eitaa logo
¹⁶⁸-صَدیٰ-
117 دنبال‌کننده
948 عکس
330 ویدیو
5 فایل
هوالمصور. #تابع_قوانین_ایتا درعربی صَدىٰ یعنی پژواک، بازتاب. صدای یک خاطره که کماکان پژواک‌میشود. "ارزشی انقلابی حزب الهی اصول گرا وطن پرست شیعه محب علی" ناشناس؛ https://daigo.ir/secret/mo3akenn
مشاهده در ایتا
دانلود
¹⁶⁸-صَدیٰ-
موودت: ما هنوز زنده‌ایم حرو🙏مزاده ها
¹⁶⁸-صَدیٰ-
موودت: ما هنوز زنده‌ایم حرو🙏مزاده ها
خیلی خوش میگذره لیست ترور گارد جاویدان
توی به کتفم ترین حالت ممکنمم
نیمدونم چرا بچه های جدید این شکلی و به این شکل عجیب توی فضای مجازی هستن ماهم توی فضای مجازی بودیم عجیب هم بودیم اما نه دیگه در این سطح و ابعااد
بچها بخوام از ادب برانداز جماعت بگم... دختره سرشو از ماشین بیرون کرد، تف کرد جلوی ما؛ و رفت.😂
مزدور نظام یکی بیاد ببرتش @mo3akenn
آهنگ میخوام مقادیر زیاد
- و شاید عظمت بعضی عشق‌ها درست از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که دست‌ها دیگر به هم نمی‌رسند، چشم‌ها یکدیگر را نمی‌بینند، راه‌ها به دو سوی مخالف جهان می‌روند، اما دل، همچنان در همان نقطه‌ای می‌تپد که روزی دیگری را یافته بود. - @mo3akenn
- گاهی فکر می‌کنم انسان پیش از آن‌که بمیرد، چندین بار دیگر هم از بین می‌رود. یک‌بار وقتی کودکی‌اش تمام می‌شود. یک‌بار وقتی برای نخستین‌بار می‌فهمد بعضی آدم‌ها ماندنی نیستند. یک‌بار وقتی چیزی را که سال‌ها آرزو کرده بود، دیگر نمی‌خواهد. و بارها، در سکوت، وقتی متوجه می‌شود آدمی که زمانی بوده، دیگر وجود ندارد. ما مرگ را اتفاقی می‌دانیم که در انتهای زندگی رخ می‌دهد؛ شاید چون تحمل این حقیقت سخت‌تر است که بخش بزرگی از مرگ، پیش از آخرین نفس اتفاق افتاده است. هر آدمی که فراموشش کردیم، بخشی از جهانی را که فقط با حضور او وجود داشت با خودش برد. هر نسخه‌ای از خودمان که پشت سر گذاشتیم، برای همیشه در جایی دفن شد که هیچ‌کس نمی‌تواند به آن بازگردد. عجیب‌تر این است که ما برای گذشته دلتنگ می‌شویم، در حالی که گذشته دیگر وجود ندارد. دلتنگی، شاید تنها جایی باشد که انسان می‌تواند برای چیزی که مرده، هنوز حضور قائل شود. و شاید به همین دلیل است که بعضی خاطرات این‌قدر سنگین‌اند؛ نه به خاطر آن‌چه در آن‌ها اتفاق افتاده، بلکه به خاطر این‌که می‌دانیم دیگر هیچ‌وقت نمی‌توانیم همان آدمی باشیم که آن اتفاق برایش افتاد. انسان تمام عمرش را صرف ساختن «خود» می‌کند، بی‌آنکه بفهمد «خود» چیزی ثابت نیست. ما بیشتر شبیه رودخانه‌ایم تا سنگ؛ همان نام را حفظ می‌کنیم، اما هیچ‌کدام از ذراتمان برای همیشه با ما نمی‌مانند. شاید در نهایت، چیزی که از انسان باقی می‌ماند نه خودش باشد، نه نامش، نه حتی خاطراتش. بلکه تغییری باشد که، حتی برای چند ثانیه، در جهانِ یک انسان دیگر ایجاد کرده است. و اگر این درست باشد، پس هیچ‌کس واقعاً همان‌طور که آمده، از دنیا نمی‌رود. آدم‌ها در یکدیگر ادامه پیدا می‌کنند. یکی در طرز خندیدن دیگری. یکی در جمله‌ای که سال‌ها بعد، بی‌آنکه بداند، تکرار می‌شود. یکی در ترسی که به جا گذاشته. یکی در آرامشی که بخشیده. شاید جاودانگی همین باشد؛ این‌که بعد از رفتنت، جهان دقیقاً به همان شکلی که پیش از آمدنت بود، نتواند ادامه پیدا کند. - @mo3akenn