eitaa logo
توسل آنلاين
87 دنبال‌کننده
148 عکس
166 ویدیو
140 فایل
إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّه . . . . . . . . . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔰 وقتی به حادثه کربلا نگاه می کنیم متوجه می شویم در اوج مصائب و گرفتاری ها باز این مهروزی ودلسوزی وجود داشت. زمانی که خبر شهادت به امام حسین ع رسید حضرت وارد خیمه زنان شدند دختر را که خواهرزاده اش بود بغل گرفتند و شروع کردند به نوازش کردن مانند و مهربان برای او پدری کردند، حضرت ع با این رفتارشان علاوه براینکه درس و مهرورزی را به همه آموختند و به همه یاد دادند اگر دختری شد باید او را نوازش کرد، بغل گرفت و به او محبت کرد نه اینکه به او سیلی وتازیانه زد نباید به او گرسنگی وتشنگی داد. نباید وقتی بهانه بابا گرفت سربریده بابایش را برای او برد. مه میان غبارها گم شد دختری بین گم شد یک سه ساله یتیمه ی محزون وسط گم شد یک پرستوی بال و پر مجروح سوارها گم شد دختری با دو چشم بارانی در میان شرارها گم شد ........................................... روضه ابن عقیل ع .
🔗در سرود دهه نودی‌ها میگن « ت میشم»، می‌دونید علی بن مهزیار کی بوده؟ 💌 علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی معروف به علی بن مهزیار یکی از تشرف یافتگان خدمت امام زمان(عج) در غیبت صغری. وی فرزند ابراهیم بن مهزیار و برادرزاده علی بن مهزیاری است که از اصحاب ائمه بوده‌است. برادر او محمد بن ابراهیم بن مهزیار نیز وکیل امام زمان(عج) در اهواز بود قضیه تشرف او به محضر امام زمان علیه‌السلام شیخ طوسی در کتاب الغیبه از علی بن مهزیار نقل می‌کند: «من بیست مرتبه به حج مشرف شدم و در تمام این سفرها قصدم دیدن حضرت مهدی(عج) بود؛ ولی موفق نشدم؛ ناامید شدم و تصمیم گرفتم دیگر به حج نروم تا اینکه در خواب کسی به من گفت: ای علی امسال هم به حج برو. آن سال هم به مکه رفتم و خدمت امام زمان(عج) مشرف شدم 📚 الغیبة ص ۲۶۳ داستان مفصل تشرف ایشان را در پست بعدی بشنوید👇
نامه‌ای از امام صادق(علیه السلام) به عبدالله نجاشی که بر مسئولان (ریز و درشت) واجب است آن را نوشته و در اتاق خود نصب کنند! عبدالله نجاشی از دوست‌داران و پیروان امام صادق (علیه السلام) بوده است. او در عصر خلافت عباسی، به استانداری اهواز منصوب می‌شود. به همین دلیل در نامه ای از امام صادق (علیه السلام) راهنمایی و نصیحت طلب می‌کند. امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به این نامه نیز بعد از دعا در حق عبدالله میفرمایند: «خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال کرد و هم ناراحت، علت خوشحالی این است که شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید … و اما ناراحتی‌ام به این دلیل است که مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتکب شوی که باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی!! بدان که خلاص و رهایی تو در حفظ خون مؤمنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در تأنی و معاشرت نیکو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت..... مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج کنی و مثلا به شاعران متملق یا دلقکان دهی ، جوایز و هدایای تو باید به کارمندان و زحمتکشان داده شود. مبادا چیزی از طلا و نقره برای خود بیاندوزی! هیچ گاه سیر کردن شکم های گرسنه که آتش غضب خدا را خاموش می کند کوچک مشمار ! ... بگذار از پستی دنیا به تو خبر دهم: وقتی حسین بن علی (علیهماالسلام) به سمت کوفه روان شد ابن عباس او را به خدا قسم داد که مرو کشته می شوی ! حسین بن علی (علیهماالسلام) فرمود: من خود، جایگاه کشته شدنم را بهتر از تو می دانم و جز فراق دنیا از آن برایم چیزی نمانده! ای ابن عباس آیا میخواهی داستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دنیا را برای تو بازگو کنم؟ گفت: بله فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به من فرمود: روزی در هنگامی که فدک تحت اختیار فاطمه (علیهاالسلام) بود به همراه بیلی در قسمتی از آن مشغول کار بودم که ناگهان زنی بسیار زیبا در مقابلم آشکار شد که جمالش دلربا بود… آن زن به من گفت : آیا می خواهی با من ازدواج نمایی تا از این بیل راحت شوی و تمام گنج های زمین را به رویت بگشایم ؟! به او گفتم: تو کیستی ؟ گفت: من دنیا هستم ! به او گفتم که برو و شوهری دیگر طلب کن، تو در شأن من نیستی و با بیل خود مشغول به کار شدم و اشعاری را زیر لب زمزمه نمودم … امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دنیا خارج شد در حالی که حق هیچ بنده ای بر گردن او نبود و سائر ائمه (علیهم السلام) نیز این چنین بودند . [ای نجاشی] مواظب باش مؤمنی را نترسانی به فریاد مؤمنین برس! چرا که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: کسی که به فریاد مؤمنی برسد خداوند در قیامت به فریاد او خواهد رسید . کسی که یک حاجت برادر مؤمن خود را برآورده کند خداوند حاجات کثیره او را برآورده خواهد کرد.... وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۲۱۲
حجت‌الاسلام دکتر قربانی مقدمتشرف علی بن مهزیار.mp3
زمان: حجم: 9M
علی بن مهزیار که بود؟ داستان تشرف به محضر امام زمان علیه‌السلام از زبان حجت‌الاسلام دکتر قربانی مقدم بیا یارت میشم هوادارت میشم گرفتارت میشم علی ابن مهزیارت میشم
اشعار همه از خیمه ها بیرون دویدند  ولی سالار زینب(س) را ندیدند    برون از قتلگه، بی راکب آمد  به سوی خیمه ای، بی صاحب آمد    یکی گفتا فرس کو نور عینم  غریب کربلا بابا حسینم    یکی از غم، گریبان چاک می کرد  یکی خونش، به گیسو پاک می کرد    یکی پوشاند، ز اشک خود زمین را  یکی بر پشت، برگرداند زین را    چراغ محفل طاها، سکینه(س)  دو دست، از شدّت غم زد به سینه    که ای گم کرده راکب، راکبت کو؟  چرا صاحب نداری، صاحبت کو؟    چرا از تیر دشمن، شسته بالت  چرا خون خدا، ریزد ز یالت    بگو ای پیکرت، گردیده صد چاک  امید ما، کجا افتاده در خاک؟    تو صورت شسته ای، از خون مظلوم مرا دیگر، یتیمی گشت معلوم    تو که، آتش فرو ریزی ز سینه  بگو از راکب خود، با سکینه(س)    چو خنجر، بر گلوی او نهادند به آن لب تشنه، آیا آب دادند؟ 
اشعار 2 از آن روزیکه ما را آفریدی بغیر از معصیت چیزی ندیدی خداوندا بحق هشت و چارت ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی   مو کز سوته دلانم چون ننالوم شکسته پر و بالم چون ننالوم  __________________________ یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد ______________________   سه غم اومد به جونم هر سه یک بار غریبی و اسیری و غم یار   غریبی و اسیری چاره داره  ولی آخر کشد ما را غم یار!!!    ____________________ گلی گم کرده ام می‌جویم او را به هر گل میرسم می بویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت
کنار القمه با قلب خسته  علمدار حسین در خون نشسته   کنار القمه بابا چه دیدی عمود خیمه را از چه کشیدی
سبک نمی دانم چرا حیرانم امشب ز دست کوفیان پنهانم امشب همه رفتند سوی خانه خود من بیچاره سرگردانم امشب شب تاریک و دشمن در کمینم رسد از غصه بر لب جانم امشب پناهم می برم بر طوعه  شاید کند در خانه اش مهمانم امشب ز مرگ خویشتن با کی ندارم برای شاه دین گریانم امشب نوشتم نامه تا آید به کوفه ولی خود بی سر و سامانم امشب عجب روزی و تحفه روزگاری چه شد آن عهد و آن پیمانم امشب خداوندا در این شهر پر آشوب به ک بسپارم این طفلانم امشب ز فکر کودکان بی پناهم نیاید خواب بر چشمانم امشب برو باد صبا سوی مدینه به نزد خسرو خوبانم امشب بگو سر حلقه قربانیان را که من آماده ی قربانم امشب که من دیروز امیر کوفه بودم اسیر فرقه عدوانم امشب حسینی رو سوی کرببلا کرد بگفتا تشنه ی احسانم امشب حسینی ۴ / ۵ ( ۲ امتیاز ) دسته بندی: اشعار شهادت حضرت مسلم (ع), شعر و روضه اول محرم۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
@emam8com69264_13991024180857_2303273.mp3
زمان: حجم: 2.3M
متن روضه حضرت زهرا(س)، -(مدینه داغ دل را تازه کردی...) مدینه داغ دل را تازه کردی  مرا با غصه اواره کردی  مدینه با دل زهرا چه کردی  چرا با  قلب و دلها ریشه کردی  مدینه ای که هستی شهر غمها  بگو با ما تو از احوال زهرا  گل یاس علی نیلوفری شد  رخ خورشید او خاکستری شد  مدینه تو بگو زهرا جوان است  چرا پس قامت مادر کمان است  نیمه شبه  اقا امیرالمومنین  بدن فاطمه اش را غسل داد  صدا می زنه بچه ها بیایید با مادرتون  وداع کنید  اینجا بی بی زینب با مادر پهلو شکسته وداع میکنه  مادر خوب و مهربون  حرفامو از چشام بخون  من التماست میکنم  یه شب دیگه پیشم بمون  مادر     مادر