eitaa logo
فرهنگ، هنر ، اندیشه
237 دنبال‌کننده
386 عکس
230 ویدیو
2 فایل
صفحه رسمی مجتبی طالبی در ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
هوالحکیم « غم نامه ای برای آزادی ... » در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای آرمان گمشده در مرده بادها و زنده بادها؟ ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای گمشده در داد ها و بیداد ها ؟... ای نامت انقلاب ... ای نامت آزادی ... ای نامت ، نام گرفته از گلوی سرخ فرزندانی که می گفتند : انقلاب ، آزادی ... و ما چقدر آن روز مرگشان را تبریک گفتیم تا شهادتشان مبارکمان باشد ! بگذار سر به سینه ات بگذارم ای وطن که من از پستان های تو شیرخورده ام نه از سینه ی سلیطه گان تاریخ ! زن ، زندگی ، آزادی برایت سرودند که داغت را تازه کنند آنان که آزادبوده اند سالها از قید به خون افتادن در تو! برای زندگی جاویدان ... و لال بوده اند روزی که زنان همسایه را می فروختند به قیمت چند گلوله برای نبرد با آزادی ! آه ای آزادی ... ای انتهای خیابان انقلاب ... ای سرود به غارت رفته در سلف سرویس دانشگاه ... ای تحقیر شده در رقص روسری های برنیزه شده ! ای متناقض شده در خیابان عدالت ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای آرمان گمشده در مرده بادها و زنده بادها ... روزی که نام تو از گلوی آنارشیست ها شنیده شد ، باید عزای عمومی اعلام می کردیم و نکردیم ! و تو در سوت و کف ها گم شدی ! حالا که نامت برده می شود ، انگار مقابلمان ایستاده ای ! انگار با تو غریبه ایم ... ای رفیق همیشگی انقلاب ! ای آرمان انقلابی های مقیم شهر کرامت انسانی ! در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای گمشده در داد ها و بیداد ها ... زن های روسری به سر گره کرده را به اشرف بردند و پیر کردند ! حالا با مشت گره کرده آمده اند و برای آزادی ، برای زن ، برای زندگی قصیده می خوانند ... ! تعجب نمی کنم همنوایشان شود نسلی که ما برایشان نگفته ایم انقلاب با زنان چه کرده است ! تو بگو ای انقلاب ... ای مظلوم ترین واژه در قاموس این سرزمین ... ای مانده پشت میزها ! ای گیر کرده در گلوی سفره خواران ! ... تو بگو ای انقلاب ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای آرمان گمشده در مرده بادها و زنده بادها ... تو بگو که هنرپیشه یعنی چه ! تو بگو از آن شب ها که هر بازیگر سه صحنه داشت ... صحنه ای برای زندگی ... صحنه ای برای اجراء ... و صحنه ای که در آن زن ، زندگی و کرامت را به صلیب می کشیدند در عشرتکده ها به نام آزادی ... و آزادی چقدر شرمسار بود از این همه قرائت پست ! من وقیح تر از چشