eitaa logo
mohsenshamsi
11 دنبال‌کننده
23 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
mohsenshamsi
آدمهای آویزان اینجوری‌اند. هویتی از خودشان ندارند. هرجور بزنی میرقصند. مثلا یادم هست همین دوست‌مان که خیلی هم صدایش بلند است چند ماه پیش از موعد انتخابات با دوستان‌شان به دیدار رفتند تا او را متقاعد کنند در جهت عمل به منویات از ایده و نه حمایت کند و بلافاصله بعد از جلسه‌شان تیتر زدند حمایت از ایده (بماند که آقا محسن هم سر کارشان گذاشت و به هیچ حساب‌شان کرد). سپس حجت عبدالملکی را واسطه کردند تا به دیدار جلیلی بروند، اما جلیلی به آنها وقت نداد و محل‌شان نگذاشت. می‌گویند جلیلی آدم شناس خوبی است. این را نه امروز که سالهاست از هر آنکه با او در ارتباط بوده و سرش به تنش می‌ارزد شنیده ام. اما از اینها که بگذریم معنای ایده شان این بود که رئیس جمهور نیازی به ندارد. چرا که رئیس جمهور جوان بطور طبیعی نمی‌تواند دارای کارنامه باشد. اما امروز که همه فهمیده اند پادشاه‌شان لخت است، در شرایطی که تئوریسین های جریان انقلاب را خانه نشین کرده اند، چند تاکتیسین استخدام کرده اند و ایده کاندید را علم می‌کنند. اینها را نزنید. اینها همین جوری آویزانند. همین جوری دارند بین این و آن دست به دست می‌شوند. همان که آن کشاورز گفت: خودشان می‌دانند و سفره‌شان. @mohsenshamsi
‏چرا جلیلی؟ آنها که با انقلاب اسلامی مخالفند که بحث‌شان جداست و البته محترمند. اما به آنها که انقلاب اسلامی را با همه ایده ها و آرمان هایش پذیرفته اند میگویم اگر میانگینی از نزدیکی کاندیدای حاضر به آن شعارها بگیریم جلیلی با اختلاف از بقیه جلوتر است. ‎ 1 ‏اگر عدالت، آزادی و استقلال را به عنوان آرمانهای محوری انقلاب بپذیریم جدای از شوهای تهوع آور مناظرات جلیلی با اختلاف از بقیه جلوتر است. آنها که عدالت را بدون اعتقاد به آزادی حرف مفت می‌دانند درست می‌گویند اما مسئله مهمی در اینجا هست که آزادی در طول عدالت است یا در عرض آن؟ ‎ 2 ‏جلیلی در بستری رشد کرده که آزادی را در طول عدالت فهم می‌کند. یعنی معتقد است اگر حکومتی بتواند ابتدائا عدالت را در جامعه جاری کند، مناسبات جامعه تغییر می‌کند و آزادی حقیقی امکان اجتماعی شدن پیدا میکند. در فضای پیشاعدالت، آزادی نوعی اعتراض می‌آفریند که باب گفتگو را می‌بندد. ‎ 3 ‏از همین روست که جلیلی در کنش های فردیش با مخالفان با تساهل برخورد می‌کند اما در قالب حاکمیت در برخورد با مسئله آزادی ساکت است. اما آیا برای اثبات این مدعا نشانه ای هست؟ بله... جلیلی عدالت را مقدم بر امنیت و پیشران آن می‌داند. ‎ 4 ‏این یک نگاه مترقی است و با نگاه واپس‌گرایانه اصولگرایان تفاوت عمیق دارد. عدالت پیشران امنیت است، چون می‌تواند امکان آزادی آحاد جامعه را بدون استفاده از زور فراهم کند. توفیق حاکمیت در برقراری عدالت به او اعتماد به نفس میدهد و امکان گفتگو با جامعه را برای او فراهم میکند. ‎ 5 @mohsenshamsi
