هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
ما یه تابوت ازت دیدیم، خواب از چشامون رفت؛ بیچاره خانوم سهساله..
مبتلایِحسین:)
: )
فانتزی جدید..؟!(:
یه روزی بچهم تو حرم باباعلی
فارغالتحصیل بشه :))))))))))
مبتلایِحسین:)
فانتزی جدید..؟!(: یه روزی بچهم تو حرم باباعلی فارغالتحصیل بشه :))))))))))
بهم نخندید =/
نهایت آمال و آرزوی یه شیدایِنجف
میرسه به زندگی تو این شهر رویایی
با تموم ایل و تبارش :)))))))))
از همین الان پیر و جوان
دارن میرن سمت مصلی، پشت درهای بسته منتظر بمونند تا آقاشون بیاد...
چقدر این صحنه آشناست..
درست مثل شبهای عید فطر که مردم از شب تا صبح پشت درهای مصلی منتظر اومدن آقا میموندن تا نماز عید رو پشت سر آقا بخون...
راستی..!
قراره تو مصلی باز نماز خونده بشه..
اما اینبار نه به امامت آقا، بلکه برای خود آقا...
کاش موقع رسیدن به عبارت
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا، بمیرم....
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا رو که آوردند،
به زانو افتادیم،
مثل بچه یتیمها…
📍مصلیتهران
لباسی که اربعین تن کردم رو اتو کردم گذاشتم جلوی چشمم که واسه مراسم وداع صبح دوباره بپوشمش...
آخه خبرگزاریها همش اعلام میکردن که لباس خنک تن کنیم..
کی فکرشو میکرد
اربعین،
مراسم وداع با آقا..
من....!!!
کمتر از یکساعت دیگه اذان صبحه
قرارمون این شد نماز رو بخونیم و وقت طلوع راهی مصلی بشیم..
ولی هرکاری میکنم خوابم نمیبره...
آره درست مثل اینشب خوابم نمیبره
ولی دلیلش شوقِ دیدار نیست آقا..
دلیلش دلتنگیه ..
دلیلش واهمهاست ..
دلیلش یه قلب شکستهاست ..
دلیلش لحظهایه که چهارماهه دارم
خدا خدا میکنم نبینمش...
روزی که با شوق اینپیام رو اینجا گذاشتم
از خوشحالی خوابم نمیرفت تا بیام و ببینمت..
تا هوای بیت رو نفس بکشم..
تا عقیقسبزم رو به زیلوهای آبیرنگ بیت تبرک کنم...
تا قبل از ورودت با نوای جمعیت همراه بشم و با رفیقام بگیم :
ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم..
آره آقا..!
الان هم منتظرتیم، اما نه اینجوری
به تو اینجوری اومدن جلوی جمعیت نمیاد آقا...
پاشو تا دوباره بودنت رو فریاد بزنیم :
علی به وقت حوادث عصا نمیگیرد..
پاشو آقاجونم..
پاشو...
#احوالات