17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزگار انقدر بر ما سخت گرفت که اولین فاطمیهی بعد شمارو هم دیدیم ..
من امسال خیلی خستهام، از روزایی که گذشت، از دلتنگیهایی که تموم نشد از بغضهایی که قورت دادم، حالا خیلی تنهام و بیشتر از هر وقت دیگهای محتاج دعای مادریتم که پناهم باشه❤️🩹:)
آخ مادر بگذار فقط در آغوشت از پا بیوفتم ..
اميرالمؤمنين میفرمايند: «شبی كه پيغمبر را غسل دادم، او را در پيراهن خود غسل دادم. بعد از آنکه پيامبر را به خاک سپردم، اين پيراهن را نزد خود نگه داشتم.» پيراهنی كه رسولالله با آن نماز شب خوانده و عبادت كرده متبرک است. بر تن اولين شخصيت جهان خلقت بوده است. حضرت فرمود: «اما خيلی توجه داشتم كه فاطمه اين پيراهن را نبيند.» حضرت فاطمه يكی از اين روزها اميرالمؤمنين را صدا زدند: «علی جان! خواسته و خواهشی دارم. »حضرت فرمود: «فاطمه جان! تو چه وقت از علی چيزی خواستی كه علی توانسته باشد و انجام نداده باشد؟» عرضه داشتند: «يا اباالحسن! میشود پيراهنی را كه بابايم را در آن غسل دادی برايم بياوری تا يک بار ديگر بوی بابايم را استشمام كنم. يک بار ديگر به ياد پدرم اشک بريزم.» اميرالمؤمنين پيراهن را آوردند، تعبير اين است: همين كه پيراهن را به زهرای مرضيه دادند، حضرت پيراهن بابا را روی چشمان و صورتشان گذاشتند «وَ غُشِيَ عَلَيها...»
- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۷ -
دو شب رفته بودم هیئت، دروغ چرا بابت اینکه میدون نرفتم یه خورده عذاب وجدان گرفته بودم ..
خیلی دوست داشتم شب آخر دهه اولم برم و از هیئت استفاده کنم ولی گفتم دیگه امشب و برم میدون، تا ساعت ده و نیم میدون بودم یه لحظه دوباره به دلم افتاد که برم هیئت نمیدونم چرا اونقدر با خودم کلنجار رفتم که برم یا نرم ولی خب در نهایت قدمهام و تند کردم و رفتم رسیدم، دیدم تا پله ها و تو کوچه نشستن و دارن به روضه گوش میدن، یکم موندم میخواستم برم آخه میترسیدم نتونم استفاده لازم رو از روضه ببرم، یه لحظه به خودم اومدم دیدم نشستم تو کوچه روضهای که میشنوم؛ روضهی کوچهاست ..
همین برای اینکه گونههام از اشک تر بشه کافی بود :)
- فاطمیه اول ۴ آبانِ ۴۰۵ -
#مـؤثـر_نوشت
بچهها لطفا برا حالِ دل عزیزِ من نفری ۸تا
"یا صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان اغثنی"
میگین؟