هدایت شده از مجهولات
وقتی بعد از چند سال که این راز رو فهمیده بودم و تو خودم میریختم و تنهاییام اشک میریختم، وسط دعوا مامان به بابا گفت فکر کردی نمیدونم میری پیش زن دومت؟
ولی کاش تموم میشد
هنوز تعلیق دست بردار نیست
و زندگی و آینده ما رو هواست
-
عزیزدلم🫂
خوبه که مامانت تو رو داره حداقل.
امیدوارم هرچی خیره براتون پیش بیاد.
هدایت شده از مجهولات
اونایی که منو تو اسمشو دراما میزاریم عملا پشمه
آبی-
هدایت شده از مجهولات
۹ اسفند ۱۴۰۴....💔
توی بهمن ماه همش با خودم تصور میکردم اگر قسمت شد برم دیدنشون براشون یه نامه بنویسم و اول ازشون حلالیت بطلبم و بعد اگر حلالم کردن در جواب بهم یه چفیه بدن🙂💔
ولی ۹ اسفند ۱۴۰۴ همه چی تموم شد....💔
تمومِ تموم . . .🙂💔💔💔💔💔
فقط تنها دعا و امیدواریم اینه که زنده باشم و رجعتشون با صاحبالزمان رو ببینم و اون موقع ازشون حلالیت بطلبم🥲🙏🏻
-
اون روز واقعا برای همه یه چیزی تموم شد. یه چیز بزرگ. و خیلی چیزای دیگه شروع شد که تمومی نداره...
مثل داغ و سوگ توی سینههامون
هدایت شده از مجهولات
من که وقتی دراماهامو تو ناشناسای بقیه میگم برام ختم صلوات میذارن😔😂
- تأویل
هدایت شده از ابرهای پف پفی☁️𓅯
شادی با پذیرفتن نمیاد
در واقع پذیرفتن راه رو برای شاد بودن هموار میکنه
هدایت شده از مجهولات
میام با حیرت میبینم نه اینو من نگفته بودم که🤌 :/
- تأویل
هدایت شده از - خطخطیهای قلب .
من برایش مثل کودک ذوق میکردم ولی؛
مدتی با خندههایم خالهبازی کرد و رفت . .
هدایت شده از مجهولات
بچهها جون فاطمه چالش گذاشته
به ناشناس خودش بفرستید