به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق جهان هستی، خدای فراوانی ها است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد.
ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خود ارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
با نگاه
توحیدی است
که هر روز نعمتهای
بیشتری را روانه زندگی ما
میسازد و عزت، ثروت و سلامتی
بیشتری به ما میبخشد. تنها به این
دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند.
وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید
دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید
باج نمیدهید
تملق کسی را نمیگویید
و
ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است.
وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد.
اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند
(حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند
بزرگترین
«بت ذهنی» یا «عامل بیرونی»
که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