eitaa logo
Mojab
122 دنبال‌کننده
24 عکس
13 ویدیو
0 فایل
اینجا هر آنچه می پسندم می گذارم
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید شهادت را به چنگ می آورد حتی در دوره سکوت نبرد نظامی سفر بخیر خادم بی ریا
🔻فرسایش نامتقارن» به جای «رویارویی مستقیم»🔻 ایران بعد از تثبیت قدرت نظامی خود در میدان ، و پرهیز از تک بعدی نگاه کردن به این جنگ ترکیبی پیکان نبرد را به سمت محور آسیب پذیر دشمن چرخاند. نوک پیکان جنگ ما با آمریکا، اقتصادی است و نبرد نظامی، امنیتی‌ ،اطلاعاتی و رسانه‌ پشت این جبهه آرایش گرفته‌اند. فهم این لایه‌بندی، منطقِ تصمیم جمهوری اسلامی برای پذیرش یک دوره سکوت در نبرد نظامی آن هم بعد از ۳۰ روز التماس دشمن را روشن می‌کند؛ توقفی که در هر صورت به سود ما تمام شده است. اگر دشمن – به فرض محال – ده شرط ما را می‌پذیرفت، جنگ به سرانجام می‌رسید و حقوق خود را یک‌جا احصا می‌کردیم. اکنون که نپذیرفته، نبرد اقتصادی ما همچنان پابرجاست و «تنگه» برگِ غیرقابل پیش‌بینی ما در این بازی بود؛ ورقی که در بخش اقتصادی این نبرد، حدود دو ماه دیگر اثر اصلی خود را می‌گذارد و به تعبیری، فنرش آزاد می‌شود. منطق این نبرد به تو می‌گوید: اگر بتوانی آسیب زیرساختی و جانی به کشور و محور مقاومت را به کمترین حد برسانی، ذخیره‌های موشکی خود را حفظ کنی و هم‌زمان جنگ اقتصادی را در بالاترین حد خود تا رسیدن به نقطه صفر دشمن تداوم ببخشی، بهترین کار را کرده‌ای. ایران در واقع زمین بازی را عوض کرده است نبرد را از جایی که دشمن آماده نبرد است (خلیج فارس و آسمان باز) به جایی برده که دشمن در آن آسیب‌پذیرتر است (اقتصاد جهانی، زنجیره تأمین انرژی و بازارهای مالی). تداوم جنگ اقتصادی، «جنگ با ساعت» است؛ یعنی کشاندن دشمن به باتلاقی که در آن، نه تنها گلوله‌هایش کاری نیست، بلکه هر روز تورم و بحران عرضه در غرب و جهان ، متحدانش را دچار تزلزل می‌کند. این همان «دفاع فعال اقتصادی» است که فنر آن دو ماه دیگر، وقتی بازارها با کمبود پیش‌بینی‌شده روبه‌رو می‌شوند، آزاد خواهد شد. تنگه» ، نسخه امروزی همان سلاح است؛ برگ برنده‌ای خاموش و غیرقابل رهگیری که دو ماه بعد، وقتی کشتی‌ها مسیرشان را تغییر دهند و کرایه‌های حمل‌ونقل سر به فلک بکشد، تازه قدرت واقعی خود را نشان می‌دهد.در حالی ست که اقتصاد دشمن را به «ساعت صفر» می‌رسانیم. این، هنر جنگیدن بدون شلیک است، درست زمانی که دشمن انتظار شلیک را می‌کشد. فردا که مرحله بعدی رویارویی نظامی آغاز می شود کارتهای بعدی جنگ اقتصادی چه با تنگه هرمز چه با ابزار دیگر، قابلیت فعال سازی دارند که هزینه دشمن را در چند عرصه به صورت تصاعدی بالا ببرد. @mojab13
🖼 کنایهٔ قالیباف به ترامپ: چه کسی کارت‌هایش تمام شده! کارت‌های طرف عرضه [ایران]: 🔸تنگهٔ هرمز (تا حدودی بازی‌ شده است) 🔸تنگهٔ باب المندب (هنوز بازی نشده است) 🔸خطوط لولهٔ نفت (هنوز بازی نشده است) کارت‌های طرف تقاضا [آمریکا]: 🔹تزریق ذخایر استراتژیک نفت برای مدیریت بازار (بازی کرده‌اند) 🔹مدیریت مصرف و کاهش تقاضای نفت (تا حدودی بازی کرده‌اند) 🔹و حالا انتظار منفعلانه برای افزایش قیمت‌ها. 🔹به این فهرست باید افزایش تقاضای انرژی برای تعطیلات تابستانی در آمریکا را هم اضافه کنید، مگر بخواهند آن را در آمریکا لغو کنند!
Mojab
🖼 کنایهٔ قالیباف به ترامپ: چه کسی کارت‌هایش تمام شده! کارت‌های طرف عرضه [ایران]: 🔸تنگهٔ هرمز (تا ح
مورد گشودن جبهه های دیگری که دشمن در آن تجربه ی ناچیزی دارد و بشدت در آن آسیب پذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعال سازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای ۲۱ اسفند۱۴۰۴
امام خمینی(ره): من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می‌کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابلِ( دین ما) بایستند، ما در مقابل همه (دنیای) آنان خواهیم ... واین روزها وعده آن امام صادق در حال تحقق است @mojab13
🔻ليَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيّنَةٍ و يَحيى مَن حَيَّ عَن بَيّنَةٍ ( در باب تفرقه و جهالت) جدا از بحث‌های منطقی که کرده‌ایم و باز هم خواهیم کرد به امید خدا، این یک بحث معنوی است (ولو از حد بنده خیلی بزرگتر) : « .‌.. يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ ۖ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ ۗ ...» (مائده-۱۹) هر شهیدی اتمام حجت خدا با گروهی است، اما خدا در نهم اسفند ۱۴۰۴ با شهادت عظیم رهبر عظیم‌الشأن ایران با همهٔ مردم ایران و جهان اتمام حجت کرد. صدای سرخ خون مقدس او به همه جای عالم رسید. هر انسانی که اندکی صاحب وجدان و انصاف و خرد بوده‌باشد، هم زیبایی و ‌عظمت شهادت این مرد را دید و تاحدی درک کرد، هم در درون خود این فرصت را یافت ببیند چقدر با او فاصلهٔ وجودی دارد. بعد از این خون بزرگ دیگر کسی در این روزگار بهانهٔ «خب نمی‌دونستم» و «حواسم نبود» و «دیدگاهم فرق داشت» و ... را دست‌کم در امور سیاسی اجتماعی ندارد. اما داشتم فکر می‌کردم خدا برای یک گروه دیگر یک اتمام حجت دیگر هم فرستاد. چه گروهی؟ برای همین بی‌صبرها و هیجانی‌های عموما تندرو و بعضاً تفرقه‌طلب. چرا؟ چون بین این جماعت آدم‌های خیلی زیادی بودند که واقعاً اهل ایمان بودند و از شدت سادگی (در برابر پیچیدگی مسائل روزگار) دچار ظاهربینی، تعصب و خامی شده بودند. یعنی خباثت و خیانتی یا بر خلاف بعضی مشاهیرشان حتی طلب قدرت و ریاستی در دل خیلی از ایشان نبود؛ اما بالاخره عمیق فکرنکردن و دقیق مطالعه‌نکردن باعث شد ویروسِ این جهالت و اشتباه مبنایی فکری عظیم (یعنی بدبینی به دوستان، یعنی بی‌صبری و ندیدن ظواهر پنهان امور، یعنی بهانه‌گیری‌های بنی اسرائیلی به اسم مطالبه‌گری، یعنی دنبال وضعیت‌های خیالی بی‌نقص و با خلوص محض بودن، یعنی از دیگران آرمان‌خواهی صددرصد طلب‌کردن و از خود به ادعا و دعوا راضی‌بودن و...) در ذهن‌شان بنشیند و جا هم خوش کند. ویروسی که بارها (مثلا به‌ویژه در دیدار دانشجویان) ناراحتی و تذکر رهبر شهید را برانگیخت، اما باز هم ادامه پیدا کرد. اما آن اتمام حجت آخر و ویژه چه بود؟ آن اتمام حجت پس از توضیحات و تذکرهای مداوم رهبر شهید و‌ آن اتمام حجت پس از شهادت عظیم و جهان‌گیر رهبر ایران چه بود؟ آن واپسین اتمام حجت، شهادت بندهٔ خدا علی لاریجانی بود. این آخرین اتمام حجت قطعی خداوند با این گروه به نظر می‌رسد. که خیلی‌هایشان هم بیدار شدند، یا حداقل تکان خوردند، «چه شد که ما هنوز هستیم و او شهید شد»؟ «چه شد که او قبل از فلانی که مقدس‌ترش می‌پنداشتیم توانست پرواز کند و به منزل برسد»؟ «مگر خائن‌ها هم شهید می‌شوند»؟ البته که خیلی از دل‌ها هم تکانی نخوردند و پوسته‌ای دیگر از توجیهی تازه پیرامونشان را فراگرفت؛ «فهی کالحجارة او أشد قسوة». 🖌حسن صنوبری [ ادامه 👇🏼] @mojab13
🔻ليَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيّنَةٍ و يَحيى مَن حَيَّ عَن بَيّنَةٍ (در باب تفرقه و جهالت) [صفحه ۲/۲] به گذشته برگردیم؛ قالیباف و لاریجانی خیلی به هم شبیه بودند در وضع سیاسی، و در وضع نفرت و تهمت‌پراکنی این جماعت علیه‌شان و در وضع یاری ولی و مورد اتکا و احترام ویژهٔ او بودن‌ (در مورد هر دو رهبر)؛ با این تفاوت که پایگاه قالیباف در میان مذهبی‌ها قوی‌تر بود. البته همواره حجم آتش روی قالیباف بیشتر بوده به دلایلی، ولی نوع آتش! درمورد او ملایم‌تر بود به نسبت لاریجانی. قالیباف اگر در نظر اینان خائن و سازشکار بود، لاریجانی سوپرخائن و فراسازشکار بود. اینکه بین این دو، خدای مهربان اول لاریجانی را نامزد شهادت و دیدار خود کرد، جدا از طی مسیر سلوک درونی او که حتما او را به نقطهٔ اوج و پرواز رسانده،‌ شاید رحمت خداوندی بود برای همین اتمام حجت با این گروه و همهٔ ما. چون خدا اگر قالیباف یا کسی چون او را برده بود و لاریجانی را نگاه داشته بود، به احتمال زیاد این تعلیق و تکان‌خوردن شدید و این ضربهٔ روحی رهایی‌بخش را با خود نداشت. ولی خدا با بردن لاریجانی برای دایرهٔ وسیعی از خودحق‌پنداران از بنده گرفته تا همهٔ این جماعت تا جماعات دیگر تذکر و پیغامی صریح و روشن فرستاد. امروز اگر کسی، باز درش روی همان پاشنه بچرخد، یعنی بعد از شهادت لاریجانی باز همین بازی را سر قالیباف (و امثال قالیباف و دیگر کسانی برای حفظ کشور جان را سر دست گرفته‌اند) دربیاورد، جدا از اینکه قانون هستی و پاسخ حتمی جهالت خون است،‌ جدا از سلب نعمت در این دنیا طبق قواعد هستی (لئن کفرتم)، جان‌به‌دربردن از آتش هم خیلی سخت و بعید به نظر می‌رسد. حتی اگر از کسانی هستید که هنوز متوجه نشدید این مذاکره در معنا و اساس هیچ شباهت و ربطی به مذاکرات هسته‌ای و سیاسی ندارد، که این مذاکره از نوع بده‌بستان برای رفع مشکلات اقتصادی نیست که در شأن دولت‌ها بود، که این مذاکرهٔ جنگ است و یعنی خود جنگ است! و حرام که هیچ، واجب دینی و عقلی است و از شئون فرماندهٔ کل قواست، دست‌کم به این توجه کنید: قالیباف اگر‌ امروز به عنوان فرماندهٔ مذاکرات به میدان رفته در قالب دولت و وزارت خارجه که نرفته، نه وزیر خارجه است نه کارمند وزارت خارجه، نه حتی دبیر شورای امنیت، پس حضور او دل‌بخواهی و‌ خودبخواهی و واجد منفعت سیاسی و‌ حزبی نیست، این یک معنی بیشتر ندارد، جدا از صلاحیت‌های فردی و‌ مدیریتی و جنگی‌اش، جدا از مسئولیتش به عنوان ریاست قوهٔ مقننه، یعنی در میان تمام گزینه‌های موجود (و هنوز به شهادت نرسیده!) اعتقاد و اعتماد رهبر ایران در این امر مهم به او بیش از دیگران بوده. پس اگر او را هم با جهالت به شهادت بدهید و بدهیم، سیلی‌اش دو برابر خواهد بود. البته که «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». این شما، این خون لاریجانی و این حیات ابدی ما و شما. 🖌حسن صنوبری @mojab13
