eitaa logo
مبصر
1.4هزار دنبال‌کننده
58.1هزار عکس
33.8هزار ویدیو
170 فایل
پاتوق اهل بصیرت و صبر
مشاهده در ایتا
دانلود
✊🏻قدرت در مشت خیابان حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود ✍🏼 بخشی از پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای | ۱۴۰۵/۱/۲۰ 〽️تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
⭕️درخواست نمایندگان پارلمان انگلیس برای تحریم و توقف صادرات سلاح به رژیم اشغالگر صهیونیستی 🔹رسانه‌های انگلیسی گزارش دادند ۷۵ نماینده پارلمان این کشور با امضای یادداشتی خواستار مجازات رژیم اشغالگر و توقف کامل صادرات تسلیحات به آن شدند. 🔸یادداشت پارلمانی از دولت لندن می‌خواهد در واکنش به نقض‌های مستمر حقوق بشر، تحریم‌هایی علیه رژیم اشغالگر اعمال کند. 🔹امضاکنندگان تأکید دارند هیچ مجوز یا قراردادی برای صادرات سلاح نباید تمدید شود. 🔸هدف این اقدام، جلوگیری از استفاده از تسلیحات بریتانیایی در حملات و جنایات علیه غیرنظامیان اعلام شده است. ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 خاطره رهبر شهید از دوران جوانی و علاقه به پیوستن به ارتش ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
🌷شهید سید عبدالرحیم موسوی: 🌿دنیا چیز بدی است چـون اگر همه را هم بدست بیاوری چیزی بدست نیاورده ای! اما این حُسـن دنیا هـم هست، چرا که اگر کل آن را هم از دسـت بدهی چیزی را از دست ندادی... ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
قیمت نفت بعد از سقوطی چشم گیری که به واسطه توئیت عراقچی کرده بود دوباره صعودی شد ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
♥️ تولدتان مبارک 🔰 روایتی از یک دیدار دسته‌‌جمعی در خیابان کشوردوست ▫️ لبه‌ی جدول خیابان کشوردوست نشسته‌ام و دست می‌کشم روی زبری بتن‌های طوسی بلند. راستش را بخواهید آقا، تا امروز جرئت نکرده بودم بیایم؛ می‌ترسیدم با این «نبودن صریح»، با این دیوارهای بی‌تعارف، چشم‌تو‌چشم شوم. مدام به روزهای دیدار فکر می‌کردم؛ به ساعت شش صبح و غلغله‌ی جمعیتی که با کارت‌های دعوت‌شان عکس یادگاری می‌انداختند و از خنده می‌شکفتند. خیال می‌کردم حالا که دست‌های پرمهر و سایه‌ی بلندتان نیست، کشوردوست هم جاده‌ای بن‌بست شده که به هیچ‌جا نمی‌رسد. اما همه‌چیز برعکس شده! اینجا باز هم شلوغ است. آدم‌ها دسته‌دسته می‌آیند و روبه‌روی همین دیوارهایی که قرار بود مرز یتیمی ما باشند می‌ایستند؛ چشم می‌دوزند به انتهای بیت؛ به خانه‌ای که حالا پنجره‌های بی‌شیشه‌اش، صدای هق‌هق غریبه‌ها را مثل امانت در خود حفظ می‌کنند. ▪️ عجیب است آقا! فرقی ندارد چه شکلی باشند. با روسری یا بی‌روسری، چادری یا بلوز و شلواری، با ریش یا بی‌ریش. همه می‌آیند و ساعتها اشک می‌ریزند. یکی داد می‌زند: «آقا! جواب نامه‌م بمونه اون دنیا...» دیگری ماژیک برمی‌دارد و حرفهایش را روی تن سرد بتن‌ها فریاد می‌زند. یکی مداحی گذاشته و زار می‌زند. دیگری ایستاده، دستهایش را توی هم قفل کرده و اشکهایش از زیر قاب دودی عینکش سر می‌خورند. همه آمده‌اند؛ چون یقین پیدا کرده‌اند آن «دشمن» که سال‌ها در گوش‌مان زمزمه می‌کردید، نه یک استعاره بود و نه یک توهم؛ گرگی بود که دندان‌هایش را برای نفت و انرژی و عزت این خاک تیز کرده بود. ▫️ آقا! چقدر بچه‌هایتان بزرگ شده‌اند! انگار قد اراده‌شان از ارتفاع این بتن‌ها هم بلندتر شده. حالا دیگر کسی منتظر معجزه نمی‌ماند؛ خودشان آستین بالا زده‌اند. دست دور شانه‌ی هم انداخته‌اند و کف همین خیابان داغ‌دیده پیمان بسته‌اند که پشت سر پسرتان، «آقا سیدمجتبی» بایستند. حالا دیگر فهمیده‌اند که قوی بودن، یک انتخاب نیست؛ تنها راه زندگی عزتمندانه است. فهمیده‌اند که باید ایران را همان‌طوری بسازند که شما در آرزوهایتان داشتید. و حقیقت این است که کشوردوست سوت‌وکور نشده. اینجا حالا پناهگاه تمام علی‌دوستانی است که بیدار شده‌اند. باید اعتراف کنم که اشتباه می‌کردم؛ شما نرفته‌اید، شما در رگ‌های غیرت این جمعیت تکثیر شده‌اید. ▪️ حرفم تمام آقا! فقط آمده بودم که بگویم: «تولدتان مبارک... چقدر جایتان خالی‌ست برای دیدن این قد کشیدنی که به بهای یتیمی‌مان تمام شد...» 📆 انتشار به مناسبت زادروز آقای شهید، سید علی حسینی خامنه‌ای رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
من، سید علی حسینی خامنئی؛ متولد ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ ... من، سید علی حسینی خامنئی، در شهر مشهد، مرکز استان خراسان، در جوار آستان امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه‌السلام، در یک خانواده روحانی به دنیا آمدم. زادروز من، بیست و هشتم ماه صفر سال ۱۳۵۸ هجری قمری است. تیر ماه ۱۳۱۸. البته این در شناسنامه است. ظاهرا تاریخ صحیح باید فروردین‌ماه باشد؛ ۲۹ فروردین. ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنی پدرم از خانمی، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگری - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچه‌های این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومی بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمی میشوم؛ اما چون واسطه‌ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهای بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلی بزرگتر بودند. اوّلین فرزند خانم (مادرم)، آقارضا و دوّمی محمّدآقا است. آقارضا حدوداً دوساله بوده که فوت میکند، بعد بچّه‌ی سوّمی دنیا می‌آید که پدرم به‌ خاطر علاقه‌ی به حضرت رضا علیه‌السلام اسم او را هم «آقارضا» میگذارند. ایشان واقعاً عاشق امام رضا علیه‌السلام بودند. این بچّه هم بعد از یک‌ هفته یا ده‌ روز فوت میکند. بعد من به دنیا می‌آیم که اسم من را میگذارند علی‌آقا. با همین قید «آقا». ما که به دنیا آمدیم از اوّل اسم ما را با «آقا» گذاشتند.‌ ولادت پسر در نظر پدرم که همسر قبلی‌اش چهار دختر پیاپی آورده بود _و یکی از آنها در کودکی از دنیا رفته بود_ موهبت بزرگی محسوب میشد و چون دو تا از پسرها از دست رفته بودند، باقیمانده‌ها در چشمش بسیار عزیز بودند. شاید از جمله به این خاطر بود که برادران بزرگ‌ترم و من از اوان ولادت _بر خلاف معمول_ آقا نامیده شدیم: آقارضا، محمّدآقا و علی‌آقا. شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir | بله | سروش | روبیکا
جوری که ایران تنگه هرمز را باز و بسته می‌کند کسی در یخچال خانه‌اش را هم باز و بسته نمی‌کند.... این یعنی آنکه تنگه هرمز بخشی از خانه ما و دارایی ما است ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷
✊🏻 نظم جدید در تنگه هرمز ✊🏻 ✊🏻 ✊🏻 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷 🇮🇷 @MobserChannel 🇮🇷