eitaa logo
توسل آنلاين
86 دنبال‌کننده
148 عکس
167 ویدیو
140 فایل
إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّه . . . . . . . . . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
از سـرِ دار به دلــدار نگـاهی دارد آه این مرد چه چشمان پر آهی دارد زیر لب زمزمه دارد که گرفتار شدم به ره مکـه هر از گاه نگـاهی دارد مثل حیدر دلش از کوفه به درد آمده است روی بام است ولی میل به چاهی دارد با لب پر ترکش غرق تمنا می گفت : سخن آخر من ، سوی تو راهی دارد؟ همه حرف من این است میا کوفه حسین کوفـه بهر تو خیــالات تبــاهی دارد همه بهر علی اصغر پی تیر سه پرند یک نفر نیست بگوید چه گناهی دارد؟ تو به همراه خودت اهل و عیالی داری کوفه امـا سر راه تو سپــاهی دارد قصد دارند عزیـزان تو را خـوار کنند پس نیا ، که حرمت عزت و جاهی دارد بیشتر از همه دلواپس زینب هستم بیـن این قـوم مپنـدار پنــاهی دارد الغرض اینکه بساط همه جور است نیا سهمت از بیعتشان کنج تنور است نیا  🖋مصطفی هاشمی
بار بلا به شانه کشیدم به کودکی از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه دنبال عمه هام دویدم به کودکی آن شب که در مقابل من عمه را زدند فریاد الفرار شنیدم به کودکی عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی آن شب که درخرابه سر آمد میان مان چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی با کعب نی لباس همه پاره پاره شد بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست این را به گوش خویش شنیدم به کودکی در مجلس شراب که شخصیتم شکست من آستین صبر جویدم به کودکی 🖋قاسم نعمتی
من که نه دستی نه آبی نه علمدارم دیگر چگونه توان رو به حرم آرم امان ز بی دستی امان ز بی آبی ابوفاضل ز جا برخیز و بهرم کن علمداری که بهرم غیر تو ساقی نمانده یاور و یاری الا ای ساقی طفلان ببین بی آب و طفلان را الا ای یار همچون جان ببین اطفال نالان را ز نهر علقمه دیگر صدای تو نمی آید ز فرط تشنگی ساقی دگر اصغر نمی خوابد امیر هاشمی من فدای تو همه جانها الا ای ساقی ماهم فدایت کل انسانها رقیه در خیم چشمش به ره تا که تو برگردی سکینه ترس از این دارد که آیا باز می گردی الا ای ماه من رویت مرا غیر تو یاری نیست بدان ای نازنین دلبر ز هجر تو قراری نیست شکسته پشت من زین غم سیه گردیده روز من بیا پیشم بمان ساقی بدان من بی تو می سوزم بیش از ستاره زخم فلک در نظاره بود ماهان آسمان ز غمش پر ستاره بود لازم نبود آتش سوزان به خیمه ها دشتی ز سوزسینه  شراره بود میخواست تا ببوسد و برگیردش به خاک قرآن او ورق ورق و پاره پاره بود یک خیمه نیم سوخته شد جای صد یتیم چیزی که ره نداشت در آن خیمه چاره بود در زیر پای اسب دو کودک ز دست رفت چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود آزاد گشت آب ولیکن هزاران حیف شد شیر دار مادر و بی شیرخواره چشمی بر آن چه رفت به غارت نداشت دست اما دل رباب پی گاهواره بود یک طفل با فرات کمی حرف زد ولی نشنید کس که حرف زدن با اشاره بود یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود در پشت ابر چهره هر ماه پاره بود از دستها مپرس که با گوشها چه کرد از مشتها بپرس که با گوشواره بود
گشته آئینه ی عرشِ حق سرنگون ماه زهرا شده غرق دریای خون یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(۲) * پسر فاطمه گفت و با سوز و آه گشته معراجِ من گودی قتلگاه یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(۲) * یارب امشب قَسَم به شهِ اولیا کن نصیبِ همه سفر کربلا یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین(۲) *** حاج مهدی خرازی منبع : سایت مدایح
خورشیدم و زیر آفتابم 2.mp3
زمان: حجم: 1.1M
خورشیدم و زیر آفتابم دریایم و تشنه کام آبم چشمم روی هم نهم که شاید یک لحظه ببینمت به خوابم ای لاله ی چیده، خواهرت خمیده آسمان غریبی، مثل ما ندیده ای یاد تو در خیال زینب خورشید ترین هلال زینب یک شب شده آئی و بگیری یک لحظه سراغ حال زینب ‏ @nohematn
خورشیدم و زیر آفتابم 1.mp3
زمان: حجم: 1.8M
خورشیدم و زیر آفتابم دریایم و تشنه کام آبم چشمم روی هم نهم که شاید یک لحظه ببینمت به خوابم ای لاله ی چیده، خواهرت خمیده آسمان غریبی، مثل ما ندیده ای یاد تو در خیال زینب خورشید ترین هلال زینب یک شب شده آئی و بگیری یک لحظه سراغ حال زینب پرپر زده ای به روی دستم از پر زدنت ز پا نشستم ابرم ولی آسمان گریه کوهم ولی از کمر شکستم بعد از تو برادر یک خوشی ندیدم رفتی و ندیدی من چه ها کشیدم بعد از تو چه گویم از جسارت از آتش خیمه یا که غارت از قلب شکسته یا اهانت یا بازوی بسته در اسارت ‏ @nohematn