🔻سرسلسلهٔ مخالفت با ولی، در جنگ و صلح ( در باب تفرقه و جهالت) عُمَر بن خطاب، پیش از آنکه توافق‌نامۀ صلح حدیبیه به‌سرانجام برسد، با خشم به محضر پیامبر اسلام شرفیاب شد و گفت: «يا رسول الله ألست نبي الله» (ای فرستادۀ خدا! آیا تو واقعا پیامبر خدا هستی؟!) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «قال: ألسنا علي الحق و عدونا علي الباطل» (گفت: نه آیا ما بر حقیم و دشمن ما [مسلمانان] باطل؟) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «فقال: أليس قتْلانا في الجنة و قتلاهم في النّار» (عمر‌ پرسید: آیا کشتگان ما در بهشت و کشتگان آنان در جهنم نیستند؟) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «قال: فلم نعْطي الدّنيّة في ديننا؟! أنرجع و لمّا يحكم اللّه بيننا و بينهم؟» (عمر پرسید: پس چرا [با این مذاکره و پذیرفتن چنین صلحی] ذلت را در دین خود آوردیم؟! آیا می‌خواهی پیش از اینکه [با مبارزه] خدا بین ما و ایشان داوری کند دوباره به مدینه برگردیم؟!) فقال: «يا ابن الخطّاب! إنّي رسول اللّه، و لنْ يضيعني اللّه أبدا» (پس پیامبر فرمود: ای فرزند خطاب! من فرستادۀ خداوندم و خداوند هرگز مرا ذلیل نخواهد کرد!) {طبق روایتِ خود عمر به جای جملۀ اخیر گفتگو اینگونه ادامه پیدا کرده:} «إذاً قال: إني رسول الله و لست أعصيه و هو ناصري» (آنگاه پیامبر فرمود: من فرستادۀ خدا هستم و هرگز از او نافرمانی نکرده‌ام و او مرا یاری خواهد کرد) «قلت: أولست كنت تحدثنا أنا سنأتي البيت فنطوف حقا» (عمر باز می‌گوید: مگر تو نگفته بودی به مکه وارد خواهم شد و دور کعبه طواف می‌کنیم؟) «قال: بلي أفأخبرتك أنك تأتيه العام» (پیامبر فرمودند: بله، اما آیا من گفته بودم همین امسال این اتفاق خواهد افتاد؟) «قلت: لا» (عمر‌ گفت نه) ... خلیفۀ دوم اهل سنت بعد از این گفتگوی چالشی با پیامبر خدا باز هم راضی نمی‌شود، خود می‌گوید نزد جناب ابوبکر می‌رود و او تاحدی راضی‌اش می‌کند. این ماجرا را شیعه، سنی و خود جناب عمر نقل کرده‌اند. خلیفۀ دوم گفته در هیچ زمانی به اندازۀ موضوع صلح حدیبیه در پیامبری رسول خدا (ص) شک نکرده‌ام! و گفته اگر همفکران زیادی داشتم قطعا زیر صلح می‌زدیم و از اسلام هم خارج می‌شدیم! و البته منابع روایی به ما می‌گویند اینگونه نبوده که عمر همفکر نداشته، ولی هیچکس مانند او نبوده. مسلمانان پس از بیعت شجره با پیامبر، در آستانۀ نبرد با مشرکان بودند و بنا به شرایط سختی که داشتند دیگر از نظر ذهنی خود را سلحشورانه آمادهٔ شهادت کرده بودند؛ در این بین، مذاکرات بین فرستادگان پیامبر و دشمنان شروع شد و خبرش باعث تعجب بسیاری می‌شود. در ادامه بسیاری با شنیدن خبر توافق در شوک و سرخوردگی و خشم بوده‌اند. روایتی دیده‌ بودم مبنی بر اینکه پیامبر پس از این ماجرا دستور به حلق و نحر می‌دهد و هیچکس از جای برنمی‌خیزد! پیامبر سه بار دستور را تکرار می‌کنند و باز عمل نمی‌کنند تا ایشان خود با ناراحتی اقدام به حلق (تراشیدن مو) و نحر (قربانی شتر خود) می‌کنند و بعد تازه افراد دل به کار می‌دهند. (در این روایت عبرت تلخی‌ست: باز تقدم قربانی حج بهتر از تقدم قربانی خود ولی است، تا امتی بیدار شود!) این درحالیست که خداوند پس از همین صلح حدیبیه سورهٔ فتح را نازل کرد و پس از همین صلح مسلمانان در روند پیروزی‌ها قرار گرفتند. وقتی تاریخ اسلام را می‌خوانیم می‌بینیم در همان زمان حکومت پیامبر و امامان (ع) (از نبی اکرم تا امام حسن مجتبی) به جز دشمن بیرونی، گروهی در داخل امت اسلامی با تصمیمات و تدابیر ولی خدا مخالفت می‌کردند و مدام از ولی می‌خواستند اقناعشان کند! این جماعت را به دو دستۀ کلی می‌شود تقسیم کرد: گروه اول که از نظر کمّی زیادتر بودند جاهلان بودند؛ کسانی که دقیق فکر