✅ در بیست و یکمین کارگاه شاهنامه مطرح شد:
🔸دینداری و خردمندی آرامانیترین نگاه فردوسی به حاکمیت ایران است.
▫️در نگاه آرمانی فردوسی به حاکمیت، دینداری و خردمندی به ویژه نزد شاهان و حاکمان ملازم یکدیگرند. حاکمان بیدین و یا بیخرد ستوده و پسندیده نیستند آنگونه که در آغاز داستان پادشاهی منوچهر آمده هنگامی که او به پادشاهی رسید خود را دارای ویژگی جنگاوری و خشم بر دشمنان و داد و مهربانی بر مردم خود معرفی کرد، سپس خود را دیندار و با فره ایزدی که میتواند به مردم خدمت کند و دست بدان را از کشور کوتاه نماید؛ سپس در یک بیت میگوید که با وجود همه این توانمندیها من بنده و فرمانبردار خداوند هستم: "ابا این هنرها یکی بندهام/ جهانآفرین را ستایندهام."
▫️فردوسی که دین و ملیت را دو عنصر مهم برای قوام و دوام کشور میداند با هنرمندی آموزههای دینی و مذهبی را در رفتار و گفتار پهلوانان و ضرورت توجه به ملیت و ایرانیت را در داستانهای کهن و اساطیری زنده کرده است.
▫️به خلاف گفتار برخی پژوهشگران، که با درک ناقص و جزئینگر از برخی دورههای اساطیری نشانههایی از اندیشهی سکولاریسم(جدایی دین از حاکمیت) را در شاهنامه جستوجو کردهاند، فردوسی برترین و بهترین شاهان را آنانی میداند که هم شایستگی و درایت شاهی داشتهاند و هم با فره ایزدی نگهبان دین بودهاند.
▫️ در روایت فردوسی پس از مرگ نوذر چون بزرگان ایران درپی جانشینی شایسته برای او میگردند و نامهایی از جمله توس و گستهم برای شاهی به میان میآید، زال که پهلواناول کشور و دارای نفوذ کلام است مخالفت میکند و برمیخیزد و در جمع میگوید که شاه آینده باید هم خسرونژاد و دلیر، هم دارنده فرهایزدی و هم کسی باشد که بتواند با دانایی و خردمندی کشور را اداره کند: "اگر داردی توس و گستهم فرّ/ سپاه است و گردان بسیار مرّ/ نگیرد برایشان همی تاج و تخت/بباید یکی شاه بیدار بخت/ که باشد براو فرّه ایزدی/ بتابد ز دیهیم او بخردی."
▫️در باور اساطیری و تاریخی ایرانیان شاه تا زمانی شایستهی شاهی است که با داشتن فرهایزدی بتواند حافظ کشور و نگهبان دین باشد، و برپایهی این باور اگر شاهی راه خطا رفت، فرهایزدی را از دست میدهد آنگونه که جمشید در آغاز، شاهی قدرتمند و بزرگ بود و خدمات بسیار کرد اما چون منی کرد و خودخواهی ورزید آنچه داشت از دست داد: بزرگی و دیهیم شاهی مراست/که گوید که جز من کسی پادشاست؟!/ هنر چون بپیوست با کردگار/ شکست اندرآورد و برگشت کار.
#محمدجعفر_محمدزاده
@mjmohammadzadeh
یادداشت روزنامه جام جم؛ *ایران و پهلوانانی که نمیمیرند.*
به قلم: *محمدجعفر محمدزاده* پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران
https://jamejamonline.ir/006Ll7
▫️نشست شاهنامهپژوهی و شاهنامهشناسی
🕰 امشب، دوشنبه، ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه به صورت مجازی و برخط
▫️شرکت برای عموم آزاد است.
🏢 حضور مجازی بر بستر گوگلمیت( google meet) از رهگذر پیوند زیر:
👇👇👇
https://meet.google.com/agb-heqe-egr
@mjmohammadzadeh
▫️نشست شاهنامهپژوهی و شاهنامهشناسی
🕰 دوشنبه، ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه
⚧ تالار اجتماعات مجتمع ستارخان
▫️شرکت برای عموم آزاد است.