mohsenshamsi
راه و مرام سعید جلیلی سالها همین بوده. او ساده زیست است، به مردم نگاه از بالا به پایین ندارد و هرجا بوده و هست همان جا را مرکز عالم فرض کرده و به وظیفه اش عمل میکند. اما بحث مهم تر درباره این تصویر آن است که این منظره یک تصویر پوپولیستی معطوف به دوران انتخابات نیست. جلیلی هشت سال است که در دولت سایه همین مسیر را در پیش گرفته. او تقریبا در تمامی جلساتش این را می‌گوید و اعتقاد دارد که بدون شنیدن نظرات یک صنف یا قشر نمی‌توان مسائل آن را حل کرد. او به میدان نمی‌رود تا مسائل این کشاورز یا آن ماهی گیر را بصورت موردی حل کند که در حد بضاعتش این کار را هم کرده، اما مهم تر از آن نگاه کلان سعید جلیلی است که بخشی از آن از دل همین مصاحبت ها بیرون آمده. جلیلی مشکلات صنوف مختلف را می‌‌شنود اما الزاما راه حل های آنها را نمی‌پذیرد. در میدان مسائل را بررسی می‌کند و سپس با یک شناخت اولیه، رویکردش را به آن مسئله تنظیم و در نهایت مبنای تدوین طرح ها و برنامه هایش می‌کند. درواقع اینطور نبوده که کارگروه های دولت سایه برنامه ای به او تحویل بدهند و او صرفا زیر آنرا امضا کند. تا آنجا که من خبر دارم جلیلی با بررسی های اولیه که از نقطه نظرات عوامل مستقیم درگیر در امور مختلف از فعالان هر حوزه گرفته تا کارشناسان آن بخش بدست آورده، رویکرد مواجهه با مسائل آن حوزه را مشخص میکند و برحسب همان رویکرد برای زیرمجموعه اش کارویژه تعریف میکند. این رویکرد را می‌توان در یکایک حوزه های بررسی شده در دولت سایه مشاهده کرد. اگر سعید جلیلی برای حوزه سلامت کارویژه ای آماده کرده برای مثال ابتدا به سراغ شرکت های داروسازی یا سایر حوزه های سلامت رفته و حرفهای آنها را شنیده و پس از آن همانها یا نمایندگان‌شان را به جلسات دولت سایه دعوت کرده و در نهایت بر همین اساس رویکردهای کارگروه بخش سلامت را ابلاغ کرده. همین چرخه در سایر حوزه ها همچون بررسی مسائل شیلات یا کشاورزی و صنعت نیز تکرار شده. اگر جلیلی برای شیلات برنامه ای نوشته، ابتدا به کنگان رفته و مسائل آنرا از نزدیک مشاهده کرده، سپس به تهران بازگشته و نمایندگان صیادان و کارشناسان حوزه شیلات را به کارگروه شیلات دولت سایه دعوت کرده و نقطه نظرات آنها را شنیده و در پایان رویکردهای عدالت خواهانه در حوزه شیلات را جمع بندی و برای تدوین طرح و برنامه این حوزه در اختیار کارگروه مربوطه قرار داده. در بخش کشاورزی به آبدان و فتح المبین رفته و مسائل گوجه کاران آبدانی را از نزدیک دیده و سپس نمایندگان آنها و کارشناسان حوزه کشاورزی را به جلسات دولت سایه فراخوانده و از جمع بندی همان جلسات رویکردهای کارگروه بخش کشاورزی دولت سایه را برای تدوین برنامه ابلاغ کرده. بنابراین حضور جلیلی در چنین صحنه هایی علاوه بر همدلی و همدردی با مردم که بخشی از وظایف حاکمان است، بخشی از ساز و کاری است که منتهی به تدوین یک برنامه اجرایی می‌شود. @mohsenshamsi
