eitaa logo
عالَم سیاست| داود مدرسی‌یان
18.1هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.7هزار ویدیو
80 فایل
معلم دانشجوی دکتری مطالعات سیاسی مدرسِ علوم سیاسی و روابط بین‌الملل و رسانه مدیرمسئول فریاد خوزستان و یاران313 ارتباط مستقیم با من: @political_admin آیدی تبلیغ و آگهی: @admin_khz حمایت مالی شما از دفتر نهضت شفافیت(اجاره دفتر و سایر): 5041721003739829
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻همایش بزرگ انرژی، معیشت، امنیت ملی جمعه ۳۰ مرداد ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۹ میدان فلسطین ـ مسجد امام صادق(ع) ـ سالن غدیر ✅ : @Modaresian
عالَم سیاست| داود مدرسی‌یان
🔻همایش بزرگ انرژی، معیشت، امنیت ملی جمعه ۳۰ مرداد ساعت ۱۴:۳۰ الی ۱۹ میدان فلسطین ـ مسجد امام صادق(
🔴 اتحاد برای توقف نئولیبرالیسم، تحقق عدالت و مقاومت در برابر بیگانه 🔹یکی از علائم رشد سیاسی جامعه ایران در سال‌های اخیر، برهم‌خوردن دسته‌بندی‌های سیاسی است. دسته‌بندی‌هایی که بعنوان چپ - راست و اصولگرا - اصلاح‌طلب، سالها در عرصه عمومی، سیاسی، انتخابات‌ها، حوزه دانشگاه‌، حوزه و ... مشهود بود و آدم‌ها را به دودسته کاذب تقسیم می‌کرد. 🔸در سال‌های اخیر، بخش مهمی از جامعه و نخبگان از این دوقطبی کاذب عبور کردند. وقتی مسائل اصلی جامعه و نیازهای ایران و ضعف‌ها و مشکلات نظامی سیاسی و حکمرانی و ریشه‌یابی این ضعف‌ها محور و مبنا قرار بگیرد، دیگر آن دسته‌بندی برای پاسخ به این سوالات کافی نیست. بالعکس این دوجریان در خیلی از مسائل اصلی به خصوص اقتصاد سیاسی، مثل هم فکر می‌کنند. 🔹کسانیکه واقع‌بینانه، دلسوزانه و منصفانه به مسائل و ریشه‌های آنها توجه کنند، به فهم مشترکی از مسائل می‌رسند. 🔸اگر دسته‌بندی جدی امروز در سپهر سیاسی و اقتصادی ایران وجود داشته باشد دیگر اصولگرا-اصلاح‌طلب یا چپ- راست نیست. بلکه در یک‌طرف، یک جریان سیاسی اقتصادیِ پرقدرت بر مبنای مکتب لیبرال‌سرمایه‌داری وجود دارد که در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و خارجی یک نگاه ایدئولوژیک و دُگم دارد که ایران را در نظم سرمایه‌داری جهانی(آمریکایی) هضم کند و در یک‌طرف، یک جریان متکثر که مبنا را توقفِ سیاست‌های نئولیبرالیسم، عدالت و مقاومت قرار داده. 🔹صحبت را مفصل نکنم؛ بعدها بیشتر در این‌باره می‌نویسم. همین پوستر را ببینید؛ آدم‌هایی که در گذشته با سلایق سیاسی متفاوت در جبهه‌هایی به ظاهر متضاد بودند اما امروز برای عدالت در داخل و مقاومت در برابر بیگانه، در کنار همدیگرند. 🔸هنوز هم در بحث سلایق و تمایلات سیاسی، روش‌ها و کنش‌ها، همه ما تفاوت‌هایی داریم. اما امروز باید "ایران اسلامی" را محور بگذاریم. امروز برای معیشت ملی و حفظ ایران، نیاز به وحدت ملی و انسجام اساسی داریم. اتحاد برای توقف نئولیبرالیسم، تحقق عدالت و مقاومت در برابر بیگانه؛ این امر ملی بی‌شک ذیل پرچم ایران به رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای و با حضور شدنی است. ✅ : @Modaresian
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
ماشین گران‌سازی بنزین به راه افتاده است... همیشه با خود فکر می‌کردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گران‌سازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرا‌ن‌سازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گران‌سازی کلید می‌خورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست. طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساس‌ترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانون‌پذیر است، نه قابل‌نظارت و نه قابل‌مهار. این طرح، نه اصلاح است و نه عدالت‌گستری؛ این طرح، خصوصی‌سازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچک‌ترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و به‌دست میلیون‌ها عرضه‌کننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزه‌هایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد. چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمت‌های