#یا جواد الائمه ادرکنا
پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست
گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست
حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست
بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست
زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛
موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست
سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست
خانه ات اما خداراشکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست
زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست
وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست
روضه های کوتاه
سؤال و جواب نوکر
نقل می کنند: محضر آقا سیدحمزه موسوی بودیم تعریف کردند: که یکی از بزرگان از شب اول قبر خیلی می ترسیدند یه شب در عالم خواب رسید به محضر ابی عبدالله و گفت: آقای یه عمره برات روضه می خوانم، برات روضه گرفتم، ولی از شب اول قبر می ترسم، امام حسین (علیه السّلام) فرمود: از کجای آن می ترسی؟ گفت از آن موقعی که دو تا ملک می آیند و سؤال و جواب می کنند و زبانم بند می آید، فرمودند: کدام ملک جرأت دارد که از نوکر من سؤال کند، سؤال و جواب آنها با ماست ....
منبع:کتاب گلواژه های روضه
نود حج و عمره
پیامبر به عادت همیشه خود اظهار محبت به سیدالشهدا می نمود و با ایشان بازی می کردند، عایشه به پیامبر گفت: چقدر تو این کودک را دوست داری؟
حضرت فرمودند: وای بر تو .
چگونه دوستش نداشته باشم و از او خوشم نیاید و حال آنکه او میوه ی دل من و روشنی چشم من است.
بعد فرمودند: امت من بعد از من او را می کشند، هر کس بعد از وفاتش به زیارت او برود، خداوند در نامه ی عملش یک حج از حج و عمره های مرا می نویسد.
عایشه تعجب کرد و عرض کرد: یا رسول الله حجی از حج های شما ؟!
حضرت فرمودند: بلی، بلکه خدا دو حج مرا به آن زیارت دهنده می دهد.
باز عایشه تعجب کرد و حضرت زیاد کردند تا رسید به نود حج و نود عمره و فرمودند: خداوند به او نود حج های من و نود عمره از عمره های من را می دهد.
مقتل شیخ جعفر شوشتری
منبع:کتاب گلواژه های روضه
روضه خواندن خود امام حسین (علیه السّلام)
مرحوم آیت الله تکابنی در مواعظ المتقین می نویسد:
سلمان فارسی تو کوچه ها و پس کوچه ها عبور می کرد، دید آقا امام حسین (علیه السّلام) در سن کودکی، گوشه ای دور از بچه های دیگر ایستاده اند و گریه می کنند.
سلمان جلو رفت، سؤال کرد یابن رسول الله ! جانم به فدای شما، آیا اتفاقی افتاده است، اینچنین گریه می کنید؟
ابی عبدا... جواب نداد، باز سلمان اصرار کرد، گفت آیا کسی شما را اذیت کرده، دائم سؤال می کرد. آخر پسر زهرا فرموده باشد: سلمان ! اگر بگویم طاقت شنیدنش را نداری، عرضه داشت یابن رسول ا... ! مگر نشنیدید پیغمبر فرمود: سلمان از ما است به من بگویید چی شده است؟
شروع کرد وقایع کربلا را تعریف کند
کرد. آخر پسر زهرا فرموده باشد: سلمان ! اگر بگویم طاقت شنیدنش را نداری، عرضه داشت یابن رسول ا... ! مگر نشنیدید پیغمبر فرمود: سلمان از ما است به من بگویید چی شده است؟
شروع کرد وقایع کربلا را تعریف کند. ای سلمان ! یک روز من بزرگ می شوم، گذر من به کربلا می خورد، خدا به من یک پسر می دهد، اسم او علی اکبر است، سلمان فرشته ها صف می بندند جمال این پسر را ببینند، اما همین پسر را تو کربلا جلوی من می کشند ... .
سلمان ! خدا یک پسر دیگر به من می دهد اسمش علی اصغر است. این پسر را با لب تشنه وقتی از لشگر برای او آب می خواهم او را روی دستم با تیر سه شعبه می کشند.
سلمان ! خدا به من یک برادر می دهد اسم او عباس (علیه السّلام) است کنار نهر آب او را با لب تشنه می کشند .... .
سلمان نگاه می کرد، دید گریه ی آقا شدیدتر شد، نفس بند آمد صدا زدند ای سلمان ! زینبم ...
اینقدر گفت ....
سلمان آخر کار سؤال کرد، آقا جان ! شما که همه کاره ی خلقت هستید اراده کنید همه چیز را عوض کنید.
آقا امام حسین (علیه السّلام) فرموده باشند: سلمان درست می گویی، ولی من دوست دارم فدایی دوستانم بشوم، دوستانم فردا دور هم جمع بشوند اسم من را بیاورند ... شفاعت دوستانم را فردا بکنم نگذارم در آتش جهنم بسوزند. سلمان ! نشونه ی دوستان من دو چیز است، یکی اشک چشمشون، یکی هم دلهای آنهاست که برای کربلا پر می زند، برای دیدن کربلا می میرند ...
منبع:کتاب گلواژه های روضه
مقام روضه خوانی
مرحوم شیخ رمضان علی قوچانی از علمای معروف و ائمه جماعت مسجد گوهرشاد بودند ایشان مریض و مشرف به مرگ شدند. جمعی از اقوام و دوستان و آشنایان برای تشییع جنازه ایشان آمدند.
ناگهان می بینند که ایشان حرکت کرده و چشم ها را باز می کند و با صدای ضعیف همه را فرا می خواند و می گوید می خواهم برایتان روضه بخوانم همه تعجب کردند چون ایشان منبریِ روضه خوان نبودند.
فرمودند همین الان صحرای محشر را دیدم و هاتفی با صدای بلند اعلام کردند که حاج رمضان علی قوچانی اهل بهشت است، به سوی بهشت برود، من دیدم دری به سوی بهشت باز است و جماعتی بسیار در صف طولانی ایستاده که به نوبت بروند. گفتند صف علما می باشد و در اواخر صف بودم دیدم تا نوبت به من برسد، هلاک می شوم، به عقب نگاه کردم دیدم درِ دیگر به سوی بهشت باز است، ولی این در خلوت است به خود گفتم من که اهل بهشتم از این در نشد از آن در می روم، سپس سوی آن در رفتم دیدم دربان جلوی من را گرفت و گفت نمی شود این در مخصوص اهل منبر و روضه خوان های امام حسین (علیه السّلام) است. تو که روضه خوان نیستی،
متحیر بودم دیدم حاجی میرزا عربی خوان معروف به ناظم سوار بر اسب از
بهشت بیرون آمد جلوی در سلام کردم و گفتم مرا کمک کن و به بهشت ببر گفت نمی توانم چون این در مخصوص روضه خوان های حسین است اصرار کردم گفت یک راه دارد، تو روضه بخوانی و من مستمع شوم شاید بتوانم به این وسیله تو را ببرم، آن گاه پیاده شد و نشست و من برای او روضه خواندم، پس برای شما هم روضه می خوانم چند کلمه ای روضه خواند و از دنیا رفت.
گنجینه دانشمندان ج 9 ص 263 / معجزات و کرامات امام حسین (علیه السّلام) ص 309
منبع:کتاب گلواژه های روضه
مظهر رحمت پروردگار
از مرحوم آیت الله العظمی بهجت نقل شده است که فرمودند:
مرحوم علامه دربندی در حرم کربلا، خطاب به امام حسین (علیه السّلام) عرض کرد: به حق مادرت زهرا (سلام الله علیها)، شمر را شفاعت مکن !
از ایشان پرسیدند: مگر حضرت از شمر هم شفاعت می کند؟
جواب داد: امکان دارد، زیرا این ها مظهر رحمت پروردگارند.
آیه ی حقیقت، ص 505، در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج 1، ص 128
منبع:کتاب گلواژه های روضه
دوستداران مرا بیامرز
و از کتاب (لسان الذاکرین الدمعه الساکبه) نقل شده است هنگامی که آن ملعون سر مطهر حضرت را از بدن جدا نمود، می گوید:
رأیت شفتیه یتحّرکان فلمّا قربته من أدنی سمعته یقول إلهی و شیعتی و محبّی.
دیدم لبهای حضرت به حرکت درآمد، گوش های خود را نزدیک بردم، شنیدم می گوید: پروردگارا ! پیروان و دوستداران مرا بیامرز.
معالی السبطین ص 465 – لسان الذاکرین الدمعه الساکبه ج 4 ص 358
منبع:کتاب گلواژه های روضه
چهار جراحت
مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید: در روز عاشورا، چهار جا، چهار عضو بدن ابی عبدالله به خاطر بی آبی از کار افتاده بود، که حتی شاید اگر آب هم می دادند، کار از کار گذشته بود و فایده نداشت.
اولین جایی که از عطش از کار افتاد چشمان امام حسین (علیه السّلام) بود، امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: جدّ ما در روز عاشورا، از شدت عطش چشمانش آسمان را دود می دید.
دومین عضو، لبهای آقا بود، می دونی چرا؟ حمیدبن مسلم می گه دیدم لب های حسین علیه السلام مانند دو چوپ خشک شده به هم می خورد، دیدم از لبهای حسین داره خون می آید.
سومین عضو زبان حضرت بود، همان زمان که علی اکبر را بغل گرفت، زبان در دهان علی گذاشت، علی اکبر دید بابا از خودِ او تشنه تر است.
چهارمین عضو جگر حسین بوده، هلال بن نافع می گوید، آمدم نزدیک گودال، جنگ تمام شده، از بالای گودال نگاه کردم، دیدم لبهای حسین تکان می خورد، نزدیک تر رفتم، گفتم شاید حسین نفرین می کنه، دیدم می گوید: «لشگر جگرم از تشنگی می سوزد» از گودال آمدم بیرون، سریع رفتم آب آوردم، دیدم شمر داره بیرون می آید، گفت کجا می روی، گفتم می روم پسر فاطمه را سیراب کنم، گفت زحمت نکش، من سیرابش کردم ... .
منبع:کتاب گلواژه های روضه
ذبح عظیم
ذبح کردن و نحر کردن دو چیز است: ذبح کردن سر از بدن جدا کردن است، و نحر این است که نیزه یا کاردی در نحر او، که گودی گردن است، فرو می برند، مانند شتر که او را نحر می کنند. لذا خطاب به ابی عبدالله در فقرات زیارت می خوانیم (السلام علی من هو نحره منحور)
مواعظ ص 18
منبع:کتاب گلواژه های روضه
زیر گلو
یعنی زینب نمی تونست زودتر زیر گلو را ببوسه، نه می خواست تا لحظه ی آخر برای یک لحظه هم شده جان امام زمانش را بیشتر نگه داره، لذا لحظه ی آخر صدا زد، مهلاً مهلا ...
منبع:کتاب گلواژه های روضه
یتیم نوازی
سکینه (سلام الله علیها) با آن زبان شیرین شروع به حرف زدن کرد، تا اینکه آقا از اسب آمدند و روی خاک ها نشستند، آغوشش را باز کرد، فرمود بیا عزیزم، مگر نگفتی بیایم پایین تا مرا بغل کنی، مگر نگفتی بیا برای آخرین بار دستامو دور گردنت بیندازم، پس چرا نمی آیی؟ صدا زد، بابا دلم برای بغل کردن تو تنگ شده ولی وقتی می خواستم این کار را بکنم از درون خیمه دیدم دو تا بچه های یتیم مسلم دارند نگاه می کنند، دلم نیامد که دل آنها بسوزد و یاد پدرشان بیفتند ... .
گذشت تا زمانی که مولا در گودال قتلگاه افتادند، سکینه آرام به طرف عمه آمد، بالای گودال صدا زد، عمه این بدن کیه؟ زینب (سلام الله علیها) صدا زد: بدن باباتو نمی شناسی، این بدن بابات حسینه، سکینه (سلام الله علیها) خودش را روی بدن انداخت ... .
خطابی کرد زینب مادرش را ببین دیر آمدی بردند سرش را
منبع:کتاب گلواژه های روضه
🏴#متن_شعرمقدمه_روضه
روز اول با همان خاکی که قنبر ساختند
از من و تو ، سمت باب القبله نوکر ساختند
پرچمی بر عرش کوبیدند : اینجا روضه است
دسته ی سینه زنی پشت پیمبر ساختند
شیشه شیشه گریه ی ما را ملائک برده اند
قطره قطره ریختند و حوض کوثر ساختند
چشم هر کس خیس باشد ، جای پای فاطمه ست
چشم ما را با حسینیه برابر ساختند
می شود بابا حسین و می شود مادر رباب
سینه زن ها را به این صورت برادر ساختند
هر کسی بهتر برایش سوخت ، مزدش را گرفت
سوخت فطرس ، از همان خاکسترش پر ساختند
با وضو باید در این ده روز از هرجا گذشت
هر محله بچه ها صحنی مطهر ساختند
شاهراه آسمان در کوچه های کربلاست
تا خدا از مرقد شش گوشه یک در ساختند
کربلا تاریک شد ، پیکر ته گودال ماند
آفتاب نیزه را با یک سر آخر ساختند
🆔👇تلگرام👇
http://t.me/yamojebalmoztr
🆔👇ایتا👇
https://eitaa.com/yaMojebalmoztr
http://eitaa.com/joinchat/550961166C2c98fe3e8a
استاد میرباقریباز این چه شورش است... .mp3
زمان:
حجم:
4.7M
▪️باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
▪️باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
▪️این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
▪️گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
▪️گر خوانمش قیامتِ دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرّم است
▪️در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است...
▪️کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
▪️گر چشم روزگار بر او زار میگریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
▪️نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا...
▪️زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
▪️از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا...
☑️ @mirbaqeri_ir
روضه | استاد میرباقریحسین، حسین، حسین... .mp3
زمان:
حجم:
3.1M
▪️تمام عمر بودهام گدای یک نظارهات/ به سینۀ شکسته و به قلب پارهپارهات
▪️نه من تو را رها کنم نه تو مرا رها، حسین/ حسین حسین حسین حسین حسین حسین
▪️به اشک دیدۀ ترت به خون پاک حنجرت/ به حنجر بریده و به قطعهقطعه پیکرت
▪️به رأس از بدن جدا به صورت منورت/ به جای تازیانه و تن کبود دخترت
▪️مرا ز من جدا کن و ز خود مکن جدا حسین/ چاکتر از قبای گل پیکر اکبر تو شد
▪️مصحف مانده زیر پا دست برادر تو شد/ سوخته ز آتش حرم دامن دختر تو شد
▪️محشر دیگری شد از ناله او به پا حسین/ حسین حسین حسین حسین حسین حسین...
#روضه
#استاد_میرباقری
☑️ @mirbaqeri_ir
استاد میرباقریای که به عشقت اسیر .mp3
زمان:
حجم:
9.4M
▪️ای که به عشقت اسیر خیل بنیآدمند/ سوختگان غمت با غم دل خرمند
▪️هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت/ باخبران غمت، بیخبر از عالمند
▪️یوسفِ مصر بقا در همه عالم تویی / در طلبت مرد و زن، آمده با دِرهَماند
▪️خاک سر کوی تو، زنده کند مرده را/ زآنکه شهیدان تو، جمله مسیحا دمند
#استاد_میرباقری
#روضه
☑️ @mirbaqeri_ir