام داده پیام بدم بگم چقد از همه بدم میاد.
یکم دیگه یه پسر جذاب شوهرم نشه به گناه میفتم😭🤣. خدایا این چه امتحانیه
#ناشناس
بلند شید برید کانال خانم مبهوم
یه خدمات جدیدی فراهم کرده تو معرفی شوهرش
ناشناس اطلاعات میفرستی هر وقت برات شوهر پیدا شد خبر میده پیوی پیام بدی برا هماهنگی
اصن عالی😔😂
دیگه نگران اینکه اطلاعات بفرستی و ضایع بشی ام نیستی
https://eitaa.com/giahZende
مجهولات
قلبا دوس دارم اینجور وقتا برم به یه آدم هفت پشت غریبه که مثلا مرداد ۴۰۲ برا تبادل بهم پیام داده پیام
رفتم مرداد ۴۰۲
کلاس حضوری نویسندگی و تئاتر میرفتم
مدیر تیم تولیدمحتوای کانال انیاگرام بود
با بینهایت رفتم سفر اربعین:)
یه بیخیال نسبت به نتایج کنکور بودم چون میدونستم پشت کنکور خواهم موند
و چقدر جالب بود همه چی.
دلم مرداد ۴۰۲ رو خواست!
مجهولات
رفتم مرداد ۴۰۲ کلاس حضوری نویسندگی و تئاتر میرفتم مدیر تیم تولیدمحتوای کانال انیاگرام بود با بینها
https://eitaa.com/mjholat/32357
برگااام حمیده
من و تو یه روزی باهم همسفر بودیم
#ناشناس
بیاغراق، بهترین سفر عمرم بود با تمام سختیاش...
مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32357 برگااام حمیده من و تو یه روزی باهم همسفر بودیم #ناشناس بیاغراق، ب
https://eitaa.com/mjholat/32359
دقیقا
فوق العاده بود
به خصوص برای منی که اولین تجربه اربعینم بود و ۱۱ سال هم از آخرین کربلایی که رفته بودم گذشته بود
غرق خاطرات اون لحظه ها شدم ...
یادش بخیر
#ناشناس
آخییی.. آره واقعا...
مربیت کی بود؟ برا ما خانم واصبی بود که با بچههای خانم جوادی جفت بودیم