نمی‌کردند، هیجانی و احساساتی بودند، به راحتی فریب می‌خوردند و تحت تأثیر قرار می‌گرفتند، در عین حال بسیار به رای و نظر و فکر خود اعتماد و اعتقاد داشتند. بخش زیادی از این گروه در زمان پیامبر در بین امت بودند با همه اذیت‌ها ولی در زمان امام علی (ع) جزو خوارج شدند و در نهروان روی امیرمومنان شمشیر کشیدند؛ بخشی دیگر بین نحله‌های مختلف سیاسی درون امت اسلام همواره در رفت و آمد بودند (یک‌روز چپ بودند و یک‌روز راست!) و گروهی از ایشان علی‌رغم اشتباهات بسیار سرانجام عاقبت به خیر شدند. اما دستۀ دوم منافقان بودند. منافقان شاید از نظر جمعیت به نسبت جاهلان کمتر بودند ولی از نظر میزان تأثیرگذاری و قدرت قوی‌تر بودند. منافقان کسانی بودند که هیچ اعتقاد راسخ درونی به اسلام نداشتند اما نه‌تنها ظاهرشان عین مسلمانان بود بلکه گاهی در این ظواهر اغراق می‌کردند و بلکه خود را مسلمان‌تر از دیگران می‌نمایاندند که راحت‌تر بتوانند جاهلان و ظاهربینان را مدیریت کنند. نکتهٔ مهم این است که اکثریت مدعیانی که همواره منتقد کاهلی ولی خدا! در جهاد بودند اتفاقاً خودشان حضور چندان موثری در بخش جهاد نداشتند! 🖌حسن صنوبری @mojab13
حقیقتا حسن صنوبری این روز ها طوری می نویسه و حق می گه که احساس می کنم هر چی که می گه رو باید فروارد کنم اینجا. خودتون برید عضو کانالش بشید با همین نشانی: @FihMaFih
اینطور که از شرایط مشخص است محاصره و فشار اقتصادی + فعال کردن گسل ها و اختلافات داخلی در دستور کار دشمن است باید آماده شویم و مردم را هم باید آماده کنیم باید مواسات، صرفه جویی را در تجمعاتمان ترویج کنیم و مردم را از برنامه دشمن برای التهاب آفرینی در بازار آگاه نماییم. @mojab13
از نیروگاه رامین تا پل سفید اهواز؛ روایت دو حماسه مردمی در برابر اولتیماتوم‌های دشمن
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻زنجیره های انسانی که در سایه بمب‌ها و تهدید ها، حماسه آفرید🔻 در اولین اولتیماتوم ترامپ بود که دشمن تهدید کرد نیروگاه‌های ایران را هدف قرار دهد. اما مردم شجاع خوزستان پیش از آنکه بمبی فرود آید، دست در دست هم دادند و جلوی نیروگاه رامین اهواز، اولین زنجیره انسانی را تشکیل دادند. آن روز، دشمن از غیرت و ایستادگی جمهوری اسلامی و مردم عقب‌نشست. اما قصه به اینجا ختم نشد. بعد از اولتیماتوم آخر و تهدید ترامپ برای هدف قرار دادن و انفجار پل‌ها، باز هم دانشجویان اهوازی میدان‌دار شدند. آنها تصمیم گرفتند روی یکی از پل‌های مهم اهواز زنجیره انسانی تشکیل بدهند. یک ساعت مانده به ساعت اعلام شده، دشمن آمریکایی-صهیونی اقدام به بمباران برخی پل‌های کشور کرد. با این حال، آنها ماندند و مردم نترس و شجاع اهواز چنان حضور چشم‌گیری در این زنجیره پیدا کردند که تا ساعتی بعد، خبر اول رسانه‌های جهان شدند. مردم دنیا از این شجاعت شگفت‌زده و به وجد آمدند. رئیس‌جمهور جنایت‌کار آمریکا ساعتی بعد، یادداشتی علیه این اقدام منتشر کرد. پایش مجازی اینستاگرام نشان می‌دهد که ویدیو و عکس‌های این اقدام فقط در این پلتفرم بیش از ۸۵ میلیون بازدید داشته است. این حرکت، یکی از تأثیرگذارترین عملیات‌های رسانه‌ای مردم ایران در جنگ تحمیلی سوم بود. امید مدحج، هنرمند خوزستانی، این رویداد تاریخی را در قالب انیمیشن بازسازی کرده است. انیمه جان بر کف؛ بازسازی تصاویر تجمع مردم اهواز روی پل سفید پس از تهدیدات ترامپ @mojab13