مبتلایِحسین:)
بعد از مدتها دوری سلام عزیز قلبم :)
باز خوبه
تو این دنیا پر هیاهو یه ملجا هست برای
به آغوش کشیدن بغضهای فرو خورده
یه جوری دلچسبه که انگار
حضرتمعصومه بهم گفته بیا دوتا چایی بریزم بشینیم باهم بخوریم و حرف بزنیم
توهم هرچی رو دلت سنگینی میکنه رو بهم بگو :)
دیروز ازم پرسید:
دلت برای کجای سفر اربعین بیشتر تنگ شده...؟؟!
حرمها، بین الحرمین، موکبها، مشایه
خستگی و آبمکعبی و...
منم جواب دادم :
دلم برای ثانیهثانیهاش تنگه اما،
واسه لحظهای که مُهر عراقی
میخوره به گذرنامهات و رسما وارد
خاکِعراق میشی، قلبم مچاله شده..((: