سکوت شب حس بزرگی و شکوه داره..دوست نداری جدا بشی ازش؛ حس ترس ِلطیف و دلبرانه مؤمنا از الله توی قنوت نماز شبا..|•|
هر شب دلم بهانهٔ تو . . .هیچ؛ بگذریم . . .امشب دلم دوباره تو را . . . هیچ؛ شب بخیر . . .
بعضی آدما واسه بعضیا خاصن، نگاهتم به رفتاراشون خاص میشه و روشون قفلی میزنی...از شدت قفلی بودن بعضی اوقات فکرای منفی میزنه به سرت و آخرش جنون میگیری ولی ته تهش امام رضا بهت میگه اشتباه فک میکردی ... و شرمنده میشی و میخوایی بمیری((((:
همین😭
داشتم فکر میکردم؛
دختری که گذاشت عشقش بره، آرزوش بره ، آغوش بچش بره، آینده ش بره، تکیه گاهش، محبتش، همه و همه بره جبهه و بعد با یه بدن بی سر برگرده، بچش یتیم بشه، زیر بار سنگینی دلتنگی له بشه ، شبا زیر پتو گریه کنه، حرف بشنوه، سرزنش بشه، طرد بشه، تنها بشه، بی پناه بشه مثل اباعبدالله تو روز عاشورا(:
همهٔ این دردا رو اون دخترک که حالا یه زن ِکامله س تحمل کرد یه تنه به دوش کشید و دم نزد و افتخار کرد، منت نذاشت؛ نگفت من دردامو بینتون تقسیم میکنم، نگفت من دارم زیر بار دلتنگی له میشم نگفت من تنهاممم کمک ، نگفت عشق من بخاطر شماها رفت بچمو بیایید بزرگ کنید، نگفت از پناهگاهم فقط یه پلاک دارم و شماها پناهگاه دارید، نگفت وقتی میرم شلمچه با خاکا حرف میزنم، نگفت بخاطر اینکه تشنه شهید شد منم دیگه آب یخ نمیخورم...نگفت و نگفت و نگفت و دم نزد و افتخار کرد فقط با خود شهید معامله کرد...
و چقد این دخترک بزرگ بود چقد تحمل کرد چقد توسل کرد و چقد دلتنگی کشید چقد گریه کرد چقد طرد شد چقد حرف شنید اما بازم به جون خرید بخاطر شهیدش..
ما هم همون دخترکیم اما با این تفاوت که ما یه درد، یه غم، یه بی مهری یه حرف که بهمون میرسه چقد منت میزاریم سر شهدا که چرا هوامونو نداشتن((:
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اربعین نیست ولی دلم هوای تو دارد بگو چه چاره کنم؟🙂