علی... ما فردا یا که پس فردا را شاید نبینیم. اما تو شاهدی که ما برای آمدن فرزندت اگر دست و پا نزدیم اما در خلوت‌مان گریستیم. گریستیم و گریستیم و گریستیم. علی تو شاهد باش که هرچند رفتیم و آنکه و آنچه را که باید ندیدیم، اما برای آمدن او کوشیدیم. تو شاهد باش که هرچند از آرزوهای‌مان گذشتیم اما برای تحقق رویاهای فرزندان‌مان تلاش کردیم. تلاش کردیم ایرانی آباد و آزاد برای همه مردم ایران بسازیم. تلاش کردیم از حقوق تک تک مردم ایران دفاع کنیم و در برابر ظلم ظالمان و فساد فاسدان سکوت نکنیم. علی تو شاهد باش که ما نترسیدیم. نترسیدیم به چیزی متهم شویم که نیستیم. نترسیدیم و پای حقی ایستادیم. پای حقی ایستادیم که در قبال تحققش سهمی نمیخواستیم. تو شاهد باش که ما برای رضای خدای تو و برای رضای بنده خدای تو ایستادیم. شهادت بده که می‌توانستیم زندگی آرامی داشته باشیم، اما اشک مردمان سیستان و کوله بران کردستان و کارگران خوزستان نگذاشت که آرام بمانیم. تو شاهد باش که ما در امتداد عدالتی که از تو آموخته بودیم بدنبال پوسترهای رنگ و لعاب دار این و آن راه نیفتادیم. آنها صبح بنرهایشان را علم کردند و ما شب ها به کپرهای مردم در سیستان و بلوچستان سرکشی کردیم. می‌توانستیم اندوخته ای چنان برای خود ذخیره کنیم که ثروت و قدرت و منزلت‌مان را برای یک عمر تضمین کرده باشیم، اما دستان پینه بسته ای، دستان بچه ای، دستان فرو رفته ای در سطل زباله ای را دیدیم و از درد به خود پیچیدیم. از درد نمردیم، اما دق کردیم. و سرانجام به راهی رسیدیم. به آبی به امیدی به سایه ای رسیدیم. نیز به چاهی رسیدیم. تنها شدیم، اما رها نکردیم. با چاه درددل کردیم، اما راه تو و راه پیامبران قبل و امامان بعد از تو را رها نکردیم و به کمتر از گسترانیدن آرمان عدالت تو بر زمین راضی نشدیم. می‌توانستیم امیدمان را وانهیم و به یک زندگی بی دغدغه و آرام روی آوریم، اما نخواستیم. ما نگران بودیم، نگران انقلابی بودیم که برایش خون دل ها خورده بودیم. معترض بودیم اما امیدوار بودیم. ما می‌خواستیم امیدی باشیم برای مردمانی که به امید تحقق آرمان تو جان‌شان را، فرزندان‌شان را فدا کرده بودند، در خون‌شان غلتیده بودند اما ایستاده بودند. اوفتادیم اما برخاستیم، خسته شدیم و تشنه شدیم اما برخاستیم. ضمانت‌مان کن بجای مرگ در بسترمان، بجای مردن‌مان، در راه تحقق آرمان عدالتت شهید شویم. @mohsenshamsi
این کانال بروزرسانی نخواهد شد. میتوانید کانال را ترک کنید
