هدایت شده از الحَیاة | Al_haiat
سید مهدی حسینیHaftegi14020818[02].mp3
زمان:
حجم:
17.7M
این قدر بدنت زخمه، آروم بغلت کردم..
پن؛ دنبال یه چیزی بودم بشه با گوش کردنش بمیرم:
مُهمَل
اعلام خبر رسمی دفن پیکر پاک امام شهید ساعت ۱:۲۰ دقیقه سحر جمعه بود...
یک و بیست دقیقهی شبهای جمعه
دستت را از روی گلوی ما بردار!😭💔
تمام شد ..
و سیدعلی خامنهای
بلاخره به پناهگاه رفت ..
یکبار برای همیشه😭😭
آغوش امام رضا پناه غریبان عالم است..
مُهمَل
ولی من امشب نماز شبِ اولِ تنهایی خودم را خواندم...
هنوز هم روز دخترِ دو سال پیش، از خاطرم نرفته است...
روزی که استوریهای دوستانم را یکییکی ورق میزدم؛
هر کدام هدیهای از پدر، آغوشی، لبخندی...
و سهم من، فقط بغضی بود که آرامآرام در گلویم سنگینتر میشد.
با خودم میگفتم:
«راست میگویند... دخترها باباییاند.»
و من...
شما را پدرِ دلِ خودم میدانستم.
بارها برایتان نامه نوشتم؛
نامههایی که هیچوقت جرئت فرستادنشان را پیدا نکردم.
هر بار با خودم میگفتم:
«زینب... تو کجا و آقا کجا؟ وقت ایشان را نگیر...»
زمان گذشت...
انگشتری که به همسر شهید سید عباس صالحی هدیه داده بودید، همراه سید اشتباها به خاک سپرده شد.
اما مگر میشود این را اشتباه نامید؟
انگار سید دلش نمیآمد یادگاریِ آقا را از خود جدا کند... 💔
بعدها، به درخواست همسر شهید، چند انگشتر دیگر به تبرک به خانواده شهید هدیه شد.
آن روزها افتخار داشتم تدوینگر کانال و صفحه شهید باشم.
و چه تقدیر زیبایی...
درست در روز دختر، هدیهای از آقا، به دست من و هناس رسید.
از آن روز، هر بار که نگاهم به این انگشتر میافتد، احساس میکنم هنوز هم دستی پدرانه بر سرم کشیده میشود؛
یادگاری کوچکی که برای من، به وسعت تمام دنیا ارزش دارد.
تا همیشه مدیون سید عباسم که واسطه رسیدن این هدیه شد.
و حالا...
دوباره طعم تلخ یتیمی را میچشم...
ماندهام با دلی پر از دلتنگی و یادگاریای که تمام دنیای من شده است.
حالا بیش از هر زمان دیگری، معنیِ دخترِ شهید بودن را میفهمم...
و این انگشتر، برای من فقط یک انگشتر نیست؛
آخرین نشانه از مهری پدرانه است که تا همیشه، با جانم حملش خواهم کرد... 💔🥀
#أبانا