eitaa logo
💠 مکتب امام شهید (ره)🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
49.9هزار عکس
43.5هزار ویدیو
450 فایل
کاربری @Modafeinharmim مکتب حاج قاسمی‌ها، همان مکتب امام شهید(ره) گروه https://eitaa.com/joinchat/446562498C9c8111dcda کانال @modafeanharmim https://t.me/modafe انقلاب و نهضت امام حسین علیه السلام با پیام رسانی ملتزم به قانون و مطیع ولایت فقیه
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏هنر ایرانی جماعت تا قلب آمریکا و روسیه هم نفوذ میکنه، فقط باید بخواهیم و براش تلاش کنیم! :))) "سِد وحید"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحِ موشک ناشناخته ایران نقضِ قانونِ فیزیک
🌹برنامه هفتگی دوشنبه های شهدایی فردا راس ساعت ۱۶:۴۵ در مزار شهدای گمنام شهر آرادان واقع در پارک زائر سرا برگزار میگردد منتظر حضور سبزتان هستیم✨️
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیحِ موشک ناشناخته ایران نقضِ قانونِ فیزیک
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از راست محمود لله ، جانباز دکتر حاج احمد خنجری و ناشناس دکتر حاج احمد خنجری : وقتی دستم قطع شد ( دست چپ) خدا را شکر کرد در واقع من تا پایان جنگ حتی برای عملیات والفجر ۱۰ و صدور قطعنامه در جبهه حضور داشتم. یازده بار مجروح شدم و در این روند مجروحیت‌هایم، دستم از ناحیه آرنج در مراحل پایانی عملیات کربلای پنج ۱۲ اسفند سال ۶۵ قطع شد. شدت اصابت به حدی بود که چند متر به عقب پرتاب شدم و کمرم به شدت درد می‌کرد. برخی در فیلم‌ها تصور می‌کنند جلوه‌نمایی است، اما واقعاً همینطور است. ۱۲ اسفند ۶۵ بود که کنار باغ رضوان همجوار شلمچه بودم و دست چپم قطع شده بود که بچه‌ها صورتم را برگرداندند که من متوجه قطع دستم نشوم. من سؤال کردم: دستم قطع شده و آن‌ها می‌گفتند نه. چون این یازدهمین مجروحیتم بود و از شدت و حدت درد مجروحیت دستم، کاملاً متوجه بودم. همان لحظه خدا را شکر کردم که خداوند این مقدار را از من پذیرفته است و ته دلم قرص و یقین شد که پذیرفته شد. جالب است بدانید که گوشت‌های اطراف زخمم آویزان بود و یکی از بچه‌ها به نام حسن چیت‌ساز یک قیچی خیاطی از بادگیرش درآورد و در آن گیر و دار اجازه خواست تا اطراف زخم را صاف کند و او بدون بی‌حسی و بیهوشی اولین جراحی را انجام داد و چفیه عربی که گردنم بود را به دور دستم بستم