eitaa logo
مدیرباشی
307 دنبال‌کننده
71 عکس
10 ویدیو
29 فایل
چگونه مدیریت کنیم؟ مدیرباشی آموزه های مهم مدیریت را به زبان ساده برای عموم مردم بازگو می کند. دکتر ناصر خانی؛ دانشیار استراتژی، متخصص سازمان و مدیریت، سوالهای مدیریتی خود را به khani451@ بفرستید و پاسخ را در مدیرباشی ببینید.
مشاهده در ایتا
دانلود
نوآوری روز کلید رشد کسب و کار است. برای جلوتر ماندن از منحنی، کسب‌وکارها نه تنها باید از نوآوری استقبال کنند، بلکه باید راه‌های منحصربه‌فردی برای متمایز کردن خود بیابند. بیایید چند نمونه دنیای واقعی از کسب و کارهایی که از نوآوری برای دستیابی به موفقیت چشمگیر استفاده کرده اند، را بررسی کنیم: به عنوان مثال تسلا را در نظر بگیرید که صنعت خودروهای الکتریکی را متحول کرده است. رویکرد پیشگامانه آنها در حمل و نقل پایدار، نه تنها خودروهای الکتریکی را به جریان اصلی تبدیل کرده است، بلکه خودروسازان سنتی را نیز ترغیب کرده است تا در فناوری خودروهای الکتریکی سرمایه گذاری زیادی کنند. رهبری رویایی ایلان ماسک گواهی بر قدرت نوآوری است. یکی دیگر از داستان های موفقیت قابل توجه Airbnb است، که یک اخلالگر در صنعت مهمان نوازی سنتی است. Airbnb با اتصال مسافران با اقامتگاه‌های منحصربه‌فرد در سراسر جهان، نحوه سفر مردم را کاملاً بازتعریف کرده است. پلتفرم آنلاین آنها به مسافران این فرصت را می‌دهد که در خانه‌ها، آپارتمان‌ها و فضاهای منحصربه‌فرد بمانند و تجربه سفر را به گونه‌ای که قبلا غیرقابل تصور بود افزایش می‌دهد. نکته 1: روی تجربه مشتری تمرکز کنید مشتریان امروز بیش از هر زمان دیگری خواستار هستند و چیزی کمتر از یک تجربه یکپارچه و شخصی انتظار ندارند. برای برآورده ساختن این انتظارات، کسب و کارها باید از نوآوری برای ایجاد تجربیات جدید مشتری که فراتر از انتظارات مشتریانشان باشد، استفاده کنند. کسب و کارها می توانند از نوآوری به طرق مختلف برای ارتقای تجربه مشتری استفاده کنند. به عنوان مثال، پیاده سازی ربات های چت برای پشتیبانی 24 ساعته از مشتری، همانطور که در شرکت هایی مانند اپل و آمازون دیده می شود، تضمین می کند که مشتریان کمک فوری دریافت می کنند. در همین حال، استفاده از هوش مصنوعی (AI) برای شخصی‌سازی توصیه‌های محصول، همانطور که توسط نتفلیکس انجام می‌شود، به مشتریان کمک می‌کند محتوایی را که دوست دارند کشف کنند و رضایت کلی آنها را افزایش دهد. نکته شماره 2: تحول دیجیتال را جدی بگیرید تحول دیجیتال فرآیند استفاده از فناوری برای ارتقاء هر جنبه ای از تجارت شما است. برای اینکه کسب و کارها کارآمدتر، چابک تر و مشتری محور شوند، باید تحول دیجیتال را به طور کامل بپذیرند. آمازون از محاسبات ابری از طریق خدمات وب آمازون (AWS) برای کاهش هزینه های عملیاتی و بهبود مقیاس پذیری استفاده می کند. این امر به کسب‌وکارها امکان می‌دهد تا کارآمدتر و انعطاف‌پذیرتر عمل کنند، بدون اینکه بار مدیریت زیرساخت‌های فیزیکی گسترده‌تر را تحمل کنند. نکته 3: روی فناوری های نوظهور سرمایه گذاری کنید فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی، AR، و بلاک چین این پتانسیل را دارند که شیوه عملکرد کسب‌وکارها را متحول کنند. سرمایه‌گذاری در این فناوری‌ها می‌تواند به کسب‌وکار شما کمک کند تا از منحنی جلوتر باقی بماند و محصولات و خدمات پیشگامانه را توسعه دهد. به عنوان مثال، بانک ها از فناوری بلاک چین برای توسعه محصولات مالی نوآورانه مانند قراردادهای هوشمند استفاده کرده اند که تراکنش ها را ایمن تر و کارآمدتر می کند. شرکت های مراقبت های بهداشتی از هوش مصنوعی برای توسعه ابزارها و درمان های جدید تشخیصی، افزایش مراقبت از بیمار و پیشگیری از بیماری ها استفاده می کنند. این مثال ها نشان می دهد که چگونه فناوری های نوظهور آینده صنایع مختلف را شکل می دهند. نکته 4: فرهنگ نوآوری ایجاد کنید نوآوری در محیطی رشد می کند که خلاقیت، ریسک پذیری و آزمایش را تشویق می کند. کسب و کارها باید فرهنگی را تقویت کنند که در آن کارکنان احساس راحتی کنند تا ایده های جدید را به اشتراک بگذارند و ریسک های حساب شده را بپذیرند. به قول معروف استیو جابز "نوآوری وجه تمایز بین یک رهبر و یک پیرو است." این فرهنگ را می توان با فراهم کردن منابع و پشتیبانی کارکنان برای نوآوری و جشن گرفتن موفقیت های آنها، هر چقدر هم که کوچک به نظر برسند، پرورش داد. تاریخچه اپل گواهی بر این موضوع است، با فرهنگ نوآوری که محصولاتی مانند آیفون تولید کرده است که بازی را تغییر می دهند. نکته 5: با دیگران همکاری کنید نوآوری فقط یک تلاش انفرادی نیست. اغلب نیاز به همکاری با سایر سازمان ها دارد. کسب‌وکارها برای توسعه ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید باید با استارت‌آپ‌ها، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی همکاری کنند. همانطور که جف بزوس عاقلانه بیان کرد، "هیچکس به تنهایی نمی تواند نوآوری کند. نوآوری یک ورزش گروهی است." @modirbashi
نحوه تعامل با مدیر بدبین تعامل با یک مدیر بدبین می تواند چالش برانگیز باشد. بدبینی می تواند بر روحیه و بهره وری تیم تأثیر منفی بگذارد. با این حال، با کمی تلاش و درک، می توان با یک مدیر بدبین به طور موثر تعامل کرد. چند نکته برای تعامل با یک مدیر بدبین: واقع بین باشید. بدبینی معمولاً از تجربیات منفی گذشته ناشی می شود. سعی نکنید مدیر خود را تغییر دهید، بلکه روی کارهایی تمرکز کنید که می توانید کنترل کنید. مثبت باشید. حتی اگر مدیر شما بدبین است، سعی کنید مثبت باشید و بر جنبه های مثبت کار تمرکز کنید. این می تواند به ایجاد یک محیط کار مثبت تر کمک کند. آماده باشید برای دفاع از خود. اگر مدیر شما انتقادات غیرمنصفانه ای می کند، آماده باشید تا از خود دفاع کنید. از داده ها و شواهد برای حمایت از ادعاهای خود استفاده کنید. از حمایت دیگران استفاده کنید. اگر با مدیر خود مشکل دارید، با سایر همکاران خود صحبت کنید. ممکن است آنها بتوانند به شما کمک کنند تا با وضعیت کنار بیایید. در اینجا چند نکته خاص برای تعامل با یک مدیر بدبین در جلسات آورده شده است: آماده باشید. قبل از هر جلسه، تمام اطلاعات لازم را جمع آوری کنید. این به شما کمک می کند تا به سؤالات مدیر خود به طور مؤثر پاسخ دهید. منظم باشید. در جلسات خود منظم باشید و به موقع حاضر شوید. این نشان می دهد که شما روی کار خود تمرکز دارید و به زمان مدیر خود احترام می گذارید. محترم باشید. حتی اگر مدیر شما بدبین است، همیشه با او محترمانه رفتار کنید. این به ایجاد یک رابطه کاری مثبت تر کمک می کند. اگر با مدیر خود مشکل دارید، همیشه می توانید با منابع انسانی شرکت خود صحبت کنید. آنها ممکن است بتوانند به شما کمک کنند تا با وضعیت کنار بیایید یا راه حلی پیدا کنید. در اینجا چند نکته اضافی برای تعامل با یک مدیر بدبین آورده شده است: از مدیر خود بپرسید که چگونه می توانید به او کمک کنید. این نشان می دهد که شما به او اهمیت می دهید و می خواهید به او کمک کنید تا موفق شود. از مدیر خود بازخورد بخواهید. این به شما کمک می کند تا بفهمید چگونه می توانید عملکرد خود را بهبود ببخشید. با مدیر خود در مورد اهداف خود صحبت کنید. این به شما کمک می کند تا بر روی اهداف مشترک تمرکز کنید. با کمی تلاش و درک، می توان با یک مدیر بدبین به طور موثر تعامل کرد. @modirbashi
اثر تماشاگر در مدیریت: به این معناست که عملکرد افراد در حضور دیگران به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می گیرد. این اثر می تواند مثبت یا منفی باشد. در حالت مثبت، اثر تماشاگر می تواند به افزایش انگیزه و عملکرد افراد کمک کند. به عنوان مثال، اگر یک کارمند در حال کار روی یک پروژه دشوار است، حضور یک مدیر یا همکار می تواند به او انگیزه دهد تا بیشتر تلاش کند و عملکرد بهتری داشته باشد. در حالت منفی، اثر تماشاگر می تواند منجر به کاهش انگیزه و عملکرد افراد شود. به عنوان مثال، اگر یک کارمند در حال انجام یک کار خسته کننده یا کسل کننده است، حضور دیگران می تواند باعث شود که او کمتر تلاش کند و عملکرد ضعیف تری داشته باشد. برای کنترل اثر تماشاگر در مدیریت، مدیران می توانند اقدامات زیر را انجام دهند: هدف های واضح و قابل اندازه گیری تعیین کنید. اهداف واضح و قابل اندازه گیری می تواند به کارکنان کمک کند تا تمرکز خود را حفظ کنند و عملکرد خود را بهبود بخشند. بازخورد منظم و سازنده ارائه دهید. بازخورد منظم و سازنده می تواند به کارکنان کمک کند تا عملکرد خود را ارزیابی کنند و پیشرفت خود را پیگیری کنند. یک فرهنگ مبتنی بر اعتماد و همکاری ایجاد کنید. یک فرهنگ مبتنی بر اعتماد و همکاری می تواند به کارکنان کمک کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشند و در حضور دیگران عملکرد بهتری داشته باشند. در اینجا چند مثال خاص از نحوه کنترل اثر تماشاگر در مدیریت آورده شده است: مثال ۱: اگر یک کارمند در حال کار روی یک پروژه دشوار است، می توانید از یک مدیر یا همکار بخواهید که به صورت دوره ای با او ملاقات کند و پیشرفت او را بررسی کند. این کار می تواند به کارمند کمک کند تا تمرکز خود را حفظ کند و انگیزه خود را بالا نگه دارد. مثال ۲: اگر یک کارمند در حال انجام یک کار خسته کننده یا کسل کننده است، می توانید از او بخواهید که بر روی اهداف کوچکتر و قابل دستیابی تر تمرکز کند. این کار می تواند به او کمک کند تا احساس پیشرفت کند و انگیزه خود را حفظ کند. با کنترل اثر تماشاگر در مدیریت، مدیران می توانند به بهبود عملکرد کارکنان خود کمک کنند. دکتر ناصر خانی @modirbashi
جذب کارشناس و مدیر منابع انسانی در یک شرکت بزرگ؛ علاقمندان رزومه خود را برای شماره زیر در واتساپ/بله/یا تلگرام ارسال نمایند: +989131117702 https://eitaa.com/modirbashi
آداب معاشرت مدیران موثر مجموعه ای از رفتارها و هنجارهای اجتماعی است که مدیران موثر برای موفقیت در کار خود رعایت می کنند. این آداب معاشرت می تواند در زمینه های مختلف زندگی حرفه ای، از جمله رفتار در محل کار، تعامل با کارکنان، و حتی نحوه صحبت کردن، اعمال شود. ده مورد از آداب معاشرت مدیران: احترام به دیگران: مدیران موثر به احترام گذاشتن به دیگران اهمیت زیادی می دهند. این احترام در همه زمینه های زندگی حرفه ای، از جمله نحوه صحبت کردن با کارکنان، رفتار با مشتریان، و حتی نحوه برخورد با رقبا، اعمال می شود. صداقت و درستکاری: مدیران موثر همیشه صادق و درستکار هستند. آنها به قول خود عمل می کنند و از فریب دادن یا سوء استفاده از دیگران خودداری می کنند. مسئولیت پذیری: مدیران موثر مسئولیت اعمال و تصمیمات خود را می پذیرند. آنها از فرافکنی و تقصیر انداختن بر گردن دیگران خودداری می کنند. مهارت های ارتباطی: مدیران موثر مهارت های ارتباطی خوبی دارند. آنها می توانند به طور واضح و مختصر صحبت کنند و نظرات خود را به خوبی بیان کنند. مهارت های حل مسئله: مدیران موثر مهارت های حل مسئله خوبی دارند. آنها می توانند به طور منطقی و موثر مشکلات را حل کنند و از ایجاد اختلافات اجتناب کنند. مهارت های تصمیم گیری: مدیران موثر مهارت های تصمیم گیری خوبی دارند. آنها می توانند اطلاعات را جمع آوری کنند، گزینه های مختلف را ارزیابی کنند، و تصمیمات منطقی بگیرند. مهارت های رهبری: مدیران موثر مهارت های رهبری خوبی دارند. آنها می توانند دیگران را تشویق کنند و به آنها انگیزه دهند تا به اهداف مشترک دست یابند. مهارت های مدیریت زمان: مدیران موثر مهارت های مدیریت زمان خوبی دارند. آنها می توانند به طور موثر از زمان خود استفاده کنند و از تأخیر و اتلاف وقت خودداری کنند. مهارت های مدیریت ریسک: مدیران موثر مهارت های مدیریت ریسک خوبی دارند. آنها می توانند ریسک های احتمالی را شناسایی کنند و اقدامات لازم برای کاهش آنها را انجام دهند. مهارت های خودآگاهی: مدیران موثر از نقاط قوت و ضعف خود آگاه هستند. آنها می توانند نقاط قوت خود را تقویت کنند و نقاط ضعف خود را بهبود بخشند. رعایت این آداب معاشرت می تواند به مدیران کمک کند تا در کار خود موفق تر باشند. https://eitaa.com/modirbashi
پدیده ایکاروس در مدیریت به رفتارهای مدیرانی گفته می‌شود که در پی کسب موفقیت‌های چشمگیر، دچار غرور و خودبزرگ‌بینی می‌شوند و در نهایت، این رفتارها منجر به شکست آنها می‌شود. این پدیده از داستان ایکاروس، پسر دایدون، در اساطیر یونان گرفته شده است. ایکاروس و برادرش، دافنه، در پی فرار از پادشاه کرت، مینوس، بال‌هایی از پرهای مرغ و موم ساخته و از قصر مینوس فرار کردند. ایکاروس در حین پرواز، از نزدیک شدن به خورشید خودداری نکرد و گرمای خورشید باعث ذوب شدن موم بال‌های او شد. ایکاروس در نهایت به زمین سقوط کرد و جان خود را از دست داد. در مدیریت، پدیده ایکاروس می‌تواند در موارد زیر رخ دهد: مدیرانی که پس از کسب موفقیت‌های چشمگیر، دچار غرور و خودبزرگ‌بینی می‌شوند و به انتقادات و بازخوردها توجه نمی‌کنند. مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌های خود، بیش از حد به خود اعتماد می‌کنند و از مشورت با دیگران خودداری می‌کنند. مدیرانی که در پی کسب موفقیت‌های بیشتر، ریسک‌های غیرمنطقی را می‌پذیرند. پدیده ایکاروس می‌تواند پیامدهای جدی برای مدیران و سازمان‌ها داشته باشد. این پدیده می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های غلط، کاهش بهره‌وری، و حتی ورشکستگی سازمان شود. برای جلوگیری از پدیده ایکاروس، مدیران باید به نکات زیر توجه کنند: همیشه متواضع و فروتن باشند و از انتقادات و بازخوردها استقبال کنند. در تصمیم‌گیری‌های خود، از مشورت با دیگران استفاده کنند. ریسک‌های غیرمنطقی را نپذیرند. مدیرانی که می‌توانند از غرور و خودبزرگ‌بینی خود جلوگیری کنند، می‌توانند در کسب موفقیت‌های پایدار موفق‌تر باشند. @modirbashi
معرفی ابزارهای هوش مصنوعی https://eitaa.com/WikiAi @modirbashi
هدایت شده از N KHANI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👀یک نقل قول در خصوص ریشه جمعه سیاه مدیریت_برای_همه @modirbashi
کتاب قدرت سکوت: قدرت درونگراها در جهانی که قادر نیست از سخن گفت باز ایستد. کتاب قدرت سکوت اثر جالب توجهی از سوزان کین است که از زاویه‌ای خاص به واکاوی مسئله‌ی برون‌گرایی و درون‌گرایی پرداخته. این کتاب که برنده جایزه گودریدز شده، به لیست پرفروش‌های آمازون و نیویورک‌تایمز نیز راه یافته است. فرهنگ‌های گوناگون، تیپ‌های شخصیتی متفاوتی را پرورش می‌دهند. یک خلق‌و‌خوی واحد می‌تواند در یک جامعه ناپسند، و در جامعه‌ای دیگر پسندیده تلقی گردد. درباره‌ی دوگانه‌ی برونگرایی - درون‌گرایی نیز وضعیت از همین قرار است. سوزان کین (Susan Cain) در کتاب تحسین‌برانگیز قدرت سکوت (Quiet: the power of introverts in a world that can’t stop talking)، تحقیقی گسترده و همه‌جانبه درباره‌ی تلقی فرهنگ‌های گوناگون از خلق‌وخوی اشخاص، و قضاوت آن‌ها نسبت به برون‌گرایان و درون‌گرایان انجام داده است. در این اثر می‌خوانید که چرا افراد گوشه‌گیر و منزوی، معمولاً در فرهنگ مدرن با تمسخر و یا بی‌اعتنایی مواجه می‌شوند. سوزان کین با بهره‌گیری از زندگی بزرگان علم، هنر، سیاست، فناوری و... ، و همچنین، با تحلیل مصاحبه‌هایی که با بی‌شمار افرادِ درونگرا ترتیب داده، برای شما قدرت عظیمی را فاش ساخته که در هاله‌ی سکوت و انزوا مخفی شده است. او خواهان ستایش از سکوت در جهانِ مملو از پُرحرفی و یاوه‌گویی‌ست. کین ثابت می‌کند بسیاری از عقایدی که مردم در جوامع مختلف درباره‌ی تیپ‌های شخصیتی متفاوت ترویج می‌کنند، علناً اشتباه و بی‌پشتوانه است. او نشان می‌دهد که چرا از سکوت گوشه‌گیران برداشت‌ های اشتباهی می شود.
هنر بزرگ به خود نگرفتن تمرین: این‌که یک‌جایی آرام بنشینید و تصور کنید که کجا هستید؛ یعنی تصور کنید که در این خانه هستم و در این خیابان هستم و در این شهر. یعنی وقتی که از بالا به‌خودتان نگاه می‌کنید، تصویر آدمی را دارید که در خانه خودش نشسته؛ خانه‌ای که در خیابانی واقع شده و خیابانی که در شهری واقع شده و شهری که در استانی واقع شده و استانی که در کشوری و کشوری که در قاره‌ای و قاره‌ای که در کره‌ای واقع شده به نام کره زمین. حالا تصور کنید این خانه‌ای که شما در آن حضور دارید و با محوریت شما دارد شکل می‌گیرد و اداره می‌شود، شما را در دل خودش ندارد. ترسناک است، نه؟ اما از این مرحله و مرز ترسناک بودن که عبور کنید، می‌بینید که کم‌کم با این واقعیت می‌توانید کنار بیایید. یعنی این خانه بدون شما هم می‌تواند به راه خودش برود. بعد خانه‌ای را تصور می‌کنید که هست و دارد به زندگی‌اش ادامه می‌دهد، ولی شما در آن نیستید؛ شمایی که در آن خیابان هم نیستید و در آن شهر و استان و... هم نیستید. اما قرار است که با چنین تمرینی به کجا برسید؟ به اینکه مقداری از اهمیت شخصی خودتان را از دست بدهید. اینکه درک کنید واقعاً جهان و شهر و خیابان و خانه و حتی خانواده نیز، بدون شما می‌توانند به راه خودشان ادامه بدهند. البته که تصورش کمی سخت است، اما همه اینها شدنی است و بدون شما هم اتفاق خواهد افتاد. وقتی که شما اهمیت شخصی خودتان را کم‌کم از دست می‌دهید، متوجه می‌شوید که بله، واقعاً محور همه‌‌چیز نیستید. خیلی از ناراحتی‌هایی که انسان تحمل می‌کند، بابت آن است که تصور می‌کند خیلی مهم است و محور همه‌‌چیز است. همین باعث می‌شود تا همه‌‌چیز را به‌خودمان بگیریم. یعنی هر رفتار و تنش و مشکل و بحرانی که اتفاق می‌افتد، آن را به نوعی به‌خودمان می‌گیریم. اما چرا؟ به همان دلیلی که گفتیم؛ اهمیت شخصی بالا. در واقع شما حجم زیادی از خودبزرگ‌بینی را در درون‌تان دارید. آن هم درحالی‌که از حیث واقعی، ما واقعاً فرقی با فلان شیء و فلان سنگ کنار جاده و فلان گیاه نداریم و برای طبیعت و پیرامون‌مان، در نسبت با آنها از یک اهمیت برخوردار هستیم. اما به قدری خودبزرگ‌بینی داریم که تصور می‌کنیم نه، این‌طوری‌ها هم نیست و ما به نوعی محور همه‌‌چیز هستیم. نتیجه چنین دیدگاهی، آن است که به راحتی از همه‌‌چیز ناراحت می‌شویم و به ما بر می‌خورد؛ درحالی‌که شاید خیلی از این موارد اصلاً دخلی به ما نداشته باشد و صرفاً ناشی از شرایط نامساعد ایجادکنندگان چنین رفتارهایی است؛ نه شرایط نامساعد ما. این‌جاست که به هنر بزرگ «به‌خود نگرفتن» می‌رسیم؛ قاعده‌اش هم خیلی مشخص است؛ شما در موقعیتی هستید که آن تنش و آن بحران و آن توهین و هر چیز دیگر در آن اتفاق می‌افتد. حالا اگر در این موقعیت، عنصری به نام من و شما را بردارند و به جایش یک نفر دیگر را بگذارند، چه خواهد شد؟ غالباً چنین تنش‌ها و بحران‌ها و گرفتاری‌هایی باز هم ایجاد خواهد شد. اگر فقط به این فکر کنید که چه شما باشید و چه نباشید، این گرفتاری‌ها اتفاق خواهند افتاد، به این درک بزرگ خواهید رسید که بله، من محور و باعث و بانی این گرفتاری‌ها نیستم و اساساً در آن موقعیت، این گرفتاری و ایجاد آن اجتناب ناپذیر بوده است. با همین درک عظیم، به آرامشی عظیم هم می‌رسید؛ آرامشی که نشان می‌دهد نباید خیلی از چیزها را به‌خودتان بگیرید و نباید اساساً چنین سطحی از خودبزرگ‌بینی را داشته باشید. به‌نظر چنین درکی برای جامعه امروز ما نیز به‌شدت لازم و ضروری است. نظرات دیگران درباره ما 2 بخش دارد: واقع‌داوری و ارزش‌داوری. بالای 90 درصد که همین ارزش‌داوری‌ها هستند؛ یعنی برخاسته از ارزش‌های دیگران هستند و ارتباطی به ما ندارند. درصد کمی از آنها در واقع‌داوری هستند که می‌شود به آنها اعتنا کرد. در این صورت، می‌توانیم به هنر عظیم دیگری دست پیدا کنیم؛ هنر «بی‌خیالی مقدس» اینکه بیشتر نظرات و داوری‌های دیگران ارتباطی به ما و واقعیت ندارد؛ برخاسته از ارزش‌های درونی خود افراد است و غالباً می‌شود به آنها بی‌اعتنا بود. ترکیب این دیدگاه و هنر به‌خود نگرفتن، اساساً می‌تواند ما را در بغرنج‌ترین وضعیت‌ها نیز آرام نگه دارد؛ اینطور نیست؟ عیسی محمدی-روزنامه نگار