مجردان انقلابی
*🍀﷽🍀 رمـان #نــگـــــاهخـــــــــــدا 👀🕋 #پارت۶۲ 📜 بهش پیام دادم سلام،اگه میشه فردا بیام دنبال
*🍀﷽🍀
رمـان #نــگـــــاهخـــــــــــدا 👀🕋
#پارت۶۳ 📜
خندم گرفت از این حرفش
پسره دیونه مثل بچه کوچیکا رفتار میکنه
رسیدیم دانشگاه پیاده شدیم
- امیر آقا
امیر: بله
- من کلاسم تمام شد تو کافه منتظرتون میمونم بیاین با هم بریم خونه ما
امیر : باشه چشم
تو راهرو از همدیگه جدا شدیم و رفتیم کلاسمون
اینقدر ازدواجمون زود و سریع شد کسی باخبر نشده بود که من و امیر ازدواج کردیم
رفتم داخل کلاس میز جلونشستم ،یاسری هم ته کلاس بود
بادیدنم وسیله هاشو جمع کرد اومد جلو هم ردیف من نشست
واییی باز شروع شد
همین لحظه استاد وارد کلاس شد
تا آخر کلاس یاسری چشمش به حلقه روی دستم بود و دستاشو مشت میکرد
عصبانتیتش از چهره اش پیدا بود اما دلیلشو نمیدونستم
کلاسام که تمام شد رفتم داخل کافه منتظر امیر شدم
رفتم یه کیک خریدم با نسکافه یه میز خالی پیدا کردم رفتم نشستم
یه دفعه یکی مثل عزرائیل اومد نشست
یاسری بود ،میترسیدم بلند شم باز آبرو ریزی کنه
یاسری : مخه کیو زدی؟
- یعنی چی؟
( به حلقه دستم اشاره کرد) : کی تونسته بره مخ حاجیتو بزنه
- به شما هیچ ربطی نداره
بلند شدمو و از کافه رفتم بیرون از پشت صداشو بلند کردو گفت: هوووو دختر باتو ام
عصبانی شدم و برگشتم سمتش:
هوووی بابا ننه تن که وقت نزاشتن بهت تربیت کردن یاد بدن
دستشو بلند کرد بزنه منو که یکی پشت دستشو گرفت امیر بود
امیر: شما به چه حقی با ناموس دیگران اینجوری حرف میزنی
یاسری : برو بابا پی کارت تو چیکاره شی که زر میزنی
امیر: من همه کاره شم ،زنمه ،دفعه آخرت باشه جلوش افتابی شدیاا*
✍🏻فــــاطـــــمــه.ب
@mojaradan
*🍀﷽🍀
رمـان #نــگـــــاهخـــــــــــدا 👀🕋
#پارت۶۴ 📜
چند تا از بچه های حراست اومدن سمتمون : چیزی شده امیر طاها
امیر : نه دادش حل شد
یاسری هیچی نگفت
( امیر دستمو گرفت و رفتیم از دانشگاه بیرون)
سوار ماشین شدیم،هیچی نگفتم
توراه بودیم نمیدونستم کجا برم ،خونه برم یا خونه امیر
امیر: اگه میشه بریم بهشت زهرا
- چشم
رسیدیم بهشت زهرا امیر جلو تر میرفت منم پشت سرش تا رسیدیم سر خاک مامان ( این اینجارو از کجا بلد بود؟)
بعد که فاتحه خوند
امیر: میرم سمت گلزار و بر میگردم
منم چیزی نگفتم نشستم کنار سنگ قبر مادرمو سرمو گذاشتم روی سنگ
مامان جون میشه بغلم کنی، میشه ارومم کنی، حالم خرابه خرابه، البته نه از اون خرابهای قبلیاااا ،خرابیش جدیده
دیدی دامادتو ،نمیدونم چرا کنارش احساس آرامش میکنم، نمیدونم چرا تو دانشگاه اومد جلو به همه گفت این زنمه احساس خوشبختی کردم ،کمکم کن مامان ،کمکم کن درست تصمیم بگیرم
بلند شدمو رفتم سمت گلزار دیدم رفته کنار همون شهید گمنام نشسته قرآن میخونه
رفتم نزدیک شدم کنارش نشستم
لحن خوندن قرآنش خیلی قشنگ بود
امیر :ببخشید که تو دانشگاه دستتونو گرفتم ،مجبور بودم اینکارو کنم
- دستشو گرفتم و باخنده گفتم ،من زنتم دیگه پس میخواستی دسته کیو بگیری
سرشو بالا گرفت و تو چشمام نگاه کرد
واییی چه چشمای قشنگی داشت هیچ وقت اینجوری بهش نگاه نکرده بودم چشمای کشیده و عسلی رنگ با یه ته ریش کم خیلی قشنگ بود
بعد سرشو برد پایین
خندم گرفت
- ببخشید امیر آقا ،،شما اینقدر سرتون پایینه ،چشماتون سیاهی نمیره
امیر: ( خندید) بریم؟
- کجا بریم؟
امیر: دست بوسه حاجی
- عع باشه بریم
بلند شدیمو رفتیم تا برسیم دم ماشین دستشو گرفتم تو دستام ،یه نگاهی به من کردو باز سرشو پایین انداخت ( اه پسرم اینقدر خجالتی )
رسیدیم خونه دیگه ساعت ۹ شب شده بود .بابا هم خونه بود
مریم جونم اومد دم در : سلام خوش اومدین امیر آقا
امیر : خیلی ممنون ببخشید مزاحمتون شدم
بابا و امیر باهم دیگه احوالپرسی کردن و نشستن رو مبل
منم رفتم تو اتاقم لباسمو عوض کردم
یه بلوز صورتی و شلوار کتان سفید پوشیدم موهامو هم گیس کردم ،به خودم گفتم محرمیم دیگه ،تازه امیر اینقدر سر به زیره فک نکنم اصلا نگام کنه خندم گرفت
رفتم پایین امیر اصلا متوجه من نشد
رفتم آشپز خونه به مریم جون کمک کردم
- ببخشید مریم جون دست تنها بودین خسته شدین
مریم : نه عزیزم تا باشه از این خستگیااا
- امیر حسین کجاست؟
مریم : بابا بزرگش اومد دنبالش بردش گفت یه هفته دیگه میارمش
- چه خوب
میزو چیدیم ،،مریم جون بابا و امیر و صدا زد اومدن سر میز*
✍🏻فــــاطـــــمــه.ب
ادامـــــــه. دارد.....
@mojaradan
6507348764.mp3
524.3K
#کنترل_شهوت
#بخش_دوم
چشم...
مهمترین و موثرترین ورودی نفس،
برای تحریکات و افزایش تمایلات جنسی است.
ارتباط میان چشم، و تمایلات جنسی رو بشناسیم، و مدیریت کنیم.
#استاد_شجاعی 🎤
@mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شب جمعه است
و
دلم
تنگ نگاهی شده که
هر از گاهی
اربعین
مرا دعوت
میکند....
#حسینآرامجانم🌱
#شبتون_حسینی
﹏﹏⃟🍁﹏﹏
"🧡| @mojaradan
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••『⏰🎞』••
#روز_خود_را_با_قران_شروع_کنید
#یک_فنجان_ارامش
میگند...
انـســان اشــرف مــخلوقاتــه راسـت گفــتنـد...
🥥••#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞⃟🍇
#قرار_عاشقی
#سلام_ارباب_دلم
ای تمام قوّت قلبِ حسینٌ علیه السلام🦋
رَبناهای قنوتَم هَمهِ اش کَربٌ بَلاست
جٌز حَرم بَر لب مَن نیست دٌعایی ابدا.♥️
اِی همه ی خیرهای عالم……..🍃
السلآم عَلیکَ یآ اَبآعَبدِالله🤲🏻
🍇|#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
7.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#السلام_ایها_غریب
#سلام_امام_زمان
مولای غریبم ، چشم براه شمایم!!
بسان روزه دار که در انتظار اذان ...
بسان بیابان که در حسرت باران ...
بسان بیمار که بیقرار طبیب ...
بسان تشنه که در جستجوی آب ...
بسان یتیم که در رویای پدر ...
ای تمام آرزوی من،
ای معنای بودنم،
ای تمام هستی من،
بسیار دلتنگم ، پس تو کجایی ...؟
#اللهم_عجل_لولیک_فرج
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
🍁🍃🍁
#انچه_مجردان_باید_بدانند
✅با فکر و باور ازدواج کنيد
❌نه با ظاهر و هيکل
نميگم اين چيزا مهم نيست
ولي نبايد ملاک اصلي تصميم گيري باشه
چند وقتيه دارم به اين موضوع فکر مي کنم که
چقدر بازيگرهاي تلويزيوني ظاهرهاي جذابي دارند.
💥 اکثرشون در ظاهر زيبا هستند ولي آيا باطنشونم همينه؟
!💥 آيا افکارشون با ما تناسب داره؟!
اصلاً ميشه تحملشون کرد؟!
💥تحمل اشتباهات طرف مقابلشونو دارند؟!
و هزارتا سوال مثل اين.
همه ميدونيم که ثروت و زيبايي، خيلي راحت با يک حادثه ميتونه از بين بره يا کم کم براي آدم عادي ميشه. اين تنها روح و افکار و باور آدماست که بهشون آرامش ميده ولي بازم ...
🤔 اون چيزي که هميشه با آدم توي زندگي، در خوشي و ناخوشي، سختي و راحتي مي مونه افکار و باورهاي ماست.
زيباترين دختر دنيا، پولدارترين و خوش تيپ و خوش هيکل ترين پسر دنيا
هم اگه بداخلاق باشه يا افسرده، ديگه زيباييش و پول و هيکلش يک ذره هم برامون ارزش نداره ولي ...
صورت زيباي ظاهر هيچ نيست
اي برادر سيرت زيبا بيار
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
28.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#قطره_ای_عبرت
⭕سریال #قطره_ای_عبرت (کلید اسرار)
📌داستانیبادرسهایاخلاقیوسرشاراز
عبرت
#این_داستان_اتو_کش
#قسمت_دوم
@mojaradan