"شوق وصال"
---
آنقَدَر در جلد نقشم خوب رفتم، هرکسی...
ختم من آید بگوید : او که حالش خوب بود .
"شوق وصال"
----
شب که میریزه به ذهنم، فکرِ بد زخم میزنه
دل تو تاریکیِ خود، آهسته میمیره، میشکنه