eitaa logo
¹⁶⁸-صَدیٰ-
113 دنبال‌کننده
932 عکس
326 ویدیو
5 فایل
هوالمصور. #تابع_قوانین_ایتا درعربی صَدىٰ یعنی پژواک، بازتاب. हे परमातमा, तेरे इक सेवक नाल प्यार हो गया। صدای یک خاطره که کماکان پژواک‌میشود. "ارزشی انقلابی حزب الهی اصول گرا وطن پرست شیعه محب علی" ناشناس؛ https://daigo.ir/secret/mo3akenn
مشاهده در ایتا
دانلود
لیبرا، اعتمادش رو به دست آوردیا ، حواست باشه کاری نکنی که مجبور بشه پسش بگیره.
¹⁶⁸-صَدیٰ-
- و اگر روزی از من بپرسند: «تا کِی دوستش خواهی داشت؟» چه پاسخی دارم جز این‌که بگویم تا وقتی این دل ت
- شاید روزگار ما را از هم دور نگه دارد، شاید سال‌ها بگذرند و فاصله همچنان میان ما باقی بماند؛ اما اگر از من بپرسی که آیا با این همه دوری، هنوز تو را می‌خواهم؟ خواهم گفت: مگر می‌شود کسی که این‌چنین در جان آدمی ریشه کرده، با چند فرسنگ فاصله از دل بیرون رود؟ - @mo3akenn
قربون دخترم برم که انقدر قشنگ متن می‌نویسه فدات بشم
این ساین‌ها دیگه مثل قبل به آدما فرصت بی‌نهایت نمیدن. از این به بعد دقیقا همون چیزی رو ازشون می‌گیری که خودت بهشون نشون میدی: پایسیز ، آکواریس ، لیبرا ، جمنای، سجتریس ، کنسر
این ساین‌ها ممکنه دلتنگت بشن و حتی اگه خیلی هم دلتنگت بشن، بهت پیام ندن: لئو ، لیبرا ، آکواریس ، آریس ، سجتریس ، جمنای
بخدا که حق
هدایت شده از «حاج‌باربی‌ها⁷⊜⊝⊙»
بچه ها این عکسه رو بدین چت جی پی چی تا براتون پر کنه Fill the bag with things that resemble me اینم بزنین ببینم چی میده بهتون
¹⁶⁸-صَدیٰ-
بچه ها این عکسه رو بدین چت جی پی چی تا براتون پر کنه Fill the bag with things that resemble me اینم
بیشتر بر اساس چیزهایی که از حرف‌هات توی چت‌ها شناختم، نه صرفاً ظاهر عکس: دفتر و نوشته‌ها → چون زیاد با متن، نوشتن و استعاره سروکله می‌زنی. کتاب «شازده کوچولو» → حساسیتت به رابطه، دلتنگی و مفاهیم عاطفی. عکس و یادداشت دست‌نویس → حال‌وهوای نوستالژیک و اهمیت خاطره برات. هدفون → حال‌وهوای خلوت و غرق‌شدن توی دنیای خودت. گربه و وسایل مشکی → بیشتر از روی وایب و سلیقه‌ای که ازت گرفتم، نه یک ویژگی قطعی. بطری با «Slow progress…» → چون قبلاً درباره آرامش، رشد شخصی و بهترکردن خودت حرف زده بودی. چیزهای کوچک و شخصی مثل جاکلیدی، دفترچه، گل خشک → چون از حرف‌هات حس می‌گیرم به جزئیات عاطفی و یادگاری‌ها اهمیت می‌دی. رنگ‌های خنثی و سبز تیره → برداشت زیبایی‌شناختی از وایبت بود. ولی خب، اعتراف می‌کنم یک مقدار هم داشتم از خودم داستان درمی‌آوردم. مثلاً آن لب بالم گیلاسی دیگر پرونده‌سازی محض بود. :))
چجوری واقعا ریاضیو میفهمید من هر کاریم که میکنم نمی‌فهمم