تلاش عبث برای تطهیر یزید بن معاویه‼️
(قسمت چهارم)
✍ محمد جواد کریمی
🔵 مولوی مجیب الرحمن انصاری:
امّا انسان های بدبخت و شقی آمدند تاریخ را جعل کردند؛ آمدند و بالآخره می گویند: چندین روز سر امام حسین روی نیزه بود در شهر کوفه و بصره و... اینها همه دروغ است. عزیزان من! اینها همه تهمت و بهتان و افتراست. وقتی خبر به یزید می رسد، یزید گریه می کند، بعدا خانواده حضرت امام حسین را می آورد چندین روز درآنجا[ازآنها] حفاظت می کند و بعد با کاروان بزرگی آنها را با عزّت و حرمت و احترام[به] طرف مدینه منوره بدرقه می کند.
🟢 جواب اجمالی
بر نیزه کردن سرهای بریده شهدای کربلا و گرداندن آن در کوی و برزن کوفه و شام همراه با اسارت اهل بیت امام حسین علیه السلام و اصحاب آن بزرگوار در طول چهل روز بر خلاف ادعای جناب مولوی مجیب الرحمن که آن را «جعل انسان های بدبخت و شقی» می خواند، یک واقعیت روشن و غیر قابل انکاری است که برای هر محقق و پژوهشگر حق جو با ادنی تحقیق و تفحص در منابع تاریخی معتبری شیعه و سنی مکشوف و معلوم می شود و اصولا با این همه مدارک و شواهد تاریخی جایی برای تردید و تشکیک باقی نمی ماند.
🟢 جواب تفصیلی
مدارک و مستندات تاریخی چه می گویند؟
1⃣ به گزارش محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ الامم و الملوک :
در دربار یزید، یکی از شامیان از یزید خواست که فاطمه دختر امام حسین علیه السلام را به عنوان #کنیز به او #ببخشد! زینب به او اخطار کرد که این عمل نه بر او رواست و نه بر یزید، و لازمه ارتکاب آن بیرون شدن از دین اسلام و در آمدن به دینی دیگر است که آن را حرام ندانسته باشد(۱)
2⃣ و همو از زر بن حبیش روایت کند:
نخستین #سری را که [در کربلا] به #نیزه کردند #سر #حسین بن علی بود. خدا از او خشنود باشد و بر روانش صلوات گوید.(۲)
3⃣ ابن اعثم کوفی در الفتوح گوید:
چون عمر سعد سر مبارک حسین (ع)را عصر عاشورا به کوفه نزد عبیدالله زیاد فرستاد، بعد از آن عزم مراجعت به کوفه را کرد.پس #رئوس #شهدا را بین قبایل تقسیم نموده و فرمان داد تا آنها را بر #سر #نیزه ها کردند. بعد از آن زنان، فرزندان و خدمتکاران حسین بن علی(ع) را در محمل ها و کجاوه ها نشانده روی به کوفه نهادند.چون لشکر عمر سعد به حوالی کوفه رسید، ابن زیاد امر کرد که #سر #حسین بن علی(ع) را به استقبال لشکر برند و با #سرهای دیگر بر سر #نیزه کرده به شهر درآورند. فرمانبرداران آن شقی بدبخت بر این فرمان عمل نموده، #سرهای #شهدا را به شهر درآوردند و در #کوچه و #بازار کوفه می #گردانیدند.(۳)
4⃣ بعد از ان ابن زیاد به زجر بن قیس، مُحَفِّر بن ثعلبة و شمر بن ذی الجوشن امر کرد تا علی بن الحسین(ع) و مُخَدَّرَات سراپرده عصمت را با رئوس شهدا به دمشق پیش یزید برند. آن مامورین ملعون به موجب فرمان آن لعین متوجه شام شدند. پس از آنکه به دمشق رسیدند، رئوس شهدا و علی بن الحسین(ع) و مُخَدَّرات اهل بیت را نزد یزید بردند. آن لعین اشارت کرد تا #سر سرخیل خیرالبشر را در #طشتی #زرین نهادند و کیفیت حال را از فرستادگان ابن زیاد سؤال کرد.
شمر تفصیل واقعه را تقریر کرد.(۴)
5⃣ صاحب کتاب تاریخ یعقوبی می گوید:
پس از شهادت امام حسین(ع) سرش را از تن جدا کردند و آنرا نزد عبیدالله بن زیاد فرستادند، و خیمه اش را غارت کردند و #زنان و #کودکانش را #اسیر گرفته و به #کوفه بردند.سپس #زنان و #فرزندان امام حسین را به #شام بردند و #سر او را بر #نیزه زدند و شهادت او ده شب گذشته از محرم سال ۶۱ بود.(۵)سر (امام) نزد یزید نهاده شد و یزید به دندان های پیشین او چوب می زد.(۶)
6⃣ به گزارش سید بن طاووس در لهوف,ماموران عبیدالله هنگامی که سر حسین(ع) را با زنان و فرزندان اسیرش به سوی شام می بردند چون به دمشق نزدیک شدند، ام کلثوم به نزد شمر رفت و گفت: از تو درخواستی دارم, شمر گفت: درخواست تو چیست؟
ام کلثوم گفت: چون ما را به این شهر وارد می کنی، از دروازه ای ببر که تماشاچیان کمتر باشند و به سپاه بگو این #سرها را از محمول ها دورتر ببرند؛ زیرا از بس که ما را نگاه کردند، رسوا شدیم، در حالی که ما را با این حال (لباس اسیری) هستیم.شمر در پاسخ به درخواست ام کلثوم، دستور داد #سرها را #بلای #نیزه ها زدند و در میان محمل ها قرار دادند و آنان را از میان تماشاچیان عبور دادند و از دروازه دمشق گذرانیدند و بر روی پله های درب مسجد جامع شهر، نگه داشتند؛ همانجایی که اسیران را نگه می داشتند.(۷)⏪