ارادت؛ توضیح کوتاه و مختصری بدم؛ این چنل کاملاً شخصیه یعنی محتواش و ادیتها و از همه و همه گرفته کلا چیزهایی که دوسشون دارم رو همین جا جاشون میدم. حجرهدار اینجا رو شما به اسم نَوا بشناسینش علاقهام به شعر و شاعری زیاده اینجا قراره شاهد تموم متن و عکسها و این شعرها باشین کتاب خوندن مثل ی تراپی میمونه برام تو هر ژانری که بگی کتاب خوندم. میشه گفت دیوونه کتابم من. یک مطلبی بگم نگی نگفتی اگه دیدی وقتت داخل چنل تلف میشه لف بده جانم من چیزی ندارم که اون دنیا با وقت تلف شده شما برابری کنه. کپی کردن از چنل اصلا راضی نیستم! زحمت زیادی برای محتوا کشیده میشه پس کپی کردن جایز نیستش. خلاصه همین دیگه بمونید برامون .
✍️🏻مــردمگریــزِ مـودب
مــردمگریــزِ مـودب؛
آرامش جونم برات بگه، آرامش یعنی همون لبخند بیدلیل اول صبح که میزنی، وقتی خورشید هنوز کامل بالا نیومده و خونه بوی نون تازهی تازه میده. یعنی همون قشنگیه وقتی کنار کسی که تهِ دلت میخوایش، لم دادی رو مبل و دیگه هیچی مهم نیست. نه دردا، نه غصهها، نه اون لیست کارهایی که ته نداره! فقط خودتون و یه دنیای کوچولوی دنج و دوستداشتنی.
آرامش یعنی وقتی دلت گرفته، یکی باشه که بدون اینکه تو بگى، بفهمه. همون کسی که وقتی داری بغض میکنی، یهو سرشو میذاره رو شونهت و میگه: من هستم، خیالت راحت و انگار تمام کوههای دنیا رو جابهجا کرده
کنار هم یعنی چی؟ یعنی قایق امنِ تو تو این دریای پر از موج زندگی. یعنی وقتی طوفان میشه، میدونی یکی هست که دستتو محکم گرفته و میگه: “نگران نباش، با هم از پسش برمیایم.” یعنی تقسیم کردن یه فنجون چایی داغ تو هوای سرد، یا یه هندونهی خنک تو اوج گرمای تابستون. یعنی شریک شدن تو رویاها، حتی اون رویاهای دستنیافتنی که فقط تو سرِ خودتون میچرخه
آرامش، یعنی همین خندههای از ته دل که وقتی دور هم جمعیم، انگار دنیا دیگه مالِ خودِمونه. یعنی حسِ خوبِ اینکه یه جایی هست که همیشه میتونی خودِ واقعیت باشی، با تمام خوبیها و بدیهات، و همونطوری دوست داشته بشی.
✍️🏻مــردمگریــزِ مـودب
گَر بَر کَنم دل از تو بردارم از تو مهرِ ،
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم ؟.
#شــعــر_نــوش ☕️
سلام و مِهر ☁️
دوستان مارو تو روز عرفه یادتون نره التماس دعا فراوان وسط دعا هر جا که دلتون شکست و گریه کردین حقیرم دعا کنین . .♥️
مــردمگریــزِ مـودب؛
ابرها، اون پنبههای سفید و گاهی خاکستری معلق توی آسمون، فقط یه عالمه قطرهی آب یا کریستال یخ نیستن. اونا شبیه نقاشیهای بزرگی هستن که هر روز دارن عوض میشن و برای ما قصهها دارن.
وقتی به آسمون نگاه میکنی و ابری رو میبینی که شبیه یه حیونه، یا یه صورت خندون، انگار داره باهات حرف میزنه، نه؟ اینجاست که خلاقیت ما به بازی گرفته میشه و هر کسی یه چیزی توش پیدا میکنه.
بعضی ابرها انقدر پفکی و سفیدن که دلت میخواد بغلشون کنی، انگار خودِ خودِ آرامشن. اما بعضی وقتا هم ابرهای تیره و حجیم میان که نوید بارش بارونن؛ بارونی که زمین تشنه رو سیراب میکنه و یه طراوت خاص به هوا میده.
یه سری ابرها هم هستن که خیلی بالاترن، مثل پردههای نازک و ابریشمی که یه رنگینکمون خوشگل رو قاب میگیرن. اونا هم رازهای خودشون رو دارن.
✍️🏻مــردمگریــزِ مـودب