eitaa logo
مجردان انقلابی
14.8هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.7هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 فقط جهت تبلیغات پیام دهید 👇 @mojaradan_bott متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 t.me/mojaradan 👈آدرس تلگرام sapp.ir/mojaradan 👈آدرس سروش eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
قلبم از روز ازل ڪنج حرم زنجیر اسٺ طالب هجرتمُ سینہ ز ماندن سیر اسٺ روحم از ڪالبد خاڪے دنیا پر زد خودم اینجا ودلم ڪرببلا درگیر اسٺ «" 🧡 حُبُّ الحُسـ❤ــیـن هُویَّتُنا... 💚"» @mojaradan ─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅
﷽❣ ❣﷽ ای آخـرین ترانه و ای آخرین بــهار باز آ که بی‌حضور تو تلخ است روزگار مولای سبزپوش من، ای منجیِ بزرگ     تعجیل کن که تاب ندارم در انتظار 🌼 🍃 @mojaradan
با تفاوت ها چه کنیم؟ ☘چیزی که تفاوت ها را ساده تر می کند، همدلی است. یعنی پذیرفتن این که تنها دید شما مهم نیست وباید گاهی دنیا را از چشم همسر خود ببینید. با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به معنی توانایی درك و فهم احساسات دیگران است، به طوری كه فرد بتواند خود را به جای دیگران بگذارد. از دید او به نگاه كند و احساسات او را درك كند. ☘همدلی به معنی رفتارهای فرد مقابل نیست بلكه فقط به این معنی است كه او و شرایط او را می كنیم. ☘همدلی به ارتباط عمیق و صمیمی با افراد كمك می كند گاهی افراد به اشتباه تصور می كنند به این معنی است كه با فرد مقابل كاملاٌ هم فكر و هم عقیده باشیم در حالی كه چنین تصوری از اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت كه شبیه هم باشند اختلاف در دیدگاه ها، ها، آرزوها، سلیقه ها، امری طبیعی و عادی است. ✔️اصول مهارت همدلی ✨1- به های دیگران خوب گوش كنید. ✨2- با و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید. ✨3- به احساسات و های طرف مقابل تان توجه داشته باشید. ✨4- خود را به جای مقابل بگذارید. ✨5- در همدلی با طرف مقابل از جمله های استفاده نكنید. @mojaradan 🌷🍃🌸🌺❤️🌺🌸🍃🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام خدمت شما و خسته نباشید می گم بهتون با کانال عالی و مفید تون در رابطه با مطالب گروه جهت ازدواج عرضی داشتم با تمام دختران هم سن و سال خودم و بلکه بیشتر و برادران گرچه من خیلی کوچکتر از اینم که بخام حرفی بزنم 🙏 واقعا چرا مذهبی های ما که الگوی جامعه هستند چه از نظر ازدواج چه ما بقی معیار ها دارن تو ازدواج لنگ می زنند 😒 خوب که نگاه میکنم به اطرافیانم دختر پسر های مذهبی ما ازدواج شون خیلی عقب افتاده و این خیلی بده😐 دختر پسری که الگو هست باید زودتر ازدواج کنه یک زندگی رو تشکیل بده الان با هزار فکر و درگیر ذهنی سن ازدواجش رفته بالا و هیچ چاره ای نداره😕 بنده خدایی به من گفتند چرا مذهبی ها دیر ازدواج می کنند در صورتی که به همه می گن زود ازدواج کنید کسی که پیشنهاد می ده عمل هم می کنه درسته 😞 پس بیایید سخت نگیرید قرار نیست همه چی از اول عالی باشه کم کم به مرور همه چیز درست میشه نه زیبایی زیاد خوشبختی میاره نه ثروت هم حرفم با دختر خانم ها هست هم آقا پسرا متاسفانه از خیلی از این دختر های مذهبی میشنوم که آرزو های بلند پرواز دارند که همسر شون باید زندگی شون مثل شهدا باشه قیافه مثل شهدا به خاطر این افکار غلط سال ها منتظر یک چنین آدمی می مانند و ازدواج نمی کنند خواهر عزییییزم تو باید تلاش کنی تا همسرت به این مرحله برسه دنبال شهید زنده نباش ☺️ دختری که می تونست تو این سال ها یکی دو تا یار امام زمان تربیت کنه تمام وقتش الکی و بیهوده هدر شد کمی واقع بینانه فکر کنیم ما که شعار میدیم زندگی زهرایی و علوی می خواهیم کو پس کجا رفت این زندگی کمی که از توقعات مون کم کنیم ملاک مون فقط دین و ایمان و صداقت و پاکی طرف باشه دیگه خیلی دنبال ریز و درشت ماجرا نباشید معذرت می خام اگر یکم تند حرف زدم ولی به ولای علی دوستانم رو می بینم که به خاطر افکار غلط سال ها ازدواج نمی کنند دلم به درد میاد اگر زندگی مون رو مبنا بر زندگی مولا علی و حضرت زهرا قرار بدیم فک میکنم خیلی از این مجرد ها مزدوج بشن ☺️ مذهبی ها ابرو داری کنید نزارید حرف تون فقط در حد شعار باقی بمونه به زودی عملی کنید 👌😄 ان شالله به زودی خبر ازدواج مجرد های کانال به ما برسه😍 بشنویم حرف حق و درست که واقعا نیاز به تفکر عمیق داره . هر چه دیر ازدو آج کنیم حوصله خودمان هم نداریم چه برسه به فرزند و بچه هامون .از ما گفتن بود یک یاعلی بگید و آستین بالا بزنید 😉 @mojaradan
سلام . یه سوال دارم .میشه هم بزارید تو کانال که کار برا جواب بدن و هم اینکه اگه شما اگه میتوانید راهنمایی کنید خوشحال میشم. سوالم اینکه چطور یک دختر و پسر میتونن کنار هم یک زندگی عالی و موفقی داشته باشن؟ منتظر جوابهای شما هستیم . @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💐 دختر سردار سلیمانی عروس معاون اجرایی حزب الله شد! 🔸زینب مغنیه، خواهر شهید عماد مغنیه از ازدواج دختر سردار قاسم سلیمانی با پسر سیدهاشم صفی‌الدین، معاون اجرایی حزب‌الله لبنان خبر داد. 🔸زینب مغنیه در صفحه شخصی خود در اینستاگرام تصویری از نام زینب سلیمانی و سیدرضا صفی‌الدین با نشان قلب و عشق به اشتراک گذاشت. بر این اساس، به نظر می‌رسد دختر سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی با پسر معاون اجرایی حزب‌الله لبنان ازدواج کرده است. هر چند هنوز منابع رسمی این اتفاق فرخنده را تایید یا تکذیب نکرده‌اند. 🔴 @mojaradan
روایتی از امیرالمومنین (ع) در بحار الانوار آمده است که می فرمایند: بهترین نوع واسطه گری و شفاعت، آن است که بین دو نفر اتفاق بیفتد تا آن دو در زیر یک سقف با هم جمع شوند. لذا کانون تخصصی خانواده با همکاری تک تک شما بزرگواران برای این امر مهم اقدام نموده، پیشاپیش از اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم . 👌اگر شما هم میخواهید در این امر خداپسندانه سهیم باشید، کافیست کانال و مجموعه ما را به دوستان و اطرافیان خود معرفی کنید. 🌺 🆔 @mojaradan
1_18267587.mp3
4.58M
افتخــ☺️ـارم/ دار و ندارم😢همه کسو کارم😊 امـا💜ـم رضا😍 چاره سازم😭راز و نیازم😊 سلامِ نمازم☺️امام رضــ😍ـا ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ @mojaradan
1_390184634.mp3
6.85M
بازم از تو سوریه شهید آوردند💔 🎤: کربلایی سید رضا نریمانی هدیه به روح شهدا و شهدای مدافع حرم آل الله بخصوص شهید مدافع حرم علی جمشیدی و سعید کمالی صلوات🕊 ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☑️ کابوس آمریکایی ها در خلیج فارس... تکاور دریادار 🌹 یاد شهدا با صلوات ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ @mojaradan
دلتون رو گرفتار این پیچ و خم دنیا نکنید☝️ این پیچ و خم دنیا انسان رو به باتلاق می برد و گرفتار می کند ازش نجات هم نمیشه پیدا کرد. 🌹 ─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─ @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام و رحمة الله عرض ادب خدمت اعضای عزیز و بزرگوار کانال یه بیمار داریم پدر یکی از خواهران هستند برای شفای ایشان همه دست به دعا برداریم و سوره حمد رو به نیت شفا بخونیم عاقبت همگی به خیر لطفا براشون دعا کنید.الهی تمام مجردان کانال مزدوج بشن .اگه برای این بزرگوار حمد شفا بخونند. @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجردان انقلابی
#داستان_شب ⚜قسمت سی ⚜ بهشتِ عمران 🌾 سرمو آوردم بالا و بابا رو با پاهای لرزون جلوی در دیدم این مرد
⚜قسمت سی و یکم ⚜ بهشتِ عمران 🌾 با صدای بهم خوردن چیزی چشمای بی رمقمو باز کردم... مینی بوس از حرکت وایستاده بود و همه پیاده شده بودند. ترس عجیبی وجودمو گرفته بود من آواره و سرگردون توی این شهر غریب، میون آدمایی که چهره شون برام ناشناخته بود از مینی بوس با تردید پیاده شدم و ساکمو روی زمین انداختم نمیدونستم کجا باید برم بغض سنگینی که از جدا شدن عمران تا همين الان با خودم آورده بودم و بی‌صدا رها کردم و دوباره و دوباره باریدم غروب نزدیک بود و باید یه چاره ایی پیدا میکردم وسوسه شده بودم که برگردم اما... میترسیدم! مطمعنم چیزی که توی اون عمارت منتظرم هست ترسناک تر از غربت توی این شهره! یاد چهره عمران افتادم یاد چشمای آبیش که التماس ازش می‌چکید برای برنگشتنم ساکمو برداشتم و زیر لب زمزمه کردم :اون بهم قول داده، برمیگرده، میاد دنبالم، من مطمئنم از کنار خیابون شروع کردم به حرکت.. چقدر برای دیدن این شهر ذوق داشتیم اما حالا در و دیوار اینجا داشت منو می‌خورد... چشم میچرخوندم توی چشم آدمایی که در نهایت بی تفاوتی از کنارم رد می‌شدند دلم میخاست داد بزنم و بگم :براتون فرقی نداره که یه دختر امشب قراره توی دل این کوچه و خیابونا بخوابه؟ چطور میتونید راحت بخوابید وقتی من بیرون از یه جای امن از ترس توی خودم جمع شدم؟ اما کی میدونست درد من بیچاره چیه؟ مهمون خط سفید جدولای کنار اتوبان شدم و توی لاک تنهایی خودم ضجه زدم... ادامه دارد @mojaradan
⚜قسمت سی و دوم ⚜ بهشتِ عمران 🌾 پارکی که توش دو ساعتی آروم گرفته بودم دقیقه به دقیقه خلوت تر میشد و ترس من بیشتر دلم میخاست دست تک تک این ادما رو بگیرم و بگم تو رو خدا یکم بیشتر بمونید! هوا خوبه! کجا میخاین برید؟ بشینید و حرف بزنید ولی فقط نرید... اما... انگار تنها شدن تنها سهم من از این دنیا بود. سکوت پارک هر لحظه وحشتناک تر میشد و اشک های من از زیر چادرم بیشتر و بیشتر توی دلم خدا رو صدا میزدم که بهم رحم کنه و راه حلی سر راهم بزاره نسیم سردی وزید که باعث شد دستمو بکنم توی جیب مانتوم دستم به یه کاغذ خورد و کشیدمش بیرون کارت مژده بود! تنها کسی که مجبور بودم توی این شرایط بهش اعتماد کنم. دو دلی رو کنار گذاشتم و وارد یک سوپری شدم و ازش خواستم اجازه بده یه تماس بگیرم شماره شو گرفتم و منتظر موندم چند بوق خورد و کامل ناامید شدم که بالاخره برداشت _بله؟ آب دهنمو قورت دادم و گفتم :الو؟ مژده خانم؟ _خودم هستم، شما؟ +من بهشته ام، یادت اومد وقتی سکوت شو شنیدم سریع گفتم 'همون که قرار بود عماد.. پرید وسط حرفم و گفت :یادم اومد، چطور بهم زنگ زدی؟ چیزی شده؟ +به کمکت احتیاج دارم میشه ببینمت؟ _مگه تو کجایی؟ +تهران _تهران چیکار میکنی؟ نمیگی چیشده؟ +نمیتونم از پشت تلفن بگم _الان دقیق کجایی؟ میام دنبالت آدرس و از فروشنده پرسیدم و منتظرش موندم دم در فروشگاه قدم میزدم که یک دویست و شیش قرمز جلوم نگه داشت و شروع کرد به بوق زدن رومو کردم اونطرف و چادرمو محکم تر گرفتم که صدای مژده رو شنیدم :بهشته؟ تا دیدمش با لبخند به سمتش رفتم و گفتم :سلام بالخره اومدی؟ _سلام سوار شو نفسی از سر آسودگی کشیدم و سوار شدم... ادامه دارد @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما را پناه نیسٺ بہ جز ڪشتے نجاٺ راه نجاٺ ماسٺ از این دار مشڪلاٺ بر پرچم سیاه غمش تڪیہ مےڪنم جانم فداے ماتم لب تشنہ ے فراٺ ✋💫 «" 🧡 حُبُّ الحُسـ❤ــیـن هُویَّتُنا... 💚"» @mojaradan        ─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅─