eitaa logo
کلاس مجردها
6.1هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
971 ویدیو
11 فایل
⚘آشنایی(آمادگی)با مسائل ازدواج و دوران عقد⚘ ⚠️دیر ازدواج کردن، بهتر از#ازدواج_اشتباه است. ✅مشاوره،هزینه نیست،سرمایه‌گذاری است. 🍒اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمِّدٍوَّآلِ مُحَمَّدٍوَّعَجِّلْ فَرَجَهُم🍒 📥مدیرکانال(شاکری کرمانی.مشاور دانشجوئی) 📤 @majnon313
مشاهده در ایتا
دانلود
 🍂توقع یکی از دلایل ناشادی در زندگی است که وقتی به وسط می آید شادکامی رخت بر می بندد... ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 💖💍💖💍💖💍💖💍💖💍💖
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
: رعایت و بزرگتری در ازدواج شرط نیـ❌ـست... ♨️اینکه اول باید پسر بزرگتر ازدواج کند درست و عقلانی نیست.شاید کوچکتر خواستگاری خوب دارد اما بخاطر سنت غلطی که در بین خانواده ها جا افتاده است او باید کند تا دختر بزرگتر ازدواج کند. ♨️ اگر دختر کوچکتر بخاطر این سنت غلط به بیفتد گناهش برگردن کسانی است که او را از منع کردند. ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 💖💍💖💍💖💍💖💍💖💍💖
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 😍 💢از زبان همسر شهید💢 💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 💟جلسه و 💎توی جلسه خواستگاری یک لحظه نگاهم کرد و معنادار گفت: "ببینید من توی زندگیم دارم مسیری رو طی می کنم که همه تو این دنیاست.😌 می‌خواهم ببینم شما میتونید تو این مسیر کمکم کنید؟"🤔 گفتم: "چه مسیری? "😯 گفت: "اول بعد هم ."😇😌 ♦️جا خوردم. چند لحظه کردم. زبانم برای چند لحظه بند آمد. ادامه داد: "نگفتید. می تونید کمکم کنید؟" سرم را انداختم پایین و آرام گفتم: "بله."😌 گفت: "پس مبارکه ان شاءلله."😊 💢 💢 اینها حرف‌های ما بود حرفهای شب خواستگاری مان! ••••••• سر سفره عقد هم که نشستیم مدام توی گوشم میگفت: "زهرا خانوم، الان هر دعایی بکنیم که خدا اجابت میکنه. 😌 یادت نره برای شهادتم دعا کنی. "😊 آخر سر بهش گفتم: "چی میگی محسن? امشب بهترین شب زندگیمه. دارم به تو میرسم. بیام دعا کنم که شهید بشی?! مگه میتونم?! "😯 اما او دست بردار نبود. 😔 آن شب آنقدر بهم گفت تا بلاخره دلم رضا داد. همان شب سر سفره عقد دعا کردم خدا نصیبش بکند! 🌹🌷 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊 ☜【 روایتگری_شهدا】 ✅ @shahidabad313 ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 😍 💢از زبان همسر شهید💢 💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 👈روز مان بود. بهش گفتم: "آقا محسن، حالا واسه چی امروز روزه گرفتی؟" . گفت: "می خواستم مشکلی تو کارمون پیش نیاد می خواستم راحت به هم برسیم. "😍 چقدر این حرفش و این کارش آرامم کرد از هزار هم پیشم بهتر بود. 🤩👌🏻😌 ••••• یک روز پس از عقد مان من را برد نجف‌آباد،و بعد هم گلزار شهدای اصفهان. . سر قبر شهدایی که باهاشان بود من را به آنها معرفی می کرد و می گفت: "ایشان زهرا خانم هستند. خانوم‌من. ما تازه عقد کرده ایم و... " شروع می‌کرد با آنها حرف زدن. انگار که آنها باشند و روبه رویش نشسته باشند و به حرف هایش گوش بدهد. 😌 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊 ☜【 روایتگری_شهدا】 ✅ @shahidabad313 ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸پيشنهاداتی براي جايگزينی رسم غلط بازديد از جهيزيه ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 💖💍💖💍💖💍💖💍💖💍💖
🌹 "لطفا مراقب تله‌های عاشقی باشید!!!" 🔹 تله اول فقط زیبایی و ظاهر 🔸 تله دوم موقعیت اجتماعی 🔹 تله سوم عجله 🔸 تله چهارم فرار از احساس تنهایی 🔹 تله پنجم شناخت ناقص 🔸 تله ششم بحرانها و زخم‌های گذشته 🔹 تله هفتم احساسات و هیجانات شدید 🔸 تله هشتم چشم و هم چشمی 🔹 تله نهم ترس از بالا رفتن سن ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 💖💍💖💍💖💍💖💍💖💍💖
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 😍 💢از زبان همسر شهید💢 💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦🌸💦 روز ام بود. از آرایشگاه که بیرون آمدم، نشستم توی ماشین محسن. اقوام و آشناها هم با ماشینهایشان آمده بودند عروس کشان. 😍 ما راه افتادیم و آنها هم پشت سرمان آمده اند. عصر بود. وسط راه محسن لبخندی زد و به من گفت: "زهرا، میای همه شون رو قال بزاریم؟" گفتم: "گناه دارن محسن. "😅 گفت: "بابا بیخیال. " یکدفعه پیچید توی یک فرعی. چندتا از ماشین‌ها دستمان را خواندند. 😁 آمدن دنبالمان😃 توی شلوغی خیابان ها و ترافیک، راه باریکی پیدا کرد و از آنجا رفت. همانها را هم قال گذاشت. 😁👌🏻 قاه داشت میخندید. 🤩 دیگر نزدیکی‌های غروب بود داشتن می گفتند. محسن و رو ترمز و ماشین را گوشه خیابان نگه داشت. 😊 حس و حال خاصی پیدا کرده بود. دیگر مثل چند دقیقه قبل و .😢 رو کرد به من گفت: "زهرا الان بهترین موقع برای کردن بیا برای هم دعا کنیم. "😇 . بعد گفت: "من دعا می کنم تو آمین بگو خدایا شهادت نصیب من بکن. " دلم هری ریخت پایین. 😨 اشکام سرازیر شد. مثل شب عقد،دوباره حرف شهادت را پیش کشیده بود.😢 من تازه عروس باید هم برای شوهرم دعا میکردم‼️ اشک هایم بیشتر بارید. نگاهم کرد و خندید و گفت:" گریه نکن این همه پول آرایشگاه دادم، داری همش را خراب میکنی. "😅 خودم را جمع و جور کردم. دلم نیومد دعایش را بدون آمین بگذارم، گفتم: " ان شاالله به آرزویی که داری برسی. فقط یک شرط داره. 😌 اگه شهید شدی، باید همیشه پیشم باشی. تو سختی ها و تنهایی ها. باید ولم نکنی. باید مدام حست کنم. قبول؟"😊😌 سرش را تکان داد و گفت: " قبول. " گفتم: "یه شرط دیگه هم دارم. اگر شهید شدی ،باید سالم برگردی. باید بتونم صورت و چهره را ببینم. " گفت: "باز هم قبول. "😊 نمی دانستم…نمی دانستم این یکی را روی حرفش نمی ایستد و زیر قولش می‌زند! 😔 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊 ☜【 روایتگری_شهدا】 ✅ @shahidabad313 ☜【کلاس مجردها】 https://eitaa.com/joinchat/449576986C29c5e50e56 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