eitaa logo
مبارز راوندی 🇵🇸🇮🇷
17 دنبال‌کننده
59 عکس
30 ویدیو
3 فایل
🌐 تحلیل استراتژیک 🔰 ‹مبارزه› رمز استمرار، ماندگاری و بقاء انقلاب اسلامی است. هادی کانال: @MohammadSalar14 لینک عضویت کانال: https://eitaa.com/joinchat/2067071001C64952ee714
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ چه کسی بی‌غیرت است؟ 🔸 حضرت امیر (سلام الله علیه) دارند که احدی در بین بشر غیرتمندتر از من نیست؛ بالاتر از عدالت، سخاوت و همه چیز است. «غیرت» این است که ابداً کسی در کار غیر دخالت نکند، چرا که حضرت امیر فرمود: «ما زنی غیور قطّ [نهج البلاغه / حکمت ۳۰۵]». هیچ آدم غیرتمندی زنا نمی‌کند، از زنای سمع و بصر تا زنای دیگر. کسی که دیگری را نگاه کرد «بی‌غیرت» است، به مال دیگری طمع کرد بی‌غیرت است، به مقام دیگری حسد برد و طمع کرد و سعی کرد به آنجا برسد، بی‌غیرت است؛ چرا وارد مرز غیر شدی؟! پس به حرم و حریم احدی دخالت نکند؛ نه حریم مالی، نه حریم جنسی. 📋 درس اخلاق 📆 مسجد اعظم قم ؛ ۱۴۰۲/۰۷/۲۵ @MobarezRavandi
💠 قلبم به درد می‌آد وقتی ولی فقیه ما دستش مقابل اجنبی خالی باشه. ما باید دستش رو پُر کنیم ... 💬 شهید حسن تهرانی مقدم @MobarezRavandi
مراحل بلوا: - آشوب: بلوای سازمان نیافته‌ای که محصول هیجانات آنی است. - اغتشاش: بلوای سازمان یافته‌ی غیرمسلحانه. - شورش: بلوای سازمان یافته‌ی مسلحانه. بلوای دی ماه ۱۴۰۴ یک شورش بود، چون سازمان‌یافته و مسلحانه بود که از حمایت سازمان‌های جاسوسی دشمنان ایران مانند سیا و موساد بهره‌مند بود. شورش مسلحانه دی ماه ۱۴۰۴ سه طیف داشت: ۱. هسته‌های شورشی گارد جاویدان پهلوی‌چی‌ها ۲. کانون‌های شورشی سازمان رجوی ۳. گروه‌های تروریستی، مانند پژاک، جندالابلیس و ... @MobarezRavandi
مبارز راوندی 🇵🇸🇮🇷
مراحل بلوا: - آشوب: بلوای سازمان نیافته‌ای که محصول هیجانات آنی است. - اغتشاش: بلوای سازمان یافته‌ی
🔰 ریشه فتنه‌ی آمریکایی اخیر در دی ماه ۱۴۰۴ چیست؟ نکته‌ی مهم این شورش مسلحانه، ضریب بالای خشونت و نفرت بود که محصول یک برنامه‌ی ۱۸ ساله {۱۴۰۴ ⁓ ۱۳۸۶} نفرت‌زایی در دکترین است. کاشت بذر نفرت به طور کلی در دکترین آنفولانزای نیویورکی در سال ۱۳۸۶ توسط نیکلاس برنز در کنگره ایالات متحده آمریکا مطرح شد، در ۵ وجه راهبردی تبیین می‌شود: ۱. نفرت در بین مردم؛ با حمایت مالی، رسانه‌ای و نظامی از فعالیت‌های پان‌ترک‌ها، پان‌کُردها، پان‌لُرها، پان‌عرب‌ها و ... ۲. نفرت علیه مسئولین و زمامداران؛ با بزرگنمایی از فساد مالی و القای یأس و ناامیدی در بین مردم که به این باور برسند که ”همه مسئولین دزدند!“ ۳. نفرت علیه ایرانی بودن؛ با ساخت فیلم‌هایی هم‌چون «300»، «آرگو» و ... به مردم جهان نشان ‌می‌دهند که ایرانیان، مردمانی جنگ‌طلب و برهم‌زننده‌ی امنیت و آرامش جهان‌اند، تا ایرانی از ایرانی‌بودن خویش احساس شرمندگی کند. ۴. نفرت علیه اصل نظام و انقلاب اسلامی؛ با نمایش ناکارآمدی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... نشان دهند که انقلاب‌ها تلاشی بی‌حاصل در جوامع است که پس از مدتی به وضعیت سابق و قبل از انقلاب بازمی‌گردند. ۵. نفرت علیه اسلام؛ با طرح هزاران شبهه و مغلطه با تألیف کتاب، فیلم سینمایی، سریال، مستند، بازی‌های کامپیوتری علیه ایمان مردم سعی دارند که ایمان، احکام و فرامین الهی را مورد شماتت قرار دهند. هدف آنفولانزای نیویورکی این است که از هر شهروند ایرانی در پنج وجه از وی نفرت بروز دهد! @MobarezRavandi
اغتشاش و بی‌هویتی چگونه تضعیف نقش مسجد در محله‌محوری شهرها را بی‌دفاع می‌کند؟ 💢 اغتشاش و تخریب‌گری یا در اصطلاح غربی آن وندالیسم شهری معمولاً فقط یک رفتار مجرمانه یا هیجان کور خیابانی نیست. این پدیده‌ها اغلب نشانه‌ی گسست میان جامعه و فضای شهری هستند؛ یعنی جایی که شهر دیگر به‌عنوان فضای زیسته شهروندان عمل نمی‌کند، بلکه به صحنه‌ای بی‌صاحب، بی‌هویت و بی‌دفاع تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، تخریب اموال عمومی و آشوب خیابانی به کنشی کم‌هزینه و حتی جذاب برای گروه‌های تخریب‌گر یا نیروهای سازمان‌یافته‌ی غریبه بدل می‌شود. 💢 یکی از ریشه‌های اصلی این وضعیت، فروپاشی منطق محله‌محوری در شهرهای مدرن و به‌ویژه شهرهای بزرگ ایران است. محله دیگر یک واحد اجتماعی زنده نیست؛ صرفاً یک قطعه از نقشه شهری است که ساکنانش نه همدیگر را می‌شناسند، نه احساس تعلق واقعی به آن دارند، و نه نهادی در آن وجود دارد که نقش محور انسجام اجتماعی را ایفا کند. نتیجه روشن است: فضاهای عمومی محله به فضاهایی بی‌دفاع، بی‌ناظر و مستعد تخریب تبدیل می‌شوند. 💢 در مقابل، تجربه تاریخی ایران – به‌ویژه در سال‌های نخست پس از انقلاب – نشان می‌دهد که محله‌هایی که حول مسجد و نهادهای مردمی سازمان یافته بودند، نه فقط از نظر دینی یا سیاسی، بلکه از نظر امنیت اجتماعی خودجوش نیز کارکرد بسیار بالاتری داشتند. مسجد صرفاً محل عبادت نبود؛ مرکز شبکه اجتماعی محله بود: محل شناخت چهره‌ها، حل اختلافات، بسیج اجتماعی، و شکل‌گیری نوعی نظارت غیررسمی اما مؤثر. 💢 نهادهایی مثل کمیته انقلاب اسلامی یا بسیج در سطح محله دقیقاً یک نقش کلیدی داشتند: پیوند دادن امنیت با شناخت محلی. یعنی امنیت نه از بالا و به‌صورت دستوری، بلکه از دل محله و بر اساس شناخت افراد، خانواده‌ها و فضاها تأمین می‌شد. در چنین شرایطی، غریبه‌ی تخریبگر به‌راحتی نمی‌توانست در محله حل شود، حرکت کند، یا پروژه وندالیستی خود را پیش ببرد. 💢 از منظر جامعه‌شناسی شهری، این دقیقاً همان چیزی است که می‌توان آن را افزایش سرمایه اجتماعی یا سوشال کاپیتال و بازگشت به فضای زیسته نامید. وقتی محله دارای محور هویتی، نهادی و اجتماعی باشد، فضا از حالت بی‌صاحب خارج می‌شود. دیوار، مغازه، مدرسه و میدان، دیگر مال هیچ‌کس نیستند؛ بخشی از حیثیت جمعی محله‌اند. و درست همین‌جاست که تخریب‌گری پرهزینه می‌شود؛ نه لزوماً به‌خاطر پلیس، بلکه به‌خاطر نگاه و واکنش خود مردم. 💢 اغتشاش شهری معمولاً در فضاهایی رشد می‌کند که تهی از شبکه‌های اجتماعی محلی هستند: شهرک‌های خوابگاهی، محله‌های بی‌هویت، بافت‌های بی‌مرکز و فاقد نقطه کانونی. در چنین فضاهایی، ساکن محله به عبورکننده تقلیل پیدا می‌کند، نه به ساکن مسئولی که وظیفه تعاون در حفظ و حراست از محله را داراست. 💢 ایده محله‌محوری با محوریت مسجد و نهادهای مردمی، در واقع یک پیشنهاد برای بازسازی نظم اجتماعی از پایین است (مردم‌محوری)؛ نظمی که صرفاً امنیتی نیست، بلکه ریشه در احساس تعلق، شناخت متقابل و مالکیت اجتماعی بر فضا دارد. 💢 تا وقتی شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها باشد، و نه شبکه‌ای از محله‌های زنده، مستعد تکرار چرخه‌ی اغتشاش، تخریب و بازسازی‌های پرهزینه است. راه درست، نه در کنترل صرف، بلکه در اجتماعی‌کردن فضاهای شهری با محوریت مسجد و بازگرداندن محله به‌عنوان واحد بنیادین زندگی شهری است. اندیشه هجری | امیر گودرزی @Hejri_Thought