#قرارِعاشقۍ❤️
『هر زمان جوانۍ دعاےفرجمهدے(عج) رازمزمہ ڪند...همزمان #امامزمان(عج) دستهاے مبارڪشان رابہ سوے آسمان بلند میکنند و براے آن جوان دعا میفرمایند؛چہ خوش سعادتند ڪسانیڪہ حداقل روزے یڪبار #دعایفرج را زمزمہ مۍڪنند:)』
بهنیّٺ برادࢪشهیدمانمےخوانیم 🌱
[اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَج]♥️
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدلچمران
اینمدلزندگیکردن،آساننیست
#شهید_دکتر_مصطفی_چمران
💔فاصله بین شوش تا فکه یک ساعت و نیم است. در صندلیهای عقب ماشین بین حسن باقری و مجید بقایی نشسته بودم.
مجید همیشه یک قرآن جیبی همراهش بود و در هر فرصتی تلاوت میکرد. توی این فاصله داشت سوره فجر را حفظ میکرد. قرآنش را داد دست من و گفت: ببین درست میخوانم؟ من داشتم حفظهایش را کنترل میکردم. وقتی رسیدیم به آیات آخر سوره فجر «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِى فِى عِبَادِى وَادْخُلِى جَنَّتِى» به فکه رسیدیم.
مجید به حسن گفت: نمیدانم چرا آیات آخر این سوره را نمیتونم حفظ کنم، گیر دارد. نمیدانم گیرش چیست؟ حسن با خنده گفت: میدانی گیرش چیست؟ گیرش یک ترکش است. گیرش یک لقمه شهادت است.
بابا! یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة در شأن امام حسین (ع) است. شوخی که نیست. راست میگفت حسن! گیر ورود به جمع یاران شهید، خصوصیهای خدا، یک لقمه شهادتی بود که چند لحظه بعد در فکه با هم نوش جان کردند.
🥀خاطرهای به یاد سردار شهید معزز مجید بقایی،
فرمانده گمنام قرارگاه کربلا و فرمانده شهید معزز سردار #حسن_باقری
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نماهنگ_شهدایی
آی شهدا که تک به تک،
رفتید و کیمیا شدید؛
التماس دعا؛
نگاهی هم به ما کنید...🌺
یاد کنیم شهدای مظلوم کردستان رو با ذکر صلوات...
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️معاهده fatf در یک دقیقه
🔻شهید مصطفی چمران: «ای خدا من باید از نظر علم نیز از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده، به دیگران فخر میفروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همهی آن تیرهدلان مغرور و متکبّر را به زانو درآورم، آنگاه خود خاضعترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم»
#شهید_مصطفی_چمران
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