🏢 حضور مجازی از رهگذر پیوند زیر:
👇👇👇
https://meet.google.com/agb-heqe-egr
@mjmohammadzadeh
✅ کردار و گفتار پیروان ادیان نباید به حساب دین گذاشته شود.
در بیستودومین نشست «کارگاه شاهنامه» که با حضور علاقهمندان به فرهنگ و ادب ایرانی برگزار شد، احترام به دینهای مختلف در اندیشۀ فردوسی بزرگ بررسی گردید.
در این نشست تأکید شد که فردوسی، با وجود بیان آشکار باور دینی و مذهبی خود، هیچگاه به تخطئه یا تخریب دیگر ادیان نپرداخته است. او در سراسر شاهنامه از ادیان آسمانی همچون یهودیت، مسیحیت و اسلام، و حتی از آموزههای مزدک و مانی با احترام یاد میکند و علاقهای به برجسته کردن اختلافهای دینی ندارد. این رویکرد، نشاندهندهی نوعی کثرتگرایی دینی در نگاه اوست.
فردوسی در اشعار خود به صراحت میگوید:
«اگر چشم داری به دیگر سرای / به نزد نبی و وصی گیر جای / بر این زادم و هم بر این بگذرم / چنان دان که خاک پی حیدرم»
اما در عین حال، ادیان دیگر را بیارج نمیداند و باور دارد که همۀ آنها در هدف اصلی خود مشترکند: رساندن انسان به خداوند.
در شاهنامه آمده است که فردوسی مقصد پیامبران را واحد میداند و اختلافها را ناشی از برداشتهای نادرست پیروان میشمارد:
«همین درکشد این از آن، آن از این / شوند آن زمان دشمن از بهر دین.»
او ایرانیان را از دیرباز دینمدار معرفی میکند و آیین مهر، زردشت و اسلام را در امتداد هم و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ و تمدن ایران میبیند.
در داستانهای شاهنامه پهلوانان و شاهان بارها به دین نیاکان خود افتخار کردهاند؛ چنانکه در داستان بهرام گور میخوانیم:
«بر آیین زردشت پیغمبرم / ز راه نیاکان خود نگذرم.» همچنین است که حکیم اتهام دوگانه پرستی و آتشپرستی را در جاهای مختلف از دامن دین زردشت میزداید:
«به یک هفته بر پیش یزدان بودند/ مپندار کاتشپرستان بودند/ که آتش بدانگاه، محراب بود/پرستنده را دیده در آب بود.»
فردوسی در ضمن داستان خرداد برزین از حضرت مسیح سخن میگوید:« یکی بینوا مرد درویش بود/ که نانش ز رنج تن خویش بود/ چو آورد مرد جهودش به مشت/ چو بی یار و بیچاره دیدش بکشت/ همان کشته را نیز بردار کرد/ بر آن داردبر، مر ورا خوار کرد».
همچنین در بخش دیگری از شاهنامه، هنگامی که منوچهر نوذر را به جانشینی خود برمیگزیند، به بعثت حضرت موسی(ع) اشاره میکند:
«کنون نو شود در جهان داوری / چو موسی بیاید به پیغمبری.»
در اندیشۀ فردوسی، رفتار نادرست برخی پیروان نباید به حساب اصل دین گذاشته شود. او انحرافها و کژاندیشیها را ناشی از سوءفهم آموزههای دینی میداند و حساب دین را از کردار پیروان جدا میکند. نمونۀ این نگاه را میتوان در روایتهایی چون داستان بهرام گور و لنبک آبکش، یا ماجرای انوشیروان و مهبود و زروان یافت.
کارگاه شاهنامهپژوهی و شاهنامهخوانی دوشنبهشبها به صورت حضوری و برخط برگزار میشود و همواره پذیرای علاقهمندان به فرهنگ و ادب ایرانی است.
#محمدجعفر_محمدزاده
@mjmohammadzadeh
✅ کیمیای نقد در چهارراه اندیشه
▫️برای خرید مجله نقد اندیشه به دکه روزنامه فروشی رفتم، روی پیشخوان ندیدم، پرسیدم، گفت چند لحظه صبر کنید جلوی دست نیست. گفتم چرا؟ گفت این مجله مشتری خودش را دارد، سپس از داخل دکه یک نسخه داد. دکهدار باتجربه درست فهمیده بود، نقد اندیشه نه از جنس تخریب و تخطئه است نه از لون تبلیغ و هواداری؛ هرچه هست اندیشه است که از تعاطی افکار با ایدههای متفاوت و گاه متضاد فراهم آمده است.
▫️ به تجربه و آزموده میدانم که گرامیان، پیام فضلینژاد و دیگر همکارانش، چقدر قلمشان در تولید و تدوین محتوا و وقتشان در مدیریت و به فرجام رساندن این کار متحمل زحمت طاقتفرسا شدهاند، دستمریزاد و نیکنامی توشۀ راهشان باد.
▫️شمارههای ۴و۵ نقد اندیشه در ادامه روند تکاملی و پر و پیمانتر از شمارههای قبل است. من هم افتخار دارم که رسالهای با سرنامۀ «ادوار آرامش و دوران آشفتگی» (پیرامون روابط باستانی دین و حکومت در پهنۀ تمدن ایرانی) نوشتهام. احتمالا طولانیترین مطلب این مجله است؛ امیدوارم درخور اعتنا باشد و درنظر آید. قضاوت درباره محتوا و اثرگذاری آن را به عهده خوانندگان ارجمند میگذارم و خواهشمندم که این کمترین را از نگاه انتقادی خود محروم نفرمایند.
▫️برخی سرفصلهای آنچه نوشتهام:
رمز و راز مشروعیت، کیش مهر در تمدنهای ایرانی، ادوار آیین مهر، دین و تمدن در دوره اشکانیان، خشونت دینی در عصر ساسانی، پیامدهای قیام مزدکیان، تشدید آشفتگی دینی، آرامش دوران انوشیروان، پیشلرزههای افول ساسانیان، طلوع تمدن اسلامی و...
▫️برشهایی از متن:
▫️داریوش اول برپایه اصول زردشتی سیاست، نظم و راست کرداری را در پیش گرفت.
▫️از چالشهای دورۀ ساسانی نقش غیرمسئولانه موبدان در امور حکومتی بود.
▫️بهرام یکم با سرکوب مخالفان، نفرت و انزجار عمومی را نسبت به دین ایجاد کرد.
▫️قباد یکم برای کاهش قدرت اشراف و غلبه بر مشکلات اجتماعی به مزدک روی آورد.
▫️انوشیروان دولتی ملی و مقتدر بر پایۀ سنتهای ایرانی بنیان نهاد.
▫️در زمان بعثت پیامبر اسلام ایرانیان برای آگاهی از آموزههای اسلام به حجاز سفر کردند.
▫️طاهریان، نخستین حکومت محلی ایرانی را پس از ساسانیان تأسیس کردند.
▫️بدبینی ایرانیان به بنیامیه و جستوجوی اسلام در افقی دورتر از آنچه میدیدند موجب قیام مسلحانه به رهبری ابومسلم علیه آنها شد که باعث برافتادن و سرنگونی آنان شد.
▫️و...
#محمدجعفر_محمدزاده
#نقدـاندیشه
#دینپژوهی
#ایرانشناسی
#ایران_فرهنگی
https://www.instagram.com/p/DNgdfCfND5D/?igsh=N2p0YzltbWlia2Jn
▫️بیست و چهارمین کارگاه شاهنامهپژوهی و شاهنامهشناسی
🕰 دوشنبه، ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه
⚧ تالار اجتماعات مجتمع ستارخان
▫️شرکت برای عموم آزاد است.
🏢 حضور مجازی از رهگذر پیوند زیر:
👇👇👇
https://meet.google.com/agb-heqe-egr
@mjmohammadzadeh
✅ گزارش بیستوسومین کارگاه شاهنامهپژوهی و شاهنامهخوانی
بیستوسومین نشست کارگاه شاهنامهپژوهی و شاهنامهخوانی با حضور محمدجعفر محمدزاده برگزار شد. در این نشست شرایط سیاسی و فرهنگی سه سدهی نخست هجری در ایران بررسی شد.
▫️ در آغاز ورود اسلام به ایران، برخی از عمال خلفای اموی و عباسی بهجای پایبندی به آموزههای اسلامی، بیشتر در پی تثبیت عربیت بودند تا اسلامیت. از همین رو دغدغۀ اصلی آنان، عربیسازی متصرفات بود نه اسلامیکردن. به همین دلیل نیز ایرانیان را «موالی» ـ به معنای بندگان ـ مینامیدند و میکوشیدند قوم عرب را برتر معرفی کنند.
▫️ در چنین شرایطی، ایرانیان با رویکرد «اندیشۀ ایرانی مسلمان» به بازسازی هویت ملی خود پرداختند تا نشان دهند که شهروند درجه دو یا سه نیستند. در این فضا بود که فردوسی با نگاهی دینی و اسلامی، به خلق خاطرۀ جمعی و حافظۀ ملی ایرانیان همت گماشت. او زبان حماسه را برگزید تا ارزشهای فرهنگی و ملی ایرانیان را بازتولید و ماندگار کند.
▫️ آنچه ایرانیان با «اندیشۀ ایرانی مسلمان» پدید آوردند، در هیچ یک از دیگر سرزمینهای اسلامی دیده نشد. نخستین مؤلفهای که در این روند برجسته شد، زبان فارسی بود که بهعنوان مهمترین عنصر هویت ملی پاس داشته شد.
▫️ بازسازی هویت ملی ایران هرگز در تقابل با اسلام نبود؛ بلکه ایرانیان میخواستند هویتی متمایز از هویت عربی داشته باشند.
▫️ این پدیده بازیابی«هویت ملی با اندیشهی ایرانی مسلمان» نامیده میشود و دورهای را پدید میآورد که افتخارآمیز است و ایرانیان حضور شکوهمندی در دورۀ تمدن اسلامی داشتهاند.
▫️ تدبر در محتوای شاهنامه دلیل محکمی بر همزیستی و آشتیپذیری دو مفهوم ایرانی و اسلامی است و خود فردوسی نماینده کاملی از شخصیت ایرانی مسلمان است.
▫️ شاهنامه را باید کتاب ملی ایرانیان دانست؛ کتابی که دربرگیرندۀ همۀ مؤلفههای فرهنگ و تاریخ ملی ایران است. شاهنامه تنها «نامۀ شاهان» نیست، چراکه در بسیاری موارد، از شاهانی چون کیکاووس و جمشید انتقاد شده است.
▫️ابر قهرمان شاهنامه رستم است و اگر قرار بود بر اساس داستانهای آن نامگذاری شود، شاید «رستمنامه» یا «پهلواننامه» مناسبتر بود.
▫️ تعبیر درستتر آن است که «شاهنامه» را خردنامۀ ایرانی و کتاب بزرگ ایرانیان بدانیم؛ نامه به معنی کتاب است واژهی «شاه» به معنای «بزرگ» به کار رفته است آنگونه که میگوییم شاهراه و... .
▫️ کارگاه شاهنامه هر دوشنبه شب به صورت حضوری و برخط در مجتمع فرهنگی ستارخان تهران با حضور علاقهمندان برگزار میشود.
#محمدجعفر_محمدزاده
@mjmohammadzadeh
https://jamejamonline.ir/fa/news/1515796
بخشی از گفتوگوی امروز من (۵شهریور) با روزنامۀ جام جم:
ایران با حفظ مولفههای اقتدار همهجانبۀ ملی تا کنون پایدار مانده است، متاسفانه ایرانستیزان در طول تاریخ همواره در پی دستاندازی به مرزهای ما بودهاند و برای آسیب زدن به ایران گاهی به مرزهای جغرافیایی و گاه به مرزهای فرهنگی و زبانی ما تاختهاند. شاهنامه یکی از مرزهای مهم هویت و انسجام ملی ایرانیان است که در طول تاریخ مصون از تعرض نبوده و اکنون هم مورد حمله است. جلوگیری از تعرض به مرزهای فرهنگی کماهمیتتر از حفظ مرزهای جغرافیایی نیست.
#محمدجعفر_محمدزاده
#روزنامهـجامـجم
@mjmohammadzadeh
https://www.aparat.com/v/plde0kx
👆👆👆👆
*مشروح گفتوگو با دیدارنیوز را از پیوند بالا ببینید.*
@mjmohammadzadeh