eitaa logo
♡ اسرار الهی آرامش ♡
36هزار دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
5.1هزار ویدیو
15 فایل
💚اینجا مادرانه کمکت میکنم تا با استفاده از #خودشناسی و #انسان‌شناسی الهی به #آرامش برسی و زندگیت رو به لطف الهی #متحول کنی💚 💌کافیه 21 روز مطالب کانال‌و کامل دنبال کنی تا شاهد اتفاقات شگفت انگیز زندگیت باشی ✨ ادمین کانال 👇 @zamiri_m تبلیغات 👆👆
مشاهده در ایتا
دانلود
23.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان الهام بخش حضرت داوود علیه السلام (عالیه حتما ببینید) 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿
🦋خدا جانمون گفته ای فرزند آدم همه چیز را برای تو آفریدم وتو را برای خودم تا دلمون از آدم‌های زمینی نگیره ارزش ما فقط خود خداست❤️ 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿
🌿🌺﷽🌿🌺 🦋در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه اش داد تا بخورد. همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید. صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری. او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید! همسایه اول هر روز میشنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است! از صبح تا شب مواد سم را میکوبد. با هر ضربه و هر صدا که میشنید نگرانی و ترسش بیشتر میشد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه میکردند فکر میکرد. کم کم نگرانی و ترس همه ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شبها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه ی همسایه میشنید دلهره اش بیشتر میشد و تشویش سراسر وجودش را میگرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده میشد برای او ضربه ای بود که در نظرش سم را مهلک تر میکرد. روز سوم خبر رسید که مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!! این داستان حکایت این روزهای بعضی از ماست. هر خبری مادامی که روحیه ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی ها مغلوب استرس و نگرانی میشوند تا خود اتفاق ! لطفا خبرهای بد را نشر ندهیم و تلاشمان فقط آگاهی دادن در مورد پیشگیری باشد. یک عزم همگانی برای عبور از این بحران لازم است. بیایید خودمان به فکر باشیم و فقط اخبار و اطلاعات درست را نشر دهیم... 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿
18.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نحوه موفقیت ادیسون فوق العاده عالی و قابل تامل 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🦋لقمان حکیم در اولین نصیحت ارزشمند خود به پسرش گفت ✅برای خداوند شریکی قرار نده شاید این جمله در نگاه اول تکراری و عادی به نظر برسد اما علت بسیاری از افسردگی ها و خودکشی ها و به پوچی رسیدن های بشر جز عدم رعایت همین اصل نیست 😔 در زندگی بارها و بارها برایمان اتفاق افتاده که خداوند را از تخت پادشاهی جهان به پایین کشیدیم و یا حضورش را نادیده گرفتیم و پول یا یک فرد یا یک بیماری را به جای او قرار دادیم. شاید برای همین است که خداوند سفارش کرده که هر روز چندین بار بگویید ✨ لااله الاالله✨ جز من (خدا) معشوق و الهی برایتان نیست و جز من هیچ قدرتی در جهان هستی وجود ندارد. 💫کسی که با نور الهی خداوند روشن شود هیچ گاه در ظلمت زمین خاموش و سرد نمی‌شود. 🦋با یکی عشق ورز از دل و جان تا به عین الیقین عیان بینی که یکی هست و هیچ نیست جز او وحـــده لا الـــه الا هـــو 💚-( یا بُنَىّ لا تُشرِک بِاللهِ اءنّ الشِّرکَ لَظُلم عَظِیم؛ ) 🤍پسر جان! چیزى را شریک خدا قرار نده که شرک ظلم بزرگى است. سوره لقمان 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿
🦋زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش ناراحت شد وسعی کرد او را منصرف کند! اما نجار تصمیمش را گرفته بود… سرانجام صاحبکار درحالی که با تأسف بااین درخواست موافقت میکرد، ازاو خواست تا بعنوان آخرین کار ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.. نجار نیز چون دلش چندان به این کارراضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد وکار را تمام کرد… زمان تحویل کلید،صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد، درواقع اگر او میدانست که خودش قرار است دراین خانه ساکن شود لوازم ومصالح بهتری برای ساخت آن بکار میبرد وتمام دقت خود رامیکرد این داستان زندگی ماست ✅گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هرروز میسازیم نداریم، پس در اثر یک اتفاق میفهمیم که مجبوریم درهمین ساخته ها زندگی کنیم، اما فرصتها ازدست میروند وگاهی شاید،بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نباشد.. 🦋شما نجار زندگی خود هستید و روزها،چکشی هستند که بریک میخ از زندگی شما کوبیده میشوند! مراقب خانه ای که برای زندگی خود میسازید باشید. 🦋👇 ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• Join🔜 @mohandesi_fekr1 🌺🌿🌺🌿