eitaa logo
توسل آنلاين
86 دنبال‌کننده
148 عکس
167 ویدیو
140 فایل
إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّه . . . . . . . . . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
ی دل)5 وای نه قوتی نه توانی میان آن همه دشمن نه مرحمی که نشیند به قلب مضطر زینب امان( ای دل)5 وای زحیرتم زه چه حالت، زهم نمی پاشد به روی نیزه نشسته، تمام باور زینب نمانده تن که نلرزد نمانده دل که نسوزد مگر زقتلهگه آید صدای مادر زینب نه مرکبی نه رکابی، امان زناقه عریان چرا دوباره نیامد، امیر لشکر زینب امان( ای دل)5 وای ------ مو که افسرده حالم چون ننالم شکسته پرو بالم چون ننالم همه گویند و زینب ناله کم کن تو آیی در خیالم چون ننالم ------ چرا انگشت و انگشتر نداری چرا عمامه ای بر سر نداری مگو عمامه ای بر سر ندارم چرا خواهر به سر معجر نداری ------ خودم دیدم غزالان حرم را ز چنگ گرگ ها چون می رمیدند گهی آتش به دامن می دویدند گهی در دامن آتش فتادند ------ برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری
مى‏ روم در اين حال سكينه(س) شيون‏كنان پيش حسين آمد، حسين(ع) او را بسيار دوست مى داشت، او را به سينه چسبانيد و اشكهايش را پاك كرد و او را دلدارى داد.(26) نگاهى به جنگ امام حسين با دشمن امام حسين ع يكه و تنها به ميدان آمد و دشمن را به جنگ دعوت كرد، هركس كه به ميدان او مى ‏آمد، طول نمى ‏كشيد كه به دست او به خاك هلاكت مى ‏افتاد. بدين صورت امام به جمعيتى بسيار از دشمن حمله كرد در حالى كه چنين رجز مى‏ خواندند (كشته شدن بهتر از رسوا شدن بر ننگ است) و شكست ظاهرى دنيا بهتر از ورود به آتش دوزخ است، و خداوند در هر حال پناه من است و حسين بن على)ع( هستم، سوگند ياد كرده‏ ام كه در برابر ظالمين سرفرود نياورم، از پيوستگان به پدرم حمايت مى ‏كنم، و در راستاى دين پيامبر اسلام گام مى ‏نهم.(27) روضه شهادت امام حسين شمر به سپاه خود خطاب كرد و فرياد زد همه متوجه حسين (ع) شويد كار او را تمام كنيد. سپاه دشمن به امام حمله كردند، آن حضرت همچنان مى ‏جنگيد تا اينكه بدنش پراز زخم شد سرانجام ظالمى به نام »صالح بن وهب« پيش آمد آن چنان بر ناحيه ران آن حضرت ضربه زد، كه آن مظلوم از پشت اسب به زمين افتاد، طرف راست صورتش به زمين برخورد كرد، سپس در همين حال برخاست و به جنگ ادامه داد. و لحظات آخر عمر امام حسين(ع) زينب (س) از خيمه بيرون آمد در حالى كه فرياد مى ‏زد كاش آسمان برروى زمين ويران مى ‏شدى و اى كاش كوهها از هم مى ‏پاشيدندو به بيابانها مى‏ ريختند آنگاه به امام حسين(ع) نزديك شد، امام درحال جان كندن بود، زينب (س) صدا زد: اى عمر آيا اباعبداللَّه، كشته مى ‏شود و تو مى ‏نگرى؟ اين سخن زينب (س) را نداد و از او روى برگرداند. زينب (س) صدازد: آيا ميان شما يك نفر مسلمان نيست، امام از زمين برخاست ومانند شير شجاع به دشمن حمله كرد و فرمود: »آيا شما بر قتل من اجتماع كرده ايد، به خدا بعد از من بنده ‏اى از بندگان خدا رانخواهيد كشت، خداوند بخاطر كشتن من بر شما غضب مى ‏كند...«. سوگند به خدا هر گاه مرا كشتيد خداوند خودتان را به جان خودتان مى ‏افكند و خون همديگر را مى ‏ريزيد سرانجام دستخوش عذاب سخت الهى خواهيد شد اين قدر جنگيد تا هفتادو دو زخم بر بدنش وارد آمد.(28) »روضه شهادت امام حسين امام كنار آمد تا اندكى استراحت كند، در كنار ايستاده بود، ناگاه سنگى از جانب دشمن آمد و به پيشانى آن حضرت خورد و خون جارى شد، دامنش را بلند كرد تا خون پيشانيش را پاك كند، و در اين هنگام تيرى سه شعبه زهرآلود آمد وبه سينه آن حضرت اصابت فرمود: بِسمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَةِ رسولِ اللَّه سپس سرش را به طر ف آسمان بلند كرد و گفت »خدايا تو مى‏دانى مردى را مى‏كشند كه در روى زمين پسر پيغمبرى غيراونيست«. روایت است كه چون تنگ شد بر او میدان فتاده از حركت ذوالجناح وز جــــولان هوا ز جور مخالف چو قیرگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سیدالشهداء بر جدال طاقت داشت كشید پــا ز ركـــاب آن خلاصه ی ایجـــــــــاد به رنگ پرتو خورشید ، بر زمین افتاد بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد .. آنگاه آن تيررا گرفت واز پشت بيرون آورد و خون جارى شد. دراين هنگام ضعف بر بدن آقا مسلط شد، سپاه دشمن دست از جنگ كشيدو مدت طولانى از اين جريان گذشت و كسى جرأت نمى‏كرد آخرين ضربه را بزند با فرياد شمر لعين دشمنان بى‏رحم به آن امام غريب حمله كردند و ضربات پى‏ درپى شمشير و تيروسنان و نيزه محاسنش پرخون شد و فرمود اينگونه كه به خونم رنگين شده ‏ام و حقم غصب شده با خدا ملاقات مى‏كنم. هلال بن نافع كه از سربازان دشمن بودمى گويد نگاه به قتلگاه كردم ديدم حسين(ع)به خود مى ‏پيچيد و درحال جان دادن است. درخشندگى چهره و زيبايى قامت او مرا از فكر درمورد كشتن او بازداشت. *امان از دل زینب* زینب آمده آندم بریدم از زندگی دل که آمد به مسلخ شمر سیه دل او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل من سوی قاتل او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل من سوی قاتل او می نشست و من می نشستم او روی سینه من در مقابل او می کشید و من می کشیدم او از کمر تیغ من آه باطل او می برید و من می بریدم او از حسین سر من غیر از او دل او می برید و من می بریدم او از حسین سر من غیر از او دل *روز عاشوراست امروز* زبانحال امام حسین ه سوی خیمه برگرد خواهر حزینم *تا به زیر خنجر ننگری چنینم رو به خیمه خواهر تا که خود نبینی*وقت جان سپردن آه آتشینم رو که بهر قتلم اینک ایستاده***خولی از یسار و شمر از یمینم نیزه سنانست کامده به پهلو***تیر بوالحنوق است خورده برجبینم رو که تا نبینی وقت رفتن جان***از لگد شکسته سینه حزینم قسمت منو تو از ازل چنین بود***تو بلاکش دهر من بلا نشینم تو اسیر شام و من شهید کوفه***تو از آن به ناله من از آن غمینم من به قتلگاهم پیش نعش اکبر***تو برو به خیمه پیش عابدینم ی
شب_یازدهم_محرم روضه_اسارت_اهلبیت_علیهم_السلام شام_غریبان متن روضه 1 🔸عالم همه محزون و پریشان حسین است 🔸شام است ولی شام غریبان حسین است شام غریبان حسینه... شب یتیمی بچه های حسینه... شب بی برادری زینبه... امشب مصیبت خیلی سنگینه... امشب زمین و آسمان برا حسین گریه میکنند... دیگه روضه خون نمیخواهی... زیر لب آروم آروم بگو... وای غریب حسین... وای مظلوم حسین... 🔸از خـون جگـر لالـه فشـانید کـه امشب 🔸در مقتل خون، فاطمه مهمان حسین است امشب مادرش فاطمه میاد کربلا... 🔸زینب نگهش بر قـد خم‌گشتۀ زهرا 🔸زهرا نگهش بـر تن عریان حسین است هی به بدن بی سر حسینش نگاه میکنه... ناله میزنه... اشک میریزه... میگه وای غریب مادر حسین... وای مظلوم مادر حسین... 🔸اگر کشتند چرا آبت ندادند 🔸چرا زآن دُرّ نایابت ندادند حسین جان... 🔸اگر کشتند چرا خاکت نکردند 🔸کفن بر جسم صد چاکت نکردند خواهرها.. امشب با مادرش زهرا هم ناله شید... با زینب کبری هم ناله شید... خدا میدونه امشب زینب کبری چه حالی داره... 🔸امان از دل زینب 🔸چه خون شد دل زینب الله اکبر... در نصف روز... جلو چشماش... همه عزيزانش رو سر بریدند... 🔸چه خون شد دل زینب خدا به داد دل زینب برسه... چه حالی داره وقتی میبینه... یه طرف بدن بی سر حسینش... توی گودی قتلگاه... یه طرف دستهای قلم شده عباسش.. کنار شط فرات... یک طرف بدن قطعه قطعه علی اکبر... یه طرف بدن فرزندانش غرقه در خون روی زمین کربلا... یه طرف دیگه هم خیمه های سوخته و...بچه های یتیم سیلی خورده... خدایا چکار کنه زینب... با اينهمه مصیبت... 🔸چه خون شد دل زینب این زن و بچه های یتیم رو جمع کرده... داخل یه خیمه ی نیم سوخته... هم پرستار امام سجاده... هم زن و بچه های یتیم رو آروم میکنه... مجسم کن... هر کدوم از این بچه ها یه زبانحالی دارند... اما... همه درد دل هاشون رو به زینب میگن... یکی میگه عمه جان زینب بابام حسین کجاست... وقتی میرفت خیلی تشنه بود... آیا بهش آب دادند یا نه... یکی میگه خانوم جان زینب... عمو جانم عباس کجاست.. یکی میگه زینب، ببین گهواره علی اصغر خالیه... امان... امان... یکی جای تازیانه ها رو نشون میده... یکی صورت سیلی خورده اش رو نشون میده... یکی ميگه عمه جان زینب نبودی ببینی من آتیش گرفته بودم... 🔸امان از دل زینب 🔸چه خون شد دل زینب چی کشید زینب... از یک طرف مصیبت برادر... از طرفی هم مصیبت اسارت... امام سجاد فرمودند... شام غریبان, اونقدر مصیبت برا عمه ام زینب سنگین بود... دیدم عمه جانم نماز شبش رو نشسته خواند... (رايتها تلک الليله تصلي من جلوس) منبع: فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفي. ص 641. زبان حال خانوم زینب کبری است... 🔸سه غم آمد به جانم هر سه یکبار 🔸غریبی و اسیری و غم یار آخ... برادر خوبم حسین... 🔸غریبی و اسیری چاره داره 🔸ولی آخر کشد ما را غم یار الا لعنت الله علی القوم الضالمین -
🌾 🌾 🍁برشافع ما حسین زهرا صلوات 🍁بر کودک شیرخواره حسین علی اصغر صلوات 🍁بر قامت و دست و روی سقای کربلا ابالفضل صلوات 🍁بر یاور حق علی اکبر صلوات 🍁بر جمله حسینیان والا صلوات 🍁بر قلب صبور غم به زینب صلوات 🍁بر صاحب این عزا به مهدی صلوات ▪️امشب که شب شام غریبان حسین است ▪️با فاطمه هم ناله یتیمان حسین است ▪️یا رب به سر سید سجاد چه آمد ▪️در خیمه سرا آن گُل بستان حسین است ▪️گلها شده پر پر زِ دُم نیزه و خنجر ▪️ بر روی زمین پیکر عریان حسین است ▪️در آن دل صحرا چه کند زینب کبری ▪️بی یار و معین خواهر گریان حسین است ▪️ای کرببلا اهل حرم را تو خبرکن ▪️ زهرا جنان آمده مهمان حسین است ⬅️شب شام غریبان... آی دلای کربلایی.. امشب با زینب و امام سجاد ، برا غریبی امام حسین گریه کن ... ناله بزن به مظلومیت ابی عبدالله... ⬅️ قربون دل شکسته ات برم خانم جان.... ⬅️زینب پرستار بچه های حسینه... بچه ها رو آروم میکنه... یکی سراغ بابا ازعمه میگیره.. عمه جان عمه ... بابام کجاست عمه ( عمه چرا بابام از میدان نیومد ) یکی سراغ عمورو از عمه میگیره... عمه عمه... عمو جونم عباس چه شد عمه... یکی سراغ علی اکبرو می گیره ... یکی سراغ قاسم رو میگیره... آخ یه وقت نگاه کرد دید رباب داره گریه میکنه ... داره ناله می زنه ... علی اصغرم... کجایی مادر...؟ قربون اون لبای تشنه ات برم علی جان... علی جان قربان قنداقه پرخونت برم مادر ... ✨شکسته سنگ غم بال و پرم را ✨بسوزد داغ، از پا تا سرم را ✨الهی حرمله آتش بگیری ✨ که تو کشتی علی اصغرم را (روضه علی اصغر ع) ⬅️نمیدونم امشب کربلا چه خبر بوده.... اما بین ماها رسمه اگه کسی داغ ببینه،، داغدیده ها را تسلا میدن ... آرومشون میکنند اما می خوام بگم کربلا عوض تسلیت، زینبُ تازیانه زدن... سکینه رو تازیانه زدن ... بچه ها به بیابونا فرار می کردند... ⬅️ ذکر امشب همین باشه ... با دل زینب هم ناله شو 🔳الهی خواهرت زینب بمیرد 🔳نماند بعد تو ماتم بگیرد (دشتی) آخ داداش 💔 اگر کشتن چرا آبت ندادند 💔چرا زان دُر نایابت ندادند 💔 اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاکت نکردند شام غریبان ابی عبدالله ست ... دوست دارم با هم ،هم ناله شیم... 🖤شام غریبان حسین ( امشب است )3 💔اول درد و مَحَنِ (زینب است)3 🖤طفل یتیمی زِحسین (گم شده)2 💔زینب از این غُصه دلش (خون شده)2 🖤حاجتم این است که تو ای (ساربان)3 💔این شتران را تو به تندی مران (ساربان)3 (دشتی یا سینه زنی) 🔘از حرم تا قتلگه 🔘زینب صدا میزد حسین 🔘دست و پا میزد حسین 🔘زینب صدا میزد حسین ▪️یا اَخا روحی فداک ▪️یا اَخا من لی سواک ▪️از عطش در زیر خنجر ▪️دست و پا میزد حسین ▪️زینب صدا میزد حسین... هر چقدر ناله داری.. به ناله های دل یتیمان ابی عبدالله صدای نالتو بلند کن بگو یا حسیــــن.... 🖤هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🖤
نوحه شام غریبان است، زینب پریشان است* امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است امشب نوای کودکان بر بام کیوان است شام غریبان است امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند خوابیده عریانند بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا بی منزل و ماوا اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا ای آه و واویلا خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا اف بر تو ای دنیا آل علی ویران نشین اندر بیابان است شام غریبان است
از طرفی هم امشب شب شهادت زین العابدین... امام سجاده... دیگه دلت اینجا نباشه بریم مدینه کنار قبرستان بقیع بنشینیم... برا آقامون امام سجاد زار زار گریه کنیم... وقتی اومدن کنار امام سجاد عرضه داشتند... آقاجان... کجا براتون سخت گذشت حضرت فرموند الشام... 🔸شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید ای وای... ای وای... ‌من نمیدونم چی به آقا گذشته 🔸شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید 🔸ساز با ناله ی ذریه زهرا نزنید یا صاحب الزمان 🔸سر مردان خدا را به سر نیزه زدید 🔸مرد باشید، دگر سنگ به زن ها نزنید امان از اون شبی که... ما رو دم دروازه شام نگه داشتند... شهر رو آذین بندی کردن... ‌ گفتن خارجی ها میخواهند وارد بشن تا وارد شهر شام شدیم .. هرکس هر چی بدست داشت... به ما میزد... یکی با سنگ میزد... یکی خاکستر میریخت... یکی خارجی میگفت... ای وای ای وای ..... 🔸به زنان سنگ اگر بر سر بازار زدید 🔸دختران را به کنار سر بابا نزنید یا صاحب الزمان منو ببخشید... 🔸علی و فاطمه در بین شما ایستادند خدا لعنتشون کنه... 🔸پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید صلی الله علیک یا مظلوم یا ابا عبدالله https://chat.whatsapp.com/4UCAhfT4P32AlYV0jPsBa0
‍ ❣﷽❣ ⏹ ⬅️شامِ شهادتِ امام سجادِ ... خیلی این آقا غریبِ ... از غربت این آقا همین بس ، 35 سال گریه می کرد ... براش غذا می آوردم میزاشت کنار ، گریه می کرد ... آب براش می آوردن میزاشت کنار ، گریه می کرد ... هی می گفتن آقا ، چرا انقدر گریه می کنی؟ ناله ش بلند میشد ، می گفت خودم دیدم ... بابام گرسنه بود ، تشنه بود ... ☑️همچین که برگشتن مدینه ( خیلی جانسوزِ این روضه ) همچنین که از کربلا برگشتن مدینه وقتی بشیر اومد خبر آورد برا اهلِ مدینه ، دسته دسته مردم میومدن بیرون از مدینه میگفتن آقا چطوری شد باباتون رو کشتن ؟ ... فقط یه جمله جواب می داد ( به امام حسین ، ساعت ها باید برا این جمله گریه کنی ) میگفت فقط همینُ براتون بگم حیوانات هم کربلا آب خوردن .... میفرمود أنَا ابنُ مَن قُتِلَ صَبرا ... من فرزندِ اون آقایی ام که با قتلِ صبر کشتنش ... (یعنی چی آقا ) یعنی یواش یواش کشتنش ... یعنی اول با نیزه زدن ... بعد با شمشیر زدن .... تازه سنگ میزدن ... سنگاشون که تموم شد ریختن تو گودال ... ♻ته گودال پیکر اُفتاده ♻توی گودال مادر افتاده ♻خواهر افتاده ، یک سر افتاده ♻نالۀ واعطشا بر جگرش می افتاد ♻آب میدید به یادِ قمرش می افتاد ♻بی سبب نیست که از جملۀ بَکّائون است ♻اشک از گوشۀ چشمانِ ترش می افتاد ♻شیرخواره بغل تازه عروسی میدید ♻یادِ لالایِ رباب و پسرش می افتاد ♻با دلی خون شده میگفت که الشام الشام ♻تا به بازار مدینه گذرش می افتاد ♻جلوی پای سکینه دم دروازۀ شهر ♻از رویِ نیزه علمدار سرش می افتاد ♻میشکست آینۀ صبر و غرورش را زجر ♻تا به جانِ اُسرا با کمرش می افتاد ♻روضۀ گم شدن و دفنِ رقیه میخواند ♻تا به صحرا و خرابه نظرش می افتاد ♻گوسفندی جلویش ذبح که میشد، یادِ ♻خنجرِ کُند و گلویِ پدرش می افتاد ⬅️تا می دید گوسفندی رو دارن سر میبرن ، سریع میومد به قصاب میگفت ببینم آب بهش دادید یا نه ؟ عرضه میداشت آقا ما مسلمانیم ، خودِ شما به ما یاد دادید آب بدیم به قربانی قبل از ذبح شدن ... آقا می نشست گریه میکرد ... میگفت بیا برات تعریف کنم ... یه عده به ظاهر مسلمون کربلا بابایِ منو .... آب بهش ندادن ... آی حسین .... * 🔘گریه بر کشتۀ عریان خوب است 🔘گریه بر آن لبُ دندان خوب است 🔘گریه خوب است که هر شب باشد 🔘گریه بر چادر زینب باشد ⬅️یه چیزی همیشه آقا رو خیلی اذیت میکرد ، تا نگاه به دستاش می کرد ، هی می گفت با همین دستا خاکش کردم ... با همین دستا بود بوریا آوردم ... با همین دستا بود بابام رو تو قبر گذاشتم .. 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈ https://chat.whatsapp.com/4UCAhfT4P32AlYV0jPsBa0
Seyed Javad Zaker ~ Music-Fa.ComAUD-20220809-WA0040.mp3
زمان: حجم: 6.9M
نوحه_سنتی بعد_از_شهادت امام_حسین مران_یکدم_ساربان_اشتر مران يكدم ساربان اُشتر، ناقه ی زينب رفته اندر گل بده ظالم مهلتی آخر زآنكه دارم من عقده‌‌ها در دل بده مهلت تا بمانم من در كنار اين پيكرِ بي‌سر از آن ترسم ساربان امشب آيد و بُرّد دست‌اش از پيكر ندارد چون طاقت ديدن مادرم زهرا، باب من، حيدر در اين صحرا اي شترداران، ماندنم آسان، رفتنم مشكل شترداران بي‌كفن باشد اين تن مجروح اندرين صحرا مرا نَبوَد معجري ديگر تا كفن سازم جسم اين شه را ندارد چون سايه‌اي بر سر غير خاشاك و جز تَفِ گرما اله من كُن تو آگاهم، كشتي عمرم كي رسد ساحل شتربانان ره خطر‌ناک و کودکان مضطر، ناقه‌ها عريان همي ترسم اي شترداران، از شتر افتند کودکان آخر چرا آخر اين همه تعجيل؟ رحم بنمائيد بر دل طفلان رهِ شام و دشمن اندر پيش، از يتيمانْ من چون شوم غافل شتر‌بانان مهلتي آخر، بهر ما نبود قافله‌سالار نباشد چون مَحرمي ديگر بهر ما زنها غير اين بيمار ندارد او طاقتي ديگر، پيکر بيمارش بود تب‌دار همي‌گويد خاشع و غمگين، کربلا خواهم تا کنم منزل
AUD-20220809-WA0044.m4a
زمان: حجم: 11.1M
روضه قتلگاه (شام غریبان)