هدایت شده از خانقاهِ۫ غزلچه 𓏲࣪ ۫🕌🌱 ۫ 𓍼ִֶָ 𓅪 🏴
کاش لپه قیمه نذری روز عاشورا بودم ولی فردا دوتا امتحان سگی نداشتم.
یه پیامی تو ناشناس اومده بود الان بالا نمیاد کپی کنم بذارمش، خواستم بگم خوندمش🖐
همون که گفتی به هیماام گفته بودی و میخوای نظر منو بدونی
به نظرم نکاتی که هیما و زهرای فارج گفتن واقعا خوب و کامل بود..
منم اینجا پیش امام رضا (ع) دعاگوت هستم و قلبا میخوام مسئله ازدواجت به سادگی و خداپسندانه جور بشه و پیش بره.
و اینکه جلو جلو اورثینک و استرس چیزی رو نداشته باش، بذار اتفاق بیافته
و نهایتا خیلی تلاش کن با یه مشاور ازدواج برای تمام مراحل در ارتباط باشی ✨
تو دبستان یه معاون پرورشی ماه داشتیم که تومور مغزی داشتن..
یه مدت بیماریشون وخیم شد و نتونستن بیان مدرسه..
خیلی همهمون تو همون جو و دنیای دبستان گریه و دعا کردیم که حالشون خوب بشه.
و بطور معجزهگونی شفا گرفتن و تو مدارس بودن تا همین سالا...
دیشب خیلی خیلی خیلی رندوم خواب دیدم تو اتوبوسم و دارم میرم حرم، یهو ایشون از صندلی عقب صدام کرد و محکم بغلشون کردم و کلی احوالپرسی کردیم. اونقدر خوابش زنده بود که از خواب بیدار شدم و دلم براشون تنگ شد. و به خودم گفتم میرم مدرسه و میبینمشون به زودی...
الان فهمیدم دیروز خانم یوسفی تموم کرده:))))))
و فردا تو قطعه خدام حرم دفن میشه:)))))
یهو فرو ریختم💔
لطفا براشون فاتحه بخونید
و قطعا جای چنین آدم خالص و مهربون و خوشفکری تا ابد توی دنیا خالی باقی میمونه:)💔
مجهولات
تو دبستان یه معاون پرورشی ماه داشتیم که تومور مغزی داشتن.. یه مدت بیماریشون وخیم شد و نتونستن بیان م
اولین نفری که تو مدرسه به شعرام بها داد
میخوندشون و نظرشو بهم میگفت
مراسمات صبحگاه میاوردم شعرای بچگونهامو بخونم
همه اینا خانم یوسفی بود
برای جشن تکلیفم تزئینات میخواستم، خودش رو گلاسه طرحدار برام با قلم و دوات چندتا جمله و شعر نوشت که روی دیوار خونهمون بچسبونم
علیرغم اینکه هیچ استعدادی نداشتم تو نمایش بهم نقش داد
و تازه من ارتباط خاصی باهاشون نداشتم
با همه همینطور، و چه بسا خیلی بیشتر مهربون بود:)
جشن فارغالتحصیلی سال ششم اولین نفری که موقع خداحافظی بغلش کردم و گریهام گرفت خانم یوسفی بود:)
و شاید اگر اون خواب دیشب نبود الان اینقدر دلتنگ نبودم...
ولی الان واقعا برام سخته و جاش خالیه...
مجهولات
یه جور آزمون استخدامی دادم و قبول نشدم :)) میشه فرونپاشید؟ #ناشناس میدونم سخته ولی قبول نشدن واقعا
و اینکه
بامدادی است پی هر شب تاری، آری🤍