eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
813 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
مجهولات
دوسال پیش چنین روزی برای اولین بار معنیِ انقطاعِ امید و برنگشتنِ عزیزِ سفر کرده رو فهمیدیم...
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بی‌شرمانه به چشم‌های معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بی‌قرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمده‌ای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بی‌سوادی. ساده‌زیستی. تپق‌های کلامی داری. گفتند مردم‌فریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی. وقتی همه‌شان سرگرم بازی‌های سیاسی و پولپاشی‌های رسانه‌ای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفش‌های گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بی‌وقفه. خوشحالی که دوید توی چشم‌هایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگی‌هایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگل‌های مه‌آلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوه‌وار و ایستاده‌قامت ماند. دور خودش جمع‌مان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسه‌ای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مه‌های ورزقان محو شده بودیم... «مهدی مولایی» @m_molaie110
خیلی یهویی متوجه شدم با دبیر ادبیات راهنمایی‌م همکارم :))))💖 * از راهبرها و مشاوران سپیدارن ایشون
خیلی ممنونم زیبا اتفاقا دلتنگ حرم بودم و برام نشونه ارزشمندی بود🥲🤍
چقد عرفانه سمههههه🤣🤣
بچه‌ها یه وقتایی اون‌قدر از همه آدمای آشنام متنفر میشم که نَفَسَم سنگین میشه.
قلبا دوس دارم اینجور وقتا برم به یه آدم هفت پشت غریبه که مثلا مرداد ۴۰۲ برا تبادل بهم پیام داده پیام بدم بگم چقد از همه بدم میاد.
بعد گفت جدی چطور تحمل کردی گفتم چون دیگه پذیرفتمش (زر زدم)
یکم دیگه یه پسر جذاب شوهرم نشه به گناه میفتم😭🤣. خدایا این چه امتحانیه بلند شید برید کانال خانم مبهوم یه خدمات جدیدی فراهم کرده تو معرفی شوهرش ناشناس اطلاعات می‌فرستی هر وقت برات شوهر پیدا شد خبر میده پیوی پیام بدی برا هماهنگی اصن عالی😔😂 دیگه نگران این‌که اطلاعات بفرستی و ضایع بشی ام نیستی https://eitaa.com/giahZende
مجهولات
قلبا دوس دارم اینجور وقتا برم به یه آدم هفت پشت غریبه که مثلا مرداد ۴۰۲ برا تبادل بهم پیام داده پیام
رفتم مرداد ۴۰۲ کلاس حضوری نویسندگی و تئاتر می‌رفتم مدیر تیم تولیدمحتوای کانال انیاگرام بود با بینهایت رفتم سفر اربعین:) یه بیخیال نسبت به نتایج کنکور بودم چون میدونستم پشت کنکور خواهم موند و چقدر جالب بود همه چی‌. دلم مرداد ۴۰۲ رو خواست!
-
مجهولات
رفتم مرداد ۴۰۲ کلاس حضوری نویسندگی و تئاتر می‌رفتم مدیر تیم تولیدمحتوای کانال انیاگرام بود با بینها
https://eitaa.com/mjholat/32357 برگااام حمیده من و تو یه روزی باهم همسفر بودیم بی‌اغراق، بهترین سفر عمرم بود با تمام سختیاش...
مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32357 برگااام حمیده من و تو یه روزی باهم همسفر بودیم #ناشناس بی‌اغراق، ب
https://eitaa.com/mjholat/32359 دقیقا فوق العاده بود به خصوص برای منی که اولین تجربه اربعینم بود و ۱۱ سال هم از آخرین کربلایی که رفته بودم گذشته بود غرق خاطرات اون لحظه ها شدم ... یادش بخیر آخییی.. آره واقعا... مربیت کی بود؟ برا ما خانم واصبی بود که با بچه‌های خانم جوادی جفت بودیم