دم زدن از علی، جگری چون جگر حمزه میخواهد.
دلی به پهنای آسمان، صبری به اندازه صبر علی در احد وقتی چشمش به شهدا افتاد.
در مقابل سوختن گل اش وقتی دوره اش کرده بودند.
در آن شب تاریک وقتی با دستان خیبر گشا تکه دیگری از خودش را در دل خاک پنهان کرد.
شیعه بودن تاوان دارد.
شیعه تافته جدا بافته است.
تقدیرش با همه فرق میکند. مثل ۱۰ سالگی علی، عقایدش را به سخره می گیرند. بوی خطر که مشموم می شود،
تنهایش میگذارند.
و تنهایش میگذارند.
و تنهایش میگذارند.
برشی از کتاب «حیدر»
@ir_tavabin
متهم اش میکنند به شش کلاس سواد،
اما تمام ظرفیتهای تجاری و ترانزیتی مملکت را فعال کرده،
در شانگهای و بریکس نقش موثر دارد،
و همزمان آوارهای دولت قبل از خودش را نیز برمیدارد؛
یکی هم بود با مدرک دکتری [ادعایی]، تمام نگرانیاش خلاصه میشد در کیفیت تشکاش در سفرهای استانی!
://///
🍃
«وَاللَّه لتمحّصنّ» و «وَاللَّه لتغربلنّ»
قرار است که به شدت امتحان شوید،
و قرار است که فشار داده شوید!
در کجا و چه زمانی است؟
فقط خدا میداند...
اغتشاشگری رو گرفتن که معاون مدرسه بوده و مدیریت یک کانال ضد ایرانی رو هم داشته!
وقتی از پاکسازی حرف میزنیم دقیقا منظورمون همیناست!
که تعدادشونم کم نیست و تو ارگان ها و نهادهای مختلف فراوان هستند.
"سبحان برکتی🇮🇷"
🍃
لکن طوری نشود
بعد از هر نماز،
فرشتگان بگویند؛
" تموم شد؟
خیییییلی تاثیرگذار بود!"🙄
"امید واقعی"
🍃«ولیالله» یک «بسیجی» کارگرزاده بود که با پول قرضی خودش را به جبهه رساند و «شهید» شد.
🍃«ابراهیم» یک پدر «بسیجی» بود که ۵ روز قبل از تولد زینبش «شهید» شد.
🍃«سعدالله» یک «بسیجی» مخلص بیادعای مستجابالدعوه بود که هنوز هم از مزارش میتوان حاجتگرفت.
🍃«شکرالله» یک جانباز «بسیجی» بود که بعد از یکسال افتادن بر تخت بیمارستان از امامرضا شفا خواست تا دوباره برود جبهه! گرفت و رفت و «شهید» شد.
🍃«عبدالله» یک روحانی «بسیجی» و نمایندهی امام بود که میگفت: «خدا میداند اگر پیام شهدا و حماسههای آنها را به پشت جبهه منتقل نکنیم، گنه کاریم.»
🍃«یدالله» یک فرماندهی غیور «بسیجی» بود که آنقدر دیر به دیر مرخصی میآمد، که دخترش غریبی میکرد.
🍃«رضا»یک نوجوان دانشآموز «بسیجی» بود که در ۱۲ سالگی عاشق امامزمان شدهبود و در همان سن به شهادت رسید.
🍃«مرحمت» یک روستایی «بسیجی» بود که وقتی به خاطر سن کم اجازهی رزم نیافت، خودش را از روستا به ساختمان ریاستجمهوری در تهران رساند تا از رئیسجمهور اجازهی میدان بگیرد؛ گرفت و رفت و «شهید» شد.
🍃«وحید» یک دانشجوی «بسیجی» بود که از ابتدا تا انتهای دعایکمیل در سجده اشک میریخت.
🍃خط پربرکت «بسیجیان روحالله» در شاهراهانقلاب ادامهیافت تا نوبت به «بسیجیان سیدعلی» رسید.
🍃«مجید» یک دانشمندهستهای «بسیجی» بود که با پشتکار خیرهکننده بهتنهایی ایران را وارد باشگاه ۲۰ درصدیها کرد.
🍃«آرمان» یک طلبهی جوان «بسیجی» بود که زیر شکنجههای ۷۰ نفر داعشیِ وطنی حاضر نشد به «حضرت سیدعلی» جسارتکند.
🍃«محمدامین» یک مدافعحرم «بسیجی» بود که وصیتکرد، مخالفان «حضرت آقا» زیر تابوتش را نگیرند.
🍃«محمدعلی» یک پزشک پاکستانی «بسیجی» بود که از خدا خواست خونش با خون یاران خمینی مخلوط شود و شد.
🍃و «حاجقاسم» یک «بسیجی» تمامعیار بود که ذوب در «خمینی و خامنهای» بود و بهگفتهی آقا «مسیر تاریخ را عوضکرد.»
🍃 «لشکر مخلص بسیج»، مهمترین و اثربخشترین و مظلومترین «امید واقعی» برای «آئین و امام و امت» است که هر روز شادابتر و پویاتر و مستحکمتر از دیروز عرصه را برای ظهور «حضرتعشق» آمادهتر میکند؛ «وَلَو کَرِهَ المُشرکون.»
🖋حجتالاسلامعباسبابایی
@abas_babaeii
🍃
خدایا!
مارو در خیل بسیجیهای حضرت روحالله و حضرت آقا قرار بده،
عاقبت مارو مثل عاقبت بسیجیهای انقلاب قرار بده.
مریم رجوی که حتی تو انتخاب شوهر آزادی نداشت حالا واسه آزادی زنای ایران تز میده!
تو ببند دیگه خواهشا :)
«خانـوم مـغرور»🇮🇷