پایین هیچ منفعتی نمی‌برد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر می‌کند. او نه تبانی می‌کند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده می‌شود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطه‌ای است که معامله ممکن می‌شود. در سمت تقاضا اما، میلیون‌ها راننده، کسب‌وکار، تاکسی، وانت‌بار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چاره‌ای جز خرید ندارند. این دقیقاً خطرناک‌ترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بی‌عجله» در برابر «تقاضای بی‌چاره». نتیجه، جهش قیمت است. امروز این منطق را به وضوح در تاکسی‌های اینترنتی می‌بینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواست‌ها را نمی‌پذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، ده‌ها برابر خواهد بود. بله! خانواده‌ای که بنزین را گران‌تر می‌فروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید! بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همان‌قدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بی‌ثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال می‌شود. مردم به‌سرعت یاد می‌گیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل می‌شود. قیمت ابتدا بالا می‌رود، سپس تثبیت می‌شود و نهایتاً «عرف» می‌شود. چیزی که یک‌بار عرف شد، دیگر پایین نمی‌آید. این همان فرمولی است که سال‌ها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است. مهم‌تر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار می‌زند. دولت سهمیه را توزیع می‌کند، اما قیمت‌گذاری را به بازاری واگذار می‌کند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار می‌کند؛ و واگذاری قدرت به بازار بی‌ضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بی‌پایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکه‌های دلالی، پلتفرم‌های خرید و فروش سهمیه، واسطه‌های چندلایه و جریان‌های سوداگری شکل می‌گیرد. قیمت بنزین دیگر در پمپ‌بنزین تعیین نمی‌شود؛ در گوشی‌های موبایل، در گروه‌های مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین می‌شود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیم‌گر. پیامد این بی‌ثباتی، تنها در قیمت بنزین نمی‌ماند. بنزین، ستون فقرات حمل‌ونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج. طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل می‌شود که هر ثانیه علیه عدالت کار می‌کند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابسته‌اند، بیشترین آسیب را می‌بینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی می‌فهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند. واگذاری قیمت‌گذاری بنزین به بازاری که نه سقف می‌شناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گران‌سازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد. جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گران‌سازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیده‌ای است که با گران‌سازی ارز، از میلیون‌ها ایرانی بی‌پناه، جیب‌بری می‌کنند. @syjebraily
🔴 قیمت بنزین را با کدام فرمول حساب می‌کنید؟ مسئله - بخش دوم 🔻امروز آقای رئیس‌جمهور گفته: "چه کسی گفته دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟" 🔹وقتی می‌گویند دولت بنزین را لیتری ۱۳۰ هزار تومان می‌خرد، باید پرسید این قیمت از کجا آمده؟ چندماه قبل(دیماه ۱۴۰۴) خودِ آقای رئیس‌جمهور گفته بود قیمت تمام‌شده بنزین حدود ۶۰ هزار تومان است! مگر چه اتفاقی افتاده که حالا بیش از دو برابر شده؟ آیا در این چندماه، دستمزد و حقوق کارگران، هزینه تعمیر پالایشگاه، خوراک پالایشگاه یا مواد اولیه واقعاً در این مدت دو برابر شده‌اند؟! 🔸مشکل اصلی این است که بنزینی که با نفت و امکانات داخلی و کارگر دستمزد ریالی تولید می‌شود، با قیمت‌های دلاریِ بازار جهانی محاسبه می‌شود. یعنی پالایشگاه محصولش را انگار که برای صادرات آماده شده، به قیمت فوب خلیج فارس و دلار روز در داخل کشور قیمت‌گذاری می‌کند! 