eitaa logo
توسل آنلاين
86 دنبال‌کننده
148 عکس
167 ویدیو
140 فایل
إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّه . . . . . . . . . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
.pending-1660300147-43655_1398612171544_2180076.mp3
زمان: حجم: 2.2M
ذکر / دو دمه ـ واویلا -(علی اکبر پسرم مرهم خونِ جگرم)سبک ۲ ـ ذکر / دو دمه ـ واویلا علی اکبر پسرم ـ واويلا واويلا مرهم خونِ جگرم ـ واویلا واویلا * علي نما اشاره‌اي جان پدر نظاره‌اي مي‌كشي‌ام اي پسرم به حالِ من تو چاره‌اي گر نظري به من كني مرهم جان و تن كني آه بكش كه خونِ خود برون ز اين دهن كني * آه زدي تو آتشم پور عزيز و مه وشم چگونه با قدِ خمم تو را به خيمه‌هاكشم برس به داد دلِ من حل بنما مشكلِ من مزن تو دست و پا پسر كه مي‌شود قاتلِ من
PTT-20220805-WA0029.opus
زمان: حجم: 258.6K
هرکی نرفته کربلا هیچ جایی را ندیده مثل زمین کربلا خدا نیافریده خدا می دونه کربلا زیباتر از بهشته خدا گل ما رو به خاک کربلا نوشته گل سرشتم کربلا گل بهشتم کربلا اول و آخر کتاب سرنوشتم کربلا حریم بین الحرمین عرش برین عشق ضریح عباس و حسین نقش نگین عشق یک سو ابا الفضل علی یک سو حسین زهرا علی اکبر حسین خدای قد و بالاست ساقی می خانه ما محبت حسین است شفیع ما روز جزا محبت حسین است شهر قشنگ عاشقا شهر قشنگ کربلا لباس دامادی ما پیر هن سیاه روضه هاست اگر به خاک کربلا قدم نمی گذارم قدم نه شاید که نهم به جای پای یارم هرکی حسینی مذهب خدا پرسته والله هردو جهان از قدهش حسینی مست و الله هرکی نرفته کربلاهیچ جایی رو ندیده مثل زمین کربلا خدا نیافریده حسین جان اینروزادلمون بیشترکربلامیخواد
همه با معرفت سلام بدین السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین اول بریم درب خانه مادرش ام البنین رابزنیم ادب کنیم احترام کنیم بعدا بریم درب خانه علمدار کربلا را بزنیم ای مدینه... یاد داری پیش از این.. یک مدینه بود و یک ام البنین (گفت دیگه به من ام البنین نگید من دیگه پسر ندارم) ای مدینه ای مدینه یاد داری پیش از این یک مدینه بود یک ام البنین در بر خود باغ و بستانی داشتم ای مدینه ای مدینه یاد کانون پر احساسم بخیر ای مدینه یاد عباسم بخیر الا مادر به قربون جمالت رخ چون بدر و آبروی هلالت مادر شنیدم کام عطشان جان سپردی گل ام البنین شیرم حلالت شنیدم دستهایت را بریدند با تیری چشم نازت را دریدند عرضه بداریم یا ام البنین شما فقط خبر شهادت رو شنیدید اینجور براعباست روضه خوندی گفت شنیدن کی بود مانند دیدن حالا بریم تو کربلا مادر شیرم حلال باب الحوائج رو می خوای بزنی اونایی که داغ برادر دیدی داغ برادر کمر رو خم‌ میکنه ولی قدر چمن را بلبل افسرده می داند غم مرگ برادر را برادر مرده می‌داند دلداده یه ذ‌ریه زهراست عباس جان بر کف میدان عاشوراست عباس باب الکرم باب الولا باب الحوائج باب الحسین کعبه دلهاست عباس آری وقتی اومد مشک رو پر از آب کنه برا بچه ها آب بیاره سپاه دشمن رو بهم ریخت شجاعت ابوالفضل بی نظیره دارم آروم آروم دلتو می‌برم شریعه فرات هر چقدر ناله داری مخصوصا جوونا شب بی برادریه حسینه وقتی داره رجز میخونه دشمن میدونه این زاده ی امیر المومنینه قدرت مواجه شدن با عباس نداره مشکشو پر از آب کرد قول آب به بچه ها داد روضه ی من داره از اینجا شروع میشه ناله داری بسم الله وقتی مشکو پر از آب کرد یه نانجیبی کمین کرده بود دست راست عباسو از بدن جدا کرد این مشکو به دست چپش داد داره مبارزه میکنه امان از اون لحظه ای که نانجیبی دست چپ علمدار کربلا رو از بدن جداکرد امیّد داره این مشکو به دندون گرفت شروع کرده به رجز خوندن ولله به خدا اگه دستهامم قطع کردین دست از حمایت دین خدا نمیکشم یه زبون حال داره با این مشک ای مشک تو لااقل وفاداری کن من دست ندارم تو مرا یاری کن من قول آبتو به اصغر دادم یه جرعه برای او نگهداری کن امان از اون لحظه ای که امید عباس ناامید شد تیر به مشکش زدند یا الله از اون طرف هم یه تیر هم به چشم مبارک عبااااس تو مقتل نوشته این نانجیب چنان با عمود آهنین بر فرقش زد من یه جمله زبون حاله زمزمه میکنم آی ابوالفضلی ها آی مریض دارا مگه نه اینکه کسی از بلندی میافته دستشو جلوصورتش میگیرن خدایا شرح غم خوردن چه سخت است وای زداغه ناله افسردن چه سخت است اگرتیری درون چشم باشد نمیدانی که زمین خوردن چه سخت است نمیدانی که بادست بریده زپشت اسب افتادن چه سخت است وقتی عمود آهنین بر فرق مبارکش اصابت کردیاالله آن چنان باصورت بر زمین افتاد اینجا صدازد ادرک اخا شبه ابوالفضله مخصوصا مریضدارا گرفتارا هر کوجایه مجلسی واین صدا رو میشنوی چند مرتبه از سویدای دل صدا بزن یا حسین
آقا نوشته اند که جدت کفن نداشت گیرم کفن نبود، چرا پیرهن نداشت! از پایکوب اسب سواران شنیده ام بردند روی نیزه، سری را که تن نداشت پیچیده بود در خودش از آتش عطش داغی که داشت در جگر خود، حسن نداشت انگشتری که با خودش آورده بود کو؟ ای کاش هیچ وقت عقیق یمن نداشت چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه ها همراه کاروان خود، ای کاش زن نداشت حق با شماست، شام و سحر گریه می کنید جای سرشک خون جگر، گریه می کنید...
سلام و تحیات به مجاهدان عرصه تبلیغ شب عاشوراست امشب کربلا غوغا ست امشب این چه واویلا است امشب موضوعات شب عاشورا دعا و مناجات خطبه سیدالشهدا و بیان نعمت ها در امشب و...جنبه احساسی امشب
خیمه ها برپاست امشب، شب عاشوراست امشب کربلا غوغاست امشب، شب عاشوراست امشب شب قدرماست امشب، شب عاشور است امشب همه ذرات جهان دلنگرانند و پریشان محشر کبراست امشب، شب عاشوراست امشب چه نیازی به مقاتل؟ هیچ اگر روضه نخوانم روضه ای شیواست امشب، شب عاشوراست امشب دل زینب شده گرم از رجز و بیعت یاران خطبه ها غراست امشب شب عاشوراست همه سرمست تماشای بهشتی که حسین است چهره ها زیباست امشب، شب عاشوراست امشب پیشمرگان ولایت، گرم سبقت در شهادت بینشان نجواست امشب شب عاشوراست امشب چشم امید همه تشنه لبان مثل رقیه به سوی سقاست امشب، شب عاشوراست امشب ابر خون روی ابالفضل علی را نگرفته ست ماه ما پیداست امشب، شب عاشوراست امشب اهل خیمه خبر از غارت و از شعله ندارند خیمه ها برپاست امشب، شب عاشوراست امشب سربه سر شوق شهادت، دم بدم سوز تلاوت صحبت از نی هاست امشب، شب عاشوراست امشب می رود فردا خمیده قامتی در راه گودال خونجگر زهراست امشب، شب عاشوراست امشب شاعر: میلاد عرفان پور
. ‍ 📋امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امشب به صحرا بی‌کفن جسمِ شهیدان است شام غریبان است امشب نوای کودکان بر بام کیوان است شام غریبان است بر خاک و بی‌غسل و کفن رعنا جوانان است خوابیده عریان است بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است امشب به صحرا بی‌کفن جسمِ شهیدان است شام غریبان است امشب به دشتِ کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند امشب به روی کُشته‌ها در ناله مرغانند چون نِی در افغانند امشب عیال مصطفی ثدر گوشه‌ی صحرا بی‌منزل و مأوا اموالشان، تاراج کین از فرقه‌ی، اعداء ای آه و واویلا امشب به صحرا بی‌کفن جسمِ شهیدان است شام غریبان است خون میرود امشب ز چشم دختر زهرا اُف بر تو ای دنیا آل علی ویران نشین اندر بیابان است شام غریبان است امشب یتیمان جهان درگوشه‌ی هامون غلتان به بحر خون اندر هوای خاتم او بر دل ملعون دیوانه و مجنون امشب به صحرا بی‌کفن جسمِ شهیدان است شام غریبان است 👇
. از غربتت دلم شده بی تاب شرمنده ام نشد بیارم آب شرمنده ام آخر نشد آب و به خیمه برسونم خدا می دونه چقدر برا رباب دل نگرونم برو به فکر من نباش پاشو برو دردت به جونم جانم حسین 3 جانم حسین جان به خواهرت بگو که زارم من از روی نی هواشو دارم من شرمنده ام آخه نشد برای تو کاری کنم من اونطور که باید واسه ی لشکر علمداری کنم من جاداره واسه غربتت ازدیده خون جاری کنم من جانم حسین 3 جانم حسین جان اهل حرم منتظرن داداش پاشو بریم فکر سکینه باش چی میگذره به دخترم عباس من اگه نباشی قول بده از رو نیزه ها مراقب رقیه باشی الهی روی نیزه ها واسه همه مشکل گشاشی عباس من3 یا ابوفاضل ای سایه ی روی سرم پاشو مَحرم نداره خواهرم پاشو چطور دلت میاد داداش رقیه رو تنها بزاری دلت میاد ناموس تو بین نامحرم جا بزاری باور نمی کنم میخوای روی دل من پا بزاری عباس من3 یا ابوفاضل اینقدر روی خاکا نزن بازو دستی که بودپناه زینب کو افتادنت تو علقمه حسین تو آخر زمین زد بشکنه اون دستی که بر سرت عمود آهنین زد نمک به زخمای دل مادر تو ام البنین زد عباس من3 یا ابوفاضل تا که سرت باشه تو بزم می باید که از پهلو بره رو نی پاشیده شدفرق سرت ای تکیه گاه بی کسی هام کارم تمومه بعد تو بعد از تو دنیا رو نمیخوام آه ای پناه خیمه ها تو بودی امّیدِ به فردام عباس من3 یا ابوفاضل وای از من و وای از دل زارم از خیمه های بی علمدارم وای از حرم وای از دلم وای از غم غارت معجر وای از من و از زینب و گودال و از هجوم لشکر وای ازسرو طشت زرو وای ازاشاره سوی دختر عباس من3 یا ابوفاضل سقای من خدا نگهدارت داری میری دسته علی یارت برو ولی این و بدون برادرت تنها می مونه تو رو می زارم و میرم ولی دلم اینجا می مونه از داغ تو تا آخرین نفس قد من تا می مونه عباس من3 یا ابوفاضل ✍میلاد قبایی ✍بهمن عظیمی 👇
. داری میری پناه من، خدا نگهدارت رفیق نیمه راه من،خدا نگهدارت یه قرارایی داشتیم با هم حسین رفیق نیمه راه من،خدا نگهدارت این دم آخر نذار به قلبم آرزوتو سرت رو بالا بگیر، تا ببوسم گلوت رو شب عاشوراست،اجازه دارم روضه بخونم،امام زمان (عج) من رو ببخشه انگشترت رو داداش،بذار پیشم بمونه اگه ببری فردا،تو دست ساربونه پیغمبر اکرم(ص) هر وقت حسین رو میدید،از نوک پا تا موهای سر ابی عبدالله رو غرق بوسه میکرد،سئوال میکردند یا رسول الله(ص) این چه کاری است شما با این آقازاده میکنید؟مینشست گریه میکرد،میفرمود:دارم محل شمشیرها و نیزها و تیرها و دشنه ها و سنگا رو میبوسم. یازهرا بی بی جان چی شد سفارش فرمودید فقط زیر گلو رو ببوس،دلیلش رو گمان کنم به خود زینب هم نگفته فاطمه،فقط بی بی فاطمه سلام الله علیها فرمود:زینب جان خواست بره،وداع آخربود،علامتش اینه،پیراهن کهنه رو ازت میخواد،پیران رو که خواست یادت باشه زیر گلوش رو ببوسی،دلیل این بوسه برا زینب روز عاشورا معلوم شد،از بالای تل زینبیه نگاه میکرد،دید ملعون وارد گودال شد،هر کاری کرد….حسین…… داداش تو رو قسم میدم، به چادر زهرا زینبت رو تنها نذار،تو این بیابونا نامحرم های نامرد،نقشه دارن برامون داری میری پس لااقل این کارو بکن خودت بیا و وا کن،خلخال و از پاهامون خودت این کارو بکن،…حسین… نامحرم های نامرد،نقشه دارن برامون خودت بیا و وا کن،خلخال و از پاهامون اسیر شدن برا من،کشته شدن برا تو اینا کبود میکنند،صورت بچه ها رو یادته مادرم چقدر،دلش واست میسوخت هر وقت نگات میکرد میزد زیر گریه یادته مادرم چقدر،دلش واست میسوخت اما کاشکی به جای پیروهن،کفن برات میدوخت دستای ذوالجناح و محکم گرفت سکینه برای آخرین بار،میخواد رو پات بشینه هرچی زد به ذوالجناح دید حرکت نمیکنه،ذوالجناح چرا من رو ازاین زن و بچه دور نمیکنی؟با سر اشاره کرد آقا،چه جوری برم، یه نگاه کن ببین، کی دست و پام رو بسته،نگاه کرد دید نازدانه، رو خاک ها نشسته، دید حالا که صداش نمیرسه،تو این این ضجه ها و ناله ها،هر کی یه چیزی میگه،حنجره سوخته از شدت عطش،راهی براش نمود،رفت دستای ذوالجناح رو بغل گرفت،همین که ابی عبدالله یه نگاه کرد،با اشاره گفت:بابا بیا پایین میخوام دورت بگردم، عزیز دلم بذار برم،گفت نمیشه، از اسب پیاده شد، رو خاک ها نشست حسین، آغوشش رو باز کرد،یعنی نازنین بابا،بیا تو بغلم بابا، بیا ببوسمت بابا، بیا بابات رو بو کن بابا، همین که حسین رفت دختر رو بغل بگیره،یه وقت دید سکینه دستاش رو گذاشت رو سینه ی بابا،بابا رو هُل داد عقب،گفت:بابا میخوای بری برو، قید بوسه رو زدم، دیگه نمیخوام بغلم کنی،دیگه نمیخوام رو پاهات بنشونی من رو،دیگه دلم نمیخواد ببوسی من رو،چه شد عزیز دلم؟ تو من رو از اسب پیاده کردی،گفتی بیا بغلم کن، حالا میگی نمیخوام،آروم بی جوهر،یه طوری که فقط خودش و بابا بشنوند،صدا زد بابا دلم لَک زده یه بار دیگه بغلم کنی،بابا جگرم پاره پاره است میدونم بری دیگه بر نمیگردی،بابا خیلی دلم میخواست یه بار دیگه دست رو سرم بکشی، خیلی دلم میخواست یه بار دیگه ببوسمت،خُب چیه؟پس چرا؟گفت: الان دیدم دختر مسلم بن عقیل از شکاف پرده ی خیمه داره نگاه میکنه، دلش هوا باباش رو میکنه، او دختر یتیمه،بابا برو یه جای دیگه تلافی میکنم، تلافی موند برا کجا؟ نیمه های دل شب اومد تو گودال،نیزه ها رو کنار زد، صورتش رو گذاشت رو سینه ی بابا، روای میگه دیدم دست ابی عبدالله، اومد دور گردنش….حسین………