‏از سال ۹۲ به این سو سیاست‌هایی در پیش گرفته‌ایم که نهایتا به جنگ ختم شده. بنابراین برای تغییر موازنه، امروز نیاز داریم هر مسیری که این سالها پیموده‌ایم را کنار بگذاریم و مسیر جدیدی در پیش بگیریم. پشت بلندگو گفتند اگر در سوریه و لبنان نجنگیم، باید در کرمانشاه و تهران بجنگیم. اما شوربختانه با سیاست‌های اشتباه در عمل سوریه و لبنان را رها کردند و طبق همان پیش‌بینی درست، اکنون در تهران و کرمانشاه می‌جنگیم. اکنون مشخص شده حضور و هزینه جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان چقدر درست بوده و سالها جان‌مان ایران را از بلایا دور نگه داشته بوده. آنچه موجب وضعیت امروز شده نه دو سه میلیارد دلار هزینه سالانه‌ای بوده که در سوریه و لبنان و فلسطین و یمن هزینه میشده، بلکه آن ۱۵۰ میلیارد دلار دیگری است که در داخل کشور هزینه می‌شود و با دست خودمان نابود می‌شود. حالا روشن شده اتفاقا تنها بخشی از بودجه که با قاطعیت می‌توان گفت بدرستی هزینه میشده، همان دو سه میلیارد دلاری بوده که در منطقه صرف امنیت‌مان میشده. حالا مشخص شده جمهوری اسلامی نه برای اهداف ایدئولوژیکش که برای حفظ گربه ایران، در لبنان و سوریه و عراق و یمن و غزه حضور داشته و نشانه‌اش همین که سالها حضورمان در این کشورها از جنگ جلوگیری کرده بود و اکنون در نبود و تضعیف این جبهه، جنگ به درون مرزهای‌مان کشیده شده. این واقعیت باید برای همه‌مان درس‌آموز باشد. باید بیشتر بیندیشیم و کمتر به دشمنان ایران‌مان، جانمان، روح و تن و وطن‌مان اعتماد کنیم. @mohsenshamsi
ظریف می‌گفت پزشکیان با ممانعت از اجرای وعده صادق ۳ ایران را از جنگ رهانید، اما وعده صادق ۳ اجرا نشد و امروز در میانه جنگیم. بارها گفته شد که آنچه دشمن را به عقب می‌راند، تهدیدزدایی است و نه تنش زدایی. باید تهدید را از بین برد تا تهدیدکننده از تهدیدش پشیمان و ناامید شود. اما وقتی شروع به تنش‌زدایی با دشمن می‌کنید، دشمن با ایجاد تنش‌های جدید در مولفه‌های قدرت شما، تلاش می‌کند یکی یکی آن مولفه‌های قدرت را از شما بگیرد. با تعطیلی هسته‌ای تنش‌زدایی می‌کنید، به سراغ ایجاد تنش در قدرت منطقه‌ای‌تان می‌رود. با تعطیلی برنامه منطقه‌ای تنش‌زدایی می‌کنید، به سراغ موشک‌هایتان خواهد رفت. اما اگر سیاست تهدیدزدایی را در پیش بگیرید، اگر شما را تهدید به حمله نظامی می‌کند، بمب هسته‌ای می‌سازید و تهدید را در نطفه خفه می‌کنید. همان‌گونه که سوخت ۲۰٪ را به ما نمی‌دانند و ایران خودش آنرا ساخت و تهدید را از بین برد و دشمن را به التماس برای مذاکره وادار کرد. همان‌طور که تلاش برای تحریم بنزین را با ساخت پتروپالایشگاه‌ها بی‌اثر کرد. کاش جمهوری اسلامی از اشتباهاتش درس بگیرد و به جای میدان دادن به غربگرایان در ایران، به اصلاحات واقعی که همان مبارزه با فساد سیستماتیک در نظام و ایجاد یک ساختار شایسته‌سالار است تن بدهد. جمهوری اسلامی باید بداند تنها راه بقایش تن دادن به اصلاحات واقعی است و نه فریب مردم با روی کار آوردن غربگرایان که منافعشان در ناکارآمدی جمهوری اسلامی است. @mohsenshamsi
می‌گفتیم در سوریه و لبنان می‌جنگند تا در کرمانشاه و تهران نجنگیم. اما می‌گفتند باید این پول‌ها را در تهران و کرمانشاه خرج کنیم. حالا هر پولی در تهران و کرمانشاه خرج شده دارد با یک تیر موشک به هوا می‌رود، چون دیگر در سوریه و لبنان نمی‌جنگیم. این پیامی برای راننده تاکسی‌هایی است که در لباس‌های مختلف از معلم تا مهندس تا بازاری و استاد دانشگاه در گروه‌های شبکه‌های اجتماعی کارشناسی عمیق می‌کردند. @mohsenshamsi
اصلاح‌طلبان سالها با تلاش برای تضعیف مولفه‌های قدرت ایران در انتخابات پیروز می‌شدند. کمپین انتخاباتی‌شان همیشه علیه حضور منطقه‌ای، توان موشکی و هسته‌ای ایران بود. پزشکیان مقصر تحریم‌ها را ایران می‌دانست و میگفت باید تسلیم شویم. در برجام توان هسته‌ای ایران را محدود کردند و هدف‌شان نابودی کامل آن بود. هاشمی رفسنجانی گفت دنیای آینده دنیای گفتمان‌هاست و نه موشک‌ها و پیشرفت آلمان و ژاپن را به تعطیلی نیروی نظامی‌شان مرتبط می‌دانست. اصلاح‌طلبان هم همین نگاه را در جامعه پمپاژ می‌کردند. برجام را امضا کرده بودند تا چرخ زندگی مردم در کنار چرخ سانتریفیوژها بچرخد، اما پس از خروج آمریکا از برجام نه چرخ سانتریفیوژها می‌چرخید و نه چرخ زندگی مردم. درحالی که دولت رئیسی با تمام انتقاداتی که به آن وارد است تلاش کرد قدرت هسته‌ای و منطقه‌ای ایران را بازسازی کند، اما حادثه شهادت رئیسی میخی بر تابوت بازدارندگی ایران بود. در دورانی که بیش از هر چیز به تولید قدرت نیاز داشتیم، پزشکیان با شعار نابودی سایر مولفه‌های قدرت‌مان بر سر کار آمد و ایران را از منطقه بیرون کشید تا سوریه و حماس و حزب‌الله را هم از دست بدهیم. با افتخار گفتند پزشکیان در مقابل تندروها ایستاده و با ممانعت از اجرای وعده صادق ۳ ایران را از ورود به جنگ نجات داده، اما او ایران را به سمت جنگ هل داده بود. حالا آنقدر عقب‌نشینی کرده بودیم که عقب‌نشینی بیشتر به معنای نابودی ایران و جمهوری اسلامی بود و راهی نداشتیم جز اینکه بین دوگانه «نابودی قطعی/جنگ»، دومی را انتخاب کنیم. اگر هسته‌ای را واگذار می‌کردیم نابودی‌مان قطعی بود، اما جنگ با تمام خساراتش می‌توانست ما را نگه دارد. بنابراین به ناچار در مقابل خواسته ترامپ مبنی بر نابودی کامل هسته‌ای ایستادیم ‌و جنگ را برگزیدیم. می‌توانستیم با هزینه‌ای بسیار کمتر و بدون جنگ پیروز شویم، اما حالا باید برای این هدف هزینه‌ای سنگین‌تر بدهیم. ایستادگی می‌کنیم و به لطف خدا پیروز می‌شویم، اما کاش از تجربه گذشته درس بگیریم. @mohsenshamsi
ظریف گفته «گروسی باید برای همدستی‌اش در مرگ بی‌گناهان در ایران که ناشی از تجاوز اسرائیل با استفاده از گزارشش به‌عنوان بهانه بوده، محاکمه شود.» عامدانه می‌خواهند همدستی آژانس انرژی اتمی با اسرائیل را به اقدامات شخصی رئیس آن تقلیل بدهند تا پس از آرام شدن اوضاع، آژانس را تبرئه کنند. @mohsenshamsi
حضور منطقه‌ای‌مان کمک می‌کرد تا بین دوگانه «حضور منطقه‌ای/جنگ» یکی را انتخاب کنیم و امروز در غیاب آن ناچاریم بین دوگانه «نابودی/جنگ» یکی را برگزینیم. @mohsenshamsi