این خدا همونیه که گفت:لا تخف و لا تحزن
اگه ازش خواستی و نداد،شاید برات "حزن" و سختی داشته،می خواسته رشد کنی دیگه🌱
خودش گفت نترس،غمگین نشو،من باهاتم
پس نگو بهم پشت کرده
شاید تو قهری و برعکس نشستی...
https://eitaa.com/moarej
زندگی هنر نقاشی کردن است.سعی کن بدون استفاده از پاک کن،طوری زندگی کنی که...
https://eitaa.com/moarej
قبل از نوشتنش نیت کردم این صفحه فی سبیل الله خراب شه به عنوان دست گرمی🤓
خوشنویسی | مُعَرِّج قلم🪽✍️
با زحمت فراوان شروع می کنی به نوشتن "بسم الله" روی کاغذی که خوابش برعکسه،برای کتابت سورهٔ فتح و موقع
اصلاً شاید خدا خوشش اومده،به من توفیق داده دوباره نام مبارکش رو بنویسم:)
"رحلت تا رجعت"
حالا چهل روزی در سحری زیسته ام که غروب جمعه بود.چهل روزی که به اندازهٔ چهل سال،از قطراتِ غزل شعرا خون چکید و قلم نویسندگان از شدت داغ سوخت.من،در یک شب قدر دمی کوتاه گرفتم از آن"مجتبی بعد علی شیر جمل خواهد شد" امّا کافی نبود.در برابر سنگینیِ سنگ روی سینه که بلال حبشی ام ساخته بود،کافی نبود.حالا پس از این بی نفسی ها،من،قلم و واژگان پشت پلک خشکیده ام،به سرعت نفس می کشیم و جانمان آتش می گیرد از هجوم غبار غم.در آستانهٔ شبیم با غروبی که پایانش را فقط خدا می داند.حالا چندی ست که من با خودم غریبی می کند.انگار غروب پیاده تا کربلا،تنها،بی وقفه و بی هیچ موکبی با نوای محزون علی اکبر حائری بی جان نجوا سر داده باشم"از هرچی که بگذرم،از حرم نمی گذرم".غروب اربعین،از جدالی،بازنده بازگشته و نتوانسته ام سر من را شیره بمالم که که او در دستهٔ "هرچی" ها قرار می گیرد.دستهٔ "بگذرم" ها و از کنجی به جهان می نگرم که به خاطر "از حرم نگذشتن"ایستاده ما را تشویق می کند.من امّا،پس از چهل روز که نه،چهل سال در غار ذهنم مرتب پخش می شود که از حرم نگذشتیم،قائل به شخص نیستیم امّا آن "هرچی" ها "هر" نداشتند.چند تا "تک" بودند که "چی" داشتند.هر چقدر برای دستیابی به حقیقت "چیستی" دست و پا می زدی،نور بیشتری دستگیرت و تاریکی کمتر می شد و چون به خدا می رسیدی،دیگر چی را نمی یافتی.در "چی"غرق می شدی.ما گذشتیم و بر خون دل این مرهم گذاشتیم که حرم به حق استوار است؛نه به اوصیاء و عشاق حق.چنان مردمانی که سال ها پیش، از "روح خدا" گذشتند.ما گذشتیم و دلخوش به آنیم که الا یا ایها العالمی هست و فاصله ای نیست در این آیین،مگر رحلت تا رجعت.
|سیده تسنیم فاطمی زاده|
https://eitaa.com/moarej
اگه قسمتی به دلتون می شینه برای این نوشته یه بیت شعر پیشنهاد بدین که بنویسم