🔸با بالا رفتن دلار، قیمت کالا و انرژی برای مردم هم بالا می‌رود؛ اما حقوق و توان خرید مردم به همان اندازه افزایش پیدا نمی‌کند. 🔹پیش از هر تصمیم برای گران‌کردن بنزین، باید روشن و شفاف بگویند هزینه واقعی تولید چقدر است و چرا چنین جهشی کرده است. باید اجزای این افزایش به‌طور شفاف اعلام شود: قیمت خوراک، هزینه پالایش، حمل‌ونقل، نگهداری، مالیات، هزینه‌های مالی و دستمزد! 🔸آقای رئیس‌جمهور؛ سادگی را باید کنار بگذارد و کمی از دایره کارشناسی محدود اطرافش خارج شود! بررسی کند که این نرخ چگونه محاسبه و از دیماه تاکنون بیش از دو برابر شده؟ ✅ : @Modaresian
🔴 سردار قالیباف خداقوت؛ از شما دیگر بعید بود! 🔹در جریان سفر آقای قالیباف به عراق و در نشست فعالان اقتصادی ایران و عراق در بغداد، جمله‌ای از قول جناب‌شان در سطح رسانه‌های داخلی و بین‌المللی تیتر و به صورت پرشمار پمپاژ شد که «هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند دوام نمی‌آوریم!» 🔸لازم است از سفر و پیگیری‌های دیپلماتیک وی در عراق تشکر کنیم و بگویم: «سردار عزیز؛ خداقوت». اما در دنیای سیاست، بسیار مهم است. آن هم از ناحیه مقامات بلندپایه یک کشور. اینکه بگویید «اگر مردم گرسنه باشند قدرت نظامی فایده ندارد»، اولاً یک جمله فانتزی است و ما اگر گرسنه هم باشیم به قدرت نظامی برای حفظ و اساس کشور نیاز داریم تا بعداز تضمین بقای خودمان، به فکر رفع گرسنگی باشیم! 🔹ثانیاً اظهار این جمله در خاک عراق، یک خطای راهبردی است. دنیای سیاست، میدانِ «محاسبات» است. دشمنان ما دقیقاً نشسته‌اند و بررسی می‌کنند که آیا تحریم‌ها و محاصره دریایی و مشکلات داخلی، ما را از پا درآورده یا نه؟ وقتی شما این جمله را در یک تریبون بین‌المللی می‌گویید، مستقیماً دارید «پالس ضعف» مخابره می‌کنید. 🔸ما منکر مشکلات اقتصادی نیستیم؛ اقتصاد و قدرت نظامی دو روی یک سکه‌اند. اگر نبود سیاست‌های اقتصادی که کشور را تضعیف و دیماه را آفرید، چه بسا جنگ هم صورت نمی‌گرفت؛ اما نباید به دشمن پالس ضعف داد. 🔹نباید طوری صحبت کنیم که دشمن تصور کند ما از درون تخلیه شده‌ایم و دیگر توان ایستادگی نداریم. در اوج مشکلات هم «اقتدار» را نمایش دهیم تا دشمن جرأت خیال‌پردازی علیه امنیت ما را نداشته باشد. ✅ : @Modaresian
🔴 جنگ و صلح؛ اختیارات رئیس‌جمهور و ضرورت حفظ وحدت! 🔻آقای پزشکیان گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد.بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات،به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است،جنگ را پایان دهیم.» 🔻برداشت شما از این سخن چیست؟ 🔹این حرف به معنای این است که امروز کلیدِ پایان جنگ در دست ایران است و این ایران است که بر ادامه جنگ و ناامنی در منطقه اصرار دارد. آیا برداشت دیگری از این سخن، قابل تصور است؟ آیا این ادعا، بین مردم خودمان اختلاف نمی‌اندازد که جناب رئیس جمهور می‌خواهد جنگ را تمام کند اما سایرین(از رهبری تا نیروهای مسلح و مردم مؤمن کف خیابان) اجازه نمی‌دهند؟! 🔸اولاً آقای رئیس جمهور باید دقت کند که بحث پایان جنگ، صرفاً یک شعار رسانه‌ای پوپولیستی و انتخاباتی نیست؛ موضوعی راهبردی و دارای سازوکار حقوقی مشخص است. در ساختار قانونی نظام جمهوری اسلامی، تصمیم‌گیری نهایی درباره جنگ و صلح در حوزه اختیارات رهبری قرار دارد و سایر مسئولان باید در حوزه اختیارات خود عمل کنند و در بیان مواضع خود، هم به این چارچوب و هم به پیامدهای امنیتی سخنانشان در انظار دوست و دشمن توجه کنند. 🔹ثانیاً، واقعیت را نباید تحریف کرد؛ امروز این آمریکاست که نمی‌خواهد وضعیت ایران عادی شود. نمونه آن همین تفاهم‌نامه و نقض عملی آن از سوی آمریکا! 🔸ثالثاً، واقع‌گرایی سیاسی می‌گوید جنگ با «اعلام تمایل» یک طرف پایان نمی‌یابد. باید دید طرف مقابل چه می‌خواهد، چه فشارهایی اعمال می‌کند و برای توقف تجاوز چه تضمین عملی می‌دهد. اگر آمریکا همچنان بر حفظ فشار، تحریم، حضور نظامی و تحمیل خواسته‌های خود در حوزه هسته‌ای و غیره اصرار دارد، سخن گفتن از پایان جنگ بدون تعیین شروط روشن، تضمین مشخص و اقدام عملی از سوی متجاوز، می‌تواند آدرس غلط به جامعه و پالس ضعف به دشمن بدهد. 🔹تنگه هرمز نیز صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک اهرم راهبردی است. هر تصمیم درباره آن باید در برابر دستاوردهای واقعی، از جمله توقف تهدید، رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و تضمین امنیت کشور سنجیده شود. بازگشت به وضعیت عادی بدون دریافت تضمین، نه صلح می‌آورد و نه امنیت؛ بلکه ممکن است ابتکار عمل را به طرف مقابل واگذار کند. 🔸رابعاً اختلاف‌سازی داخلی و ادبیات انفعالی، در چنین شرایطی تنها محاسبات دشمن را آسان‌تر می‌کند. این مدل اظهارات جامعه را دچار اختلاف و دوقطبی می‌کند و مردم را به جان همدیگر می‌اندازد. حملات این چندماه جریان غربگرا به رهبری و ملت مبعوث شده با این اظهارات شدیدتر خواهد شد! ✅ : @Modaresian
‌تیترهای امروز روزنامه سازندگی میگه مسئولین متفق‌القول‌اند که «نمی‌تونیم ادامه بدیم!» ان‌شاالله که باور مسئولین ارشد کشور این نیست ولی اگه خدایی‌نکرده همینطوره، اولین گزینه ‌ نیست، بلکه استعفا و خداحافظی کسانی‌ست که احساس ناتوانی دارن. این‌ها منتخب یا منصوب در روزهای صلح بودن، شاید برای روزهای جنگ افراد صلاحیت‌دارتری باشن که برای عبور از چالش‌ها عزم و ایده و توان داشته باشن. ازطرفی مردم هم انتخاب‌شون تسلیم نیست که مسئولین فعلی بخوان اون رو نمایندگی کنن. طبق نظرسنجی‌های مختلفی که خود دولت انجام داده، ازجمله پیمایش دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور با عنوان «آنچه ایران می‌خواهد»: - فقط ۱۰٪ مردم میگن در شرایط فعلی باید جلوی آمریکا ‌ شد و همه‌ی شروطش رو پذیرفت. - بیش از ۷۳٪ مردم ریشه مشکلات اقتصادی کشور رو ‌ و ‌ میدونن، نه علل خارجی مثل جنگ و تحریم - حدود ۶۶٪ مردم راه‌حل مشکلات کشور رو ‌ در چارچوب نظام فعلی میدونن درواقع مردم با تسلیم مخالف و خواهان اصلاحات اساسی و رفع فساد و ناکارآمدی‌اند. مسئولین فعلی اگه توان نمایندگی این مطالبات رو دارن، بدون آه و ناله جلوی چشم دشمن، با قوت به کار ادامه بدن، اگه نه میدان رو در اختیار دیگرانی قرار بدن که باور و توان لازم رو دارن. میلاد گودرزی ✅ : @Modaresian
عالَم سیاست| داود مدرسی‌یان
🔴 ‌راهِ‌حل این ناله‌ها و "ما نمی‌توانیم" قطعاً تسلیمِ کشور و ‌ نیست! استعفا کنید و ملتی را راحت کنید. ✅ : @Modaresian
هدایت شده از حکمران
ماجرای حذف «هدفمندی یارانه‌ها» از سیاست‌های کلی نظام توسط رهبر شهید 🔹تلاش زیادی کردم که تا هدفمندسازی یارانه‌ها که بستری برای دلاری‌سازی اقتصاد ایران شده بود، در پیش نویس گنجانده نشود، لکن موفق نشدم. پیش نویس به محضر رهبر شهید انقلاب اسلامی رفت و ایشان با برخی تغییرات جزئی آن را برای اخذ مشورت به صحن مجمع تشخیص ابلاغ فرمودند. تاریخ ابلاغ پیش نویس، 11 بهمن 1400 است و در بند آخر ماده 12 (مربوط به اصلاح ساختار بودجه دولت)، «تحقق کامل هدفمندی یارانه‌ها» آمده است. 🔹نامه ای به محضر رهبر شهید نوشته و استدلال کردم که مبنای این «یارانه پنهان» ادعایی، مابه‌التفاوت ریالی و دلاری قیمت انرژی است. 🔹سال 1401 جلسات شور درباره پیش نویس سیاست های کلی برنامه هفتم در مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد و نظر مجمع به محضر رهبر انقلاب تقدیم شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام به قدری مجموعه سیاست های کلی برنامه هفتم را تفصیل داده بود که مصوبه نهایی، مطلوب رهبر شهید انقلاب واقع نشد و نهایتا همان پیش‌نویس اولیه، با تغییراتی توسط رهبر شهید ابلاغ شد. 🔹21 شهریورماه 1401 که متن نهایی سیاست های کلی برنامه هفتم توسط رهبر شهید انقلاب ابلاغ شد، با خرسندی تمام دیدم که بند مربوط به «هدفمندی یارانه‌ها» از ابلاغیه نهایی خط خورده است. تمام موارد مروبط به ماده «اصلاح ساختار بودجه دولت» که در پیش نویس آمده بود، عینا در ابلاغیه نهایی بودند غیر از بحث هدفمندی. ✨متن کامل یادداشت دکتر سید یاسر جبرائیلی را در سایت حکمران بخوانید https://hokmran.com/p/c199 🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline