مملو از مبتلایی :)))
بعد من داشتم از در مدرسه رد میشدم که بیام خونه و اینا همه اش تو فکرم این بود که خب الان میریم خونه ا
یک دختر که سال پایینی منه
خیلی شیک پرید تو بغل دوست پسرش
که وایی امتحانمو خیلی خوب دادم
اقااااا چطورییی
رمزت چیه؟
مگه میشه مگه داریم
یعنی تو هم دوست پسر داری
هم عاشقی هم درس میخونی
تازه امتحانتم خوب دادی؟
تروخدا من فردا تو رو دیدم
بگو که داشتی دروغ میگفتی
و گرنه من دیگه همین ته
امیدم از زندگی رو از دست میدم
داداش من اینستا نمیرم
با گوشی از ده شب به
بعد کار میکنم
صبح ساعت چهار پا میشم
دوست پسرم و از اینچرت وپرتام ندارم
کل فکر و ذهنمم رو درسمه و آینده کوفتی
ولی تا حالا پیش نیومده از یک امتحان
بیام بیرون بگم واوووو ایول چه خوب بود
چه اعتماد به نفسی دارن مردم.
حالا از این حرفا که بگذریم
یکی از برنامه هایی
که امسال گذاشتم تو اولویتم
قبل خواب شبی بیست دقیقه
کتاب خوندنه:)
به جای اینکه بریمتو گوشی
بیست دقیقه قبل خواب کتاب میخونیم
مملو از مبتلایی :)))
:)))
این اولین کتابی که امسال
شروه کردم و الان سه شبه
داریم بیست دقیقه میخونم
یککتاب انگیزشی که واقعا
باحاله جمله هاش
تا حالا شده بشینید واسه آرزو هاتون گریه کنید؟
واسه اون چیزی که میتونست بشه و دیگه هیچوقت نمیشه
تو حموم سرمو دارم شامپو میزنم موهام میریزه، بعد حموم میام موهامو شونه کنم دوباره میریزه، بعدش که دارم سشوار میکشم خشک کنم بازم میریزه:)) چهجوری کچل نشدم تا الآن نمیدونم واقعا:))))