eitaa logo
🏴مجاهدون"mojahedon"🏴
186 دنبال‌کننده
957 عکس
1.2هزار ویدیو
4 فایل
﷽ شروعمون :۱۴۰۴/۰۴/۱۹ پایانمون: ان شاءالله شهادت ❤️‍🩹 کپی ؟!با ۵صلوات واسه بابا مهدی ولی از روزمرگی ها و پست شخصی نه شنوای حرفاتون هستم 🌷 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_q1amqpd&btn=مجاهدون"mojahedon"
مشاهده در ایتا
دانلود
. اومد‌جلوی‌خیمه‌ها . . دید‌یه‌دختر‌بچه‌بدو‌بدو‌داره‌میاد‌سمتش : عمو ، میشه‌بری‌آب‌بیاری ؟ داداش‌علی‌اصغرم‌‌حتی‌نای‌گریه‌کردن‌نداره ! : ) .
. عمو‌ببین‌رقیه‌رو .. از‌تشنگی‌نایِ‌راه‌رفتن‌نداره ، تشنه‌است‌عمو ؛ اهل‌حرم‌آب‌ندارن ، آب‌می‌خوان .. .
. مشک‌و‌از‌دست‌سکینه‌گرفت .. آروم‌سرشو‌نوازش‌کرد : برو‌توخیمه‌عموجان ، میرم‌براتون‌آب‌میارم ؛ مگه‌عباس‌مرده‌که‌اهل‌حرم‌چیزی‌بخوان و‌براشون‌مهیا‌نشه ؟ : ) .
. مشک‌و‌برداشت‌و‌رفت ، به‌بخشی‌از‌فرات‌رسید .. بهش‌می‌گفتن : - علقمه ' آروم‌از‌اسب‌اومدپائین‌و‌مشک‌و‌برداشت ؛ به‌سمت‌نهرراه‌افتاد .. .
منم مداحم ی چی بگم؟
. نشست ، مشک‌و‌پر‌کرد .. دستاشو‌پر‌آب‌کرد ؛ گلوش‌خشک‌بود .. تشنه‌بود ، خسته‌بود ، خیلی‌وقت‌بود‌که آب‌نخورده‌بود ! دست‌پر‌از‌آب‌و به‌سمت‌لب‌های‌ترک‌خورده‌اش‌برد ؛ اما .. .
. لحظه‌ای‌به‌خودش‌نهیب‌زد : عباس ؟ وای‌بر‌تو ! حسین‌تشنه‌باشه .. اهل‌بیت‌حسین‌تشنه‌باشن .. تو‌سیراب‌باشی ؟ اینه‌رسم‌وفاداری ؟ .
. آب‌علقمه‌‌از‌دستای‌عباس‌جاری‌شدن و‌دوباره‌به‌همون‌رود‌ریختن ، با‌خودش‌زمزمه‌می‌کرد : حسین‌‌اهل‌بیتش‌سیراب‌بشن ، بعدش‌عباس ! : ) .
. مشک‌و‌برداشت‌و‌بلندشد‌اما‌واویلا ، دور‌تا‌دورشو‌گرفتن ؛ بهش‌حمله‌کردن .. و‌بعدش‌ عباس‌من ، کو‌دست‌هایت 💔 ؟ : ) .
. مشک‌و‌به‌دهن‌گرفت .. همه‌ی‌امیدش‌این‌بود ؛ دستات ؟ عیب‌نداره‌عباس ، اهل‌بیت‌حسین‌تشنه‌ان .. نکنه‌نا‌امید‌بشی💔 ! .