eitaa logo
از مسجد, تا اجتماع
101 دنبال‌کننده
21 عکس
15 ویدیو
0 فایل
امام جماعت مسجدی هستم در جنوب تهران، علوم اجتماعی خوانده ام و در این کانال، مدیریت اجتماعی را از دریچه ی مدیریت مسجد نگاه و تجربیاتم را عرضه می کنم. @mrkarbs
مشاهده در ایتا
دانلود
📌تقدم جامعه بر فرد در فرایند اصلاحگری 🔹قبلاً در یادداشتی درباره برخی چالش های سخت افزاری که کارهای تربیتی مسجد را به محاق می برد، مطالبی نوشتم؛ علی رغم اصرار دلسوزان بر بکارگیری نیروهای و جوانان مسجد در انجام برخی امور، این کار را با پرداخت هزینه برون سپاری کردم و اکنون نیروهایی از بیرون مسجد در حال پیش برد امور هستند. علت عمده هم آنست که تا بچه های مسجد بیایند پای کار و ساخته شوند و کار را تمام کنند (و یقینا هیچ کدام از اینها محقق نخواهد شد) چند نسل دیگر از دست ما رفته است. گاهی باید دور و بری ها را نادیده گرفت و کلاه را بالاتر گذاشت و دورتر را دید. اگر چالش های سخت افزاری و نرم افزاری مسجد اصلاح شود، آنگاه زمینه برای تربیت فوج فوج گروه و طبقه فراهم می شود.انشالله
📌امامت جماعت و «بعث» مردم 🔹چند روز پیش به مناسبتی با یکی از اساتید که اتفاقا عهده دار مسجدی است گفت وگو بود و هر دو یمان از عدم مشارکت مردم در اداره ی مسجد گله مند بودیم. از آن روز دارم با خودم فکر می کنم که کار اصلی امام جماعت -که از دست هیچ کس دیگری هم بر نمی آید- همین احیا و به راه انداختن مردم است، در یک کلام امام جماعت باید مردم را «بعث» کند تا هر کسی از هر جایی که هست حرکت کند و جلو بیاید. و البته لازمه ی این کار این است که آن «بعث» و برانگیختگی و سوختن و حرکت ابتدا در خود امام جماعت ایجاد شده باشد، اگر اینگونه باشد، نفسش، مسجدی و محله ای و شهری را به حرکت در می آورد.
📌 قبیله گرایی 🔹تعدادی کار بر زمین مانده یرمهم در مسجد بود که دنبال آدمش می گشتم، بعضی از بزرگان و قدیمی ها افرادی را معرفی کردند که هر کدام قدری از کارعا را پیش بردند، اما بعضی از آن کارها که ظرف یک هفته قابل جمع شدن بود، الان هفته ها و ماه هاست که معطل مانده و هنوز به نتیجه نرسیده. بعد از گله گذاری به آقایان تازه فهمیدم که فلانی از اقوام و آن دیگری از دوستان بهمانی است که آقایان برای اینکه پول در جیب غریبه نرود، دوستان خودشان را معرفی کرده اند، در حالیکه آنها متخصص آن کارها هم نبودند و می‌خواستند کار را در حاشیه ی کار اصلی شان انجام دهند. این شده که کارها معطل مانده و.... قبیله گرایی و باند بازی از مهمترین افات مدیریت است که خود بتنهایی پایه ایست برای رشته ای از آسیب ها و مفاسد که در این چند سال مواردی ازین دست زیاد دیده ام. الان که دیگر یقین دارم آقایان درین قضایا خیرخواه مسجد نیستند، بیش از گذشته در مقابل باند بازی هایشان خواهم ایستاد، انشالله
📌چشم انداز تربیتی دبیرستان پسرانه ای که از اوایل تابستان به مسجد امدند، با گذشت حدود چهار ماه رفته رفته در حال استقرار هستند، ارتباطات خوبی شکل گرفته و بچه ها مسجد را بعنوان بخشی از هویت دانش آموزی شان پذیرفته انذ، خودم بعنوان امام جماعت هفته ای یک جلسه با بچه ها کلاس بحث آزاد دارم و اگر چه بحث آزاد است، اما سمت و سوی مباحث را عمدتا به سوی تمرین مدیریت اجتماعی در مسجد سوق می دهم و تلاش می کنم بچه ها شیرفهم شوند که منظور از حضورشان در مسجد صرفا شنیدن حرف خدا و پیغمبر و اینها نیست، بلکه منظور تمرین مدیریت یک مجموعه ی انسانی در مسجد برای پذیرش مدیریت در سطوح کلان تر است. از این رو بعد از ارتباط روانی و اقناع فکری بچه ها نوبت به پذیرفتن مسئولیت از بچه ها می رسد، در لایه های گوناگونی که در مسجد وجود دارد، از مدیریت فرهنگی گرفته تا رسانه و تاسیسات و امور اقتصادی و.... به لطف خدا مسئولین مدرسه هم هماهنگ هستند و جلسات نسبتا مرتبی پیرامون این اهداف داریم. این، یکی از گام های ما برای تربیت نیروی مفید برای مسجد و سپس جامعه است. ربنا و لک الحمد. @modmasjed
📌از همت بلند تا جانب احتیاط 🔹گاهی اوقات برداشتن لقمه های بزرگ نشانه ی بلندهمتی نیست، نشانه ی بی تدبیری و ضعف آینده نگری است، از طرف دیگر این ملاحظه نباید روحیه ی خطرپذیری و اقدام را از ما سلب کند. ترسیم چشم انداز و تعیین اهداف، مسیری باریک بین این دوست. یعنی از یک طرف باید ظرفیت ها و امکانات بالقوه و بالفعل را قبل از اقدام در نظر گرفت، و از طرف دیگر نباید کار را به امکانات محدود کرد، بلکه باید با خلاقیت و تلاش امکانات موجود را افزایش داد. 👈یکی از دوستان عزیز که از قضا آدم بسیار توانمندی است، با رعایت پیش بینی های لازم، زیر بار پروژه ی فرهنگی عظیمی رفته که الان درش گیر افتاده، مبالغ عظیم بدهکار مردم است و نه راه پس دارد و نه راه پیش. مسیر مدیریت در اینجا ها خیلی باریک و تیز است.
📌راه کم هزینه 🔹برای دلسرد کردن و طرد نمودن نیروها و نهایتا انهدام یک مجموعه ی انسانی، کم هزینه ترین راه آنست که نقاط مثبت آنها مطلقا دیده نشود و یا هیچ واکنشی نسبت به آن ابراز نشود، اما نسبت به کارهای منفی و یا اشکالات هرچند کوچک و بی اهمیت واکنش نشان داده شود، تمام
📌 🔹تربیت نقطه ی آغاز هر حرکت اجتماعی است و اگر قرار به پایداری آن اصلاح اجتماعی باشد، تربیت نیز باید از عمیق ترین لایه های نفس و ابتدایی ترین ایام حیات انسانی که ممکن است آغاز شود.
📌بدبینی در مدیریت 👈بدبینی یکی از لوازم حتمی مدیریت است، بسیاری اوقات، خصوصا مواقعی که سابقه ی افراد دانسته نیست، در برخورد با افراد باید بدبینانه ترین حالت را در نظر گرفت و همه ی احتمالات را لحاظ نمود، خوش بینی و اعتماد، نقطه ی آسیب است. این تجربه چندین بار برایم پیش آمد که گاهی افرادی کم سن و سال و یا با ظاهری ساده مراجعه می کنند و تقاضای خدمتی از مسجد یا برای مسجد دارند، چند مورد از اینها وقتی تهش در‌آمد سر از جاهای ناجور در آورد. مثلاً یکی از همسایگان مسجد قصد داشت مقداری اموال را در مسجد انبار کند، بعد از تحقیقات متوجه شدم که بدون اجاره ی مغازه با اتاق یا..... قصد کاسبی دارد ، آنهم با جنسی که ماهیتش را بدرستی توضیح نمی داد، و می خواست جنس ها را همین جا خرد خرد آب کند و.... و یا چند وقت پیش پسر نوجوانی آمد و گفت می خواهیم هیئت مختصری برگزار کنیم و.... بعداً انکشف که نماینده ی پوششیِ هیئتی بوده که در حالت عادی قطعا امکان حضور در مسجد نداشتند، اما با پوشش یک هیئت نوجوانان کوچک قصد ورود داشتند. موارد ازین دست بسیار داریم. باید نسبت به افراد ناآشنا کاملا بدبین بود. عقبه و نیات پنهان این افراد با قدری سوال و جواب و پشت و رو کردن آن طرف در می آید. @modmasjed
📌در اهمیت روانشناسی 🔹حرکت در جامعه و میان مردم خواه ناخواه، حرکت در مسیر مستقیم نیست، کوه و دره و تپه و سرما و گرما دارد و همه ی اینها طبیعت این پدیده است. القصه؛ من که سالها دل‌مشغول جامعه شناسی بودم، اکنون که به وادی مدیریت قدم گذاشته ام بخوبی حس می کنم که اداره ی جامعه، بدون تسلط بر روانشناسی و طبقات مختلف روانشناختی امکانپذیر نیست. اصلا جامعه شناسی را باید دانشی دید مرکب از روانشناسی، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و خود جامعه شناسی. اگر لایه های فلسفی جامعه شناسی عبور کنیم، قطعا روانشناسی مهمترین تاثیر را در شکل دهی مدل یک جامعه بر عهده دارد. اکنون بر این باورم که بخش کمی از مدیریت جامعه به مدیریت ساختارها اختصاص دارد و بخش عمده ی آن مدیریت روح و روان افراد است، بنحویکه بدون شناخت تیپ روانی فرد و روانشناسی اجتماعی، عملا مدیریت اجتماعی راه بجایی نمی‌برد. @modmasjed
از مسجد, تا اجتماع
📌در اهمیت روانشناسی 🔹حرکت در جامعه و میان مردم خواه ناخواه، حرکت در مسیر مستقیم نیست، کوه و دره و ت
📌این روزها در مسجد با طبقه ای خاص از جوانان مواجه هستم که اوضاع و احوال روحی و روانی شان اینگونه است: بچه هایی به ظاهر مذهبی و بزرگ شده در مسجد، اما از لحاظ اعتقادی و اخلاقی بسیار ضعیف، بی اندازه ساختارگریز و طبیعتاً بی نظم در عمل و آشفته در نظر، بی اعتماد به محیط و افراد، بدون برنامه و نگاه بلند مدت و کاملا برنامه گریز. اینها که کی نویسم تقریبا بین عموم جوانان و نوجوانان با شدت و ضعف وجود دارد و هر چه سن بچه ها بالاتر می رود گویا این حالات هم تشدید می شود و خصوصا در ساختارهایی مانند هیئت و بسیج تثبیت هم می شود. این حالات در عموم بچه هایی که هویت مذهبی شان با هیئت شکل گرفته و یا تعلق سازمانی عمیقی به بسیج دارند خیلی مشهود تر و شدیدتر است. این طبقه، بر خلاف عملگرایان و بسیجی های سالهای اول انقلاب چندان عملگرا هم نیستند و اموری مانند عدالت خواهی و... و حتی فهم سیاسی قابل توجهی در آنها به چشم نمی خورد و.... اینها حالات عمومی جوانانی است که روزانه در مسجد با آنها حشر و نشر داریم و قرار است روی آنها کار فرهنگی و تربیتی انجام شود. مسلما باید بپذیریم که کار روی اینها، کار روی یک زمین بایر بی دردسر نیست. این طبقه ابتدا باید بدرستی شناخته و آنالیز شوند و سپس برای آنها برنامه ریزی کافی صورت گیرد. به مددالهی کار دشوار و مسیر طولانی است.
از مسجد, تا اجتماع
📌این روزها در مسجد با طبقه ای خاص از جوانان مواجه هستم که اوضاع و احوال روحی و روانی شان اینگونه است
📌تاثیر روانشناسی بر مدیریت مسجد غرض از آنچه که در بالا گفته آمد توجه دادن به این نکته بود که نمی توان روی همه ی افراد با روش تربیتی یکسانی پیش رفت و هر تیپ شخصیتی، سیاست خاص خود را می طلبد. نکته ی مهم دیگر که از توجه به امور روانشناسی حاصل می شود آنکه تربیت بنیانی و ریشه دار زمان دارد و زمانش که بگذرد، تقریبا شخص از حالت تربیت پذیری خارج می شود. نتیجه آنکه برای مدیریت بلند مدت اجتماعی اول باید به سراغ نوجوانان و خردسالان رفت و آنان را تحت الحفظ آموزش داد و بالا اورد تا بتوان بعداً از آنها برای اداره ی مجموعه استفاده کرد، و افرادی را هم که گمان می رود از سن اثرپذیری خارج شده و یا آموزش و تربیت شان بسیار هزینه بر است، باید با ترفندهایی مدیریت و کنترل کرد، چون حذف آنها عموما امکانپذیر نیست. همه ی اینها در وهله ی اول نیازمند شناخت دقیق افراد و سپس سیاست به خرج دادن برای اداره ی امور است. مدیریت جامعه هم دقیقا همینطور است، برخی را می توان حرکت داد و بالا اورد، اما برخی دیگر فقط باید مدیریت شوند که آسیب نزنند، و الا به درمانشان امیدی نیست. و اول و آخر قلب ها همه به دست خداست. @modmasjed
📌پل های پشت سر 🔹در طول این سالهایی که در مسجد بودم بسیار پیش آمد که افراد کاری را که به آنها سپرده بودم بدرستی انجام ندادند و یا اصلا در مسئله ای با هم به اختلاف جدی خوردیم. اکنون بسیار خدا را شکر می کنم که با آنها برخورد تندی نکردم و با وجود حاد بودن شرایط آنها را از خود نرنجاندم ، همانها در دوره های بعد خدماتی به مسجد کردند و گره هایی را گشودند که اگر آنها نبودند کار احتمالا به آن سادگی و کم هزینگی حل نمی شد. الحمدلله سالها قبل با مجموعه ای همکاری می کردم که هرکسی که در آن مجموعه سرش به تنش می ارزید، با اندک اختلافی با مدیر، با برخورد غیرمنتظره ی مدیر مواجه می شد و نهایتا ترک می کرد. نتیجه آنکه بسیاری از افراد توانمند که در ابتدای تشکیل آن مجموعه همراه و موثر بودند با رنجیدگی، طوری گذاشتند و رفتند که دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند، خودم هم با چنین حالی از آن مجموعه جدا شدم، آن مجموعه هنوز هم دایر است، اما با کادری کاملا گوش بفرمان، منفعل، بدون خلاقیت و بدون ابتکار حفظ کردن ادمها، و مدیریت کردن انها، تا هم خودشان رشد کنند و هم بدرد مجموعه بخورند، یک هنر است که باید آن را آموخت و تمرین کرد. @modmasjed