.
#زمینه
#حضرت_علی_اصغر
#شب_هفتم_محرم
یا قوم إن لم ترحمونی
رحم کنید به شیرخوارم
جفاً لباً فی ثِدی ٱمی
رحم کنید به اضطرارم
علی تشنه شیره ای وای ای وای
آبم بدید میمیره ای وای ای وای
موج میزنه فرات
پیچیده صدای آب
امان از دل حرم
اما از دل رباب
◼️ وای علی اصغرم ◼️
رباب زد بر سر و سینه
حسین بانگ الأمان برد
حرمله با تیر سه شعبه
دست به چله کمان برد
حلق علی پاره شد ای وای ای وای
حسین بیچاره شد ای وای ای وای
سوخت گلوی علی
سوخت دل عالمین
ندا رسید از سما
صبراً لک یا حسین
◼️ آه علی اصغرم ◼️
.👇
.
#بحر_طویل
#شب_هفتم_محرم
#بحرطویل_هفتم محرم_حضرت علی اصغر علیه السلام
می چکید از دو لبِ اهلِ حرم آه...ولی...
مادری زمزمه می کرد فقط آه علی
دور تا دورِ لبِ غنچه ی او بود سفید
وَ تَرَک خورده لبِ گُل پسرِ شاه علی
منتظر بود که مَشکی برسد از میدان
وَ شنید از لبِ مادر خبرِ ماه علی
خبر آمد که زمین خورده اُمیدِ حرم وُ...
آرزویِ همه اُفتاده سرِ راه علی
هِقْ هِقی کرد وُ حرم ریخت به هم با گریه
مثلِ آن روز که در روضه یِ زهرا می کرد
سرِ خود را زِ غمِ فاطمه در چاه علی
نوه یِ فاطمه میدان می رفت
وَ علی در بغلِ شاهِ شهیدان می رفت
مادری بود ولی از بدنش جان می رفت
ماجرا زودتر از گفتنِ یک آه گذشت
گِلِه ی قافله وُ وَعد وُ وَعیدِ صِله وُ...
خنده یِ حرمله وُ...تیر که با یک زوزه...
به سویِ حنجَرِ خشکیده وُ عطشان می رفت
گوش تا گوش بُریده شده نَه پاره شده
چاره سازِ همه بیچاره شده
دلخوشیِ جگرِ سوخته گهواره شده
پَرِ قُنداقه یِ نوزادِ حرم خونین است
مادری غمگین است
پدری بَر سَرِ قبرِ پسری می خواند
دَمِ بابا این است
گُلِ پرپر لالا علی اصغر لالا
ندبه خواندن وسطِ روضه ی او شیرین است
#محرم
#حضرت_علی_اصغر
#حسین_ایمانی
.
#شب_هفتم_محرم
#مناجات_امام_زمان_علیه_السلام
#روضه_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#مناجات #امام_زمان
🔸آفتابا بسکه پیدائی نمیدانم کجائی
🔸دور از مائی و با مائی نمیدانم کجائی
امام زمان...
این روزها همه جا صدای یا بن الحسن بلنده...
همه دارن شما رو صدا میزنند...
ای منتقم کجایی...
🔸هر طرف رو آورم روی دل آرای تو بینم
🔸جلوه گر از بس بهر جائی نمیدانم کجایی
عزیز فاطمه...
ما منتظر اون روزی هستیم...
که صدای شما از کنار خانه خدا بلند ميشه:
« ألا یا أهل العالم أنا بقیه الله»
🔸کعبهای یا کربلا یا در نجف یا کاظمینی
🔸یا کنار قبر زهرایی نميدانم کجایی
امشب.. کجا زانوی غم به بغل گرفتی...
کجا برا جد غریبت اشک می ریزی...
آقا جانم...
🔸عبد را هجران مولا تلخ تر از زهر باشد
🔸من تو را عبدم تو مولائی نمیدانم کجائی
ما که جز در خونه ی شما جایی رو نداریم...
آقا... ما که جز شما اهل بیت کسی رو نداریم...
یا صاحب الزمان
شب هفتم محرم...
اومدیم بگیم آقا...
🔸مانده بر لب های اصغر همچنان نقش تبسم
🔸تا برای انتقام آئی نمیدانم کجائی
آقا بیا انتقام شش ماهه ی کربلا رو بگیر...
یا بن الحسن...
-👇
.
#شب_هفتم_محرم
#روضه_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
متن روضه 1
🔸کیست اصغر، اکبر ذبح عظیم
🔸خود به تنهایی صراط مستقیم
امشب بریم درخانه ی باب الحوائج ششماهه ی امام حسین...
علی اصغر...
خدا میدونه میدونه یک سال منتظر شب هفتم نشستیم...
بیاییم برا ششماهه ی حسین اشک بریزیم...
جان عالم به فداش...
🔸اختری برشانه ی خون خدا
🔸آبروی روی گلگون خدا
این آقازاده خیلی آبرو داره درخونه ی خدا...
🔸دست های کوچکش، دست حسین
🔸روز عاشورا همه هست حسین
ابی عبدالله هم عنایت خاصی به علی اصغرش داره...
فقط همینو بگم....
قطعا ابی عبدالله، گریه کن های ششماهه اش رو دست خالی بر نمیگردونه...
🔸صورتش پژمرده اما دلگشا
🔸دستهای بسته اش مشکل گشا
عالمی به فدای دستان قشنگش...
با دستهای به ظاهر کوچیکش...
گره های بزرگی رو باز میکنه...
خیلی از علما، بزرگان ما، متوسل میشن به این شش ماهه...
آی مادری که سالهاست...
خدا بهت فرزند نداده...
امشب خدا رو به ششماهه ی حسین قسم بده...
خیلی ها امشب با دست پر از این مجلس میرن...
مواظب باش...
🔸دستهای بسته اش مشکل گشا
امشب... همه برا ششماهه گریه میکنند...
حتی روز عاشورا لشگر دشمن هم طاقت نیاورد...
گریه کردند...
مبادا آروم باشی...
🔸شیرخواری با پدر همدرد بود
🔸آخرین سرباز و اولمرد بود
لحظات آخر ابی عبدالله یه نگاه کرد به دوروبرش...
دید تنهای تنها مونده...
حبیب بن مظاهر رو به شهادت رسوندن...
عباسشو به شهادت رسوندن...
علی اکبرشو قطعه قطعه کردند...
دیگه یاری نداره...
یکدفعه از داخل خیمه...
صدای گریه علی اصغرش بلند شد...
با زبان کودکی...
میگه بابا...
مبادا صدای غربتت رو بشنوم بابا...
بابا..هنوز من زنده ام...
بابا...هنوز یک سرباز کوچک داری بابا...
🔸من به باغِ سرخِ خون، یاس توام
🔸با دو دست بسته عباس توام
چه خوب خودش رو فدا کرد...
آماده ای گریه کنی بسم الله...
خواهرها امشب باید بلندتر گریه کنند...
آخه شما بهتر میفهمید حال مادر علی اصغر رو...
ابی عبدالله قنداقه علی اصغرش رو آغوش گرفت...
اومد در مقابل دشمن ایستاد...
علی اصغرش رو روی دستاش بلند کرد...
صدا زد...
«یا قَوْمِ، إِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْلَ»
ای نانجیبها...
شما با من سر جنگ دارید...
اگه به من حسین رحم نمیکنید...
این طفل شش ماهه که کاری نکرده...
یه نگاه به لبهای خشکیدش بندازید...
ببینید...
اما ترونه کیف یتلّظى ّعطشا
اگه بهش آب بدید میمیره...
اگه آب هم ندید میمیره...
اگه حرف من حسین رو قبول ندارید خودتون ببرید سیرابش کنید...
دشمن داره نگاه میکنه...
خیلی ها به گریه افتادن...
ابی عبدالله داره حرف میزنه...
شاید اینها دلشون بسوزه...
یکدفعه دیدند...
حرمله نانجیب تیر سه شعبه از کمان رها کرد...
«فَذُبحَ الطِفل مِنَ الوَرید إلَی الوَرید أو مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن»
🔸از شیرخواره ای به همه شیرخوارگان
🔸آغوش گرم مادرتان نوش جانتان
مادرها نمیدونم بچه شش ماهه دارید یا نه...
اگه بچه شش ماه دارین...
الان یه دست زیر گلوش بکشید ببینید آیا طاقت دارید یه زخم روی بدنش ببینید یا نه...
فقط همینو بگم ابی عبدالله نگاه کرد... دید تیر سه شعبه...
گوش تا گوش علی رو دریده...
علی اصغر روی دستها بابا داره جان میده...
خدایا... حالا جواب مادرش رو چی بگم...
جواب رباب رو چی بگم...
خدایا هیچ مردی شرمنده همسرش نشه...
دیدند حسین هی چند قدم به سمت خیمه ها میره برمیگرده...
🔸تو رفتی مادرت حیران شد ای وای
🔸تمام خیمه ها ویران شد ای وای
🔸مگر تیرسه شعبه خنجری بود
🔸سرت بر پوست آویزان شد ای وای
الا لعنه الله علی القوم الظالمین
#حضرت_علی_اصغر
#روضه_حضرت_علی_اصغر
👇
.
#واحد
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
یه مادر دل بی قرار و بی تاب و گریون
کنار گهواره ی بچه ش دل پریشون
نشسته اشک غریبی توی نگاهش
لالایی میخونه خانوم با قلب پر خون
لالا لالا ای گل پرپر
کودک نازم ای علی اصغر
عموت رفته آب بیاره آروم بگیر مادر
لالا لالا
لالا لالا
لالا لالا روی لبهامه ، اشک بی تابی توی چشمامه
لالا
لالا ای علی اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
رسیده وقت عملداریت پهلوونم
داری میری قل هوالله واست میخونم
الهی دور باشه چشم بد از تو مادر
میری سیراب میشی برمیگردی میدونم
برو دست حق به همراهت
ای به قربون صورت ماهت
الهی دشمن نگیره مادر سر راهت
لالا لالا
لالا لالا
لالا لالا جون فداتم من ، زود بیا مادر چشم براتم من
لالا
لالا ای علی اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
داره برمیگرده انگاری بسته چشماش
تو گوشم مونده هنوزم هُرم نفس هاش
گمونم سیراب شده طفل بی زبونم
چه آروم خوابیده روی دستای باباش
خدایا بچه م چرا خوابه
دست باباش لرزون و بی تابه
اونی که میریزه از لبهاش خونِ یا آبِ
لالا لالا
لالا لالا
لالا لالا بچه مو کشتن ، خون میباره ابر نگاه من
لالا
لالا ای علی اصغر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
سبک وشعر : #پوریا_باقری
.👇
.
#واحد
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر_واحد
#واحد۷
الهی ای آب فرات ؛ خشک بشی برابرم
چقد مگه آب میخواست ؛ گلوی خشک اصغرم
دیدی چطور
این حرمله شش ماهمو سیراب کرد
من رو زدم ولی منو جواب کرد
بعد از سه روز با تیر علی مو خواب کرد
وا اصغرا وا اصغرا ...
.....
ای حرمله ای حرمله ؛ دستت الهی بشکنه
کی بچه شش ماهه رو ؛ تیر سه شعبه میزنه
ای حرمله
تیر سه شعبه چاره کارم نبود
اندازه گلوی شیر خوارم نبود
ای بی حیا این که علمدارم نبود
وا اصغرا وا اصغرا ...
.......
زبان حال حضرت رباب
سری به روی نیزه ها ؛ پیش دو چشم ترمه
باور نمیکنم که این ؛ سر علی اصغرمه
ای نیزه دار
انقد به من شش ماهه مو نشون نده
یه لحظه هم به مادرش امون نده
منو بزن ، هی نیزه رو تکون نده
وا اصغرا وا اصغرا ...
#عبدالحسین ✍
#دهه_محرم
#سبک_گریه_میکنم_برات_بین_کوچه_هاحسین
مشابه سبک زیر خوانده میشود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
.
#سبک_237_محرم
#شور_حماسی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#شب_هفتم_محرم_۱۴۰۰
بند اول:
طفل رضیع کرب و بلا، یا علی اصغر
نداری تو بدل و همتا، یا علی اصغر
دومین شهید شش ماهه، در آل علی
آیه ی غربت عاشورا، یا علی اصغر
بُود نامت اصغر، ولی روحت اکبر
میان گهواره، شدی همچون حیدر
تو جان دادی تا که، شود رسوا دشمن
نبوده عزم تو، کم از فتح خیبر
ای یارِ ارباب
دلدارِ ارباب
کوچک ترین سپاه و هوادار ارباب
ای جان ارباب
جانان ارباب
آخر شدی تو جزء شهیدان ارباب
علی اصغر مدد علی اصغر
🌸🌸🌸🌸🌸
بند دوم:
ای کلید همه ی ابواب یا علی اصغر
ای قرار هر دل بی تاب، یا علی اصغر
در قیام کربلا بودی، روی دست شاه
آخرین دلاوره ارباب یا علی اصغر
تو هستی نوه ی، امیرالمؤمنین
نخ قنداقه ات، شده حبل المتین
ره صدساله را، تو یک روزه رفتی
شدی در کربلا، حماسه آفرین
تو دُرّ نابی
ماه ربابی
باب الحوائجِ پسر بوترابی
نور الأنامی
ابن الامامی
با سن کم، تو صاحب اوج مقامی
علی اصغر مدد علی اصغر
🎵📝: #یاحسین(طاها تحقیقی)
#علی_مهدوی_نسب(عبدالمحسن)
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر
.👇
.
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر
#واحد
الا ای کوفیان رحمی
به این کودک شیرخواره
که این کودک شیرخواره
برا من آخرین یاره
مگر که چقدر آب میخواد
با یک جرعه جون میگیره
ببینید تلظیهاشو
ببینید داره میمیره
علی اصغرم لالایی
برای کشتن این طفل
به این تیر احتیاجی نیست
برای چیدن یک گل
به شمشیر احتیاجی نیست
چه کرده با حلقت این تیر
سر تو به پوستی بنده
جدا شد سر تو اما
رو لبهای تو لبخنده
علی اصغرم لالایی
ببین که من شدم حیرون
پریشونم و سرگردون
کجا بر علی جانم
برم خیمه برم میدون
اگر که برم تو میدون
میخندن به من یک لشکر
اگر که برم به خیمه
گلوتو میبینه مادر
علی اصغرم لالایی
#محمد_معارفوند✍
.....................
#حضرت_علی_اکبر_واحد
#واحد۸
ببین باباتو با زانو
کنار پیکرت اومد
با چه حالی نمیدونی
که بالای سرت اومد
دیگه نا ندارم بابا
دیگه پا ندارم بابا
برا بوسه بر روی تو
دیگه جا ندارم بابا
علی جان علی جانِ من
همه خوشی یک بابا
به اینه که جوون داره
میمیره وقتی رو دستش
جوونش جون که بسپاره
جوونم تو کردی پیرم
از این دنیا بی تو سیرم
نیاز نیست به شمر و خنجر
من از داغ تو میمیرم
علی جان علی جان من
بیایید ای بنی هاشم
بیا آب آور خیمه
رسانید از دل صحرا
علی را تا در خیمه
تن پاره ی صد چاکو
به تنهایی بردن سخته
خصوصا برای من که
رمق از دوتا پام رفته
علی جان علی جان من
#محمد_معارفوند
#شب_هشتم_محرم
..................
.
#حضرت_اباالفضل_واحد
#حضرت_عباس
نگهبان حرم عباس
تمام لشکرم عباس
پناه دخترم عباس
امید خواهرم عباس
پاشو ای علمدار من
پاشو ای امید خیمه
پاشو یه کاری کن عباس
که دشمن رسیده خیمه
اباالفضل علمدار من
تو دستت از تن افتاده
داره کف میزنه دشمن
من از داغ تو گریونم
به گریه هام میخندن
میری و بدون که دشمن
از امشب راحت می خوابه
چشای رقیه اما
از امشب دیگه بی خوابه
اباالفضل علمدار من
#محمد_معارفوند
#شب_نهم_محرم
.....................
.
#عاشورا
#قتلگاه_واحد
#واحد
به سر زنان دم گودال
باگریه خواهرش اومد
با آه و ناله تو گودال
خمیده مادرش اومد
کنارش اومد پیغمبر
کنار پیمبر حیدر
حسن هم اومد با گریه
نیاد کاش که شمر با خنجر
حسین یا اباعبدالله
عزیز قلب پیغمبر
عزیز حضرت زهرا
میون این همه کافر
غریب و بی کس و تنها
یه عده زدن با نیزه
یه عده زدن با شمشیر
یه عده با سنگ کینه
یه عده زدندش با تیر
حسین یا اباعبدالله
#محمد_معارفوند✍
#شب_دهم_محرم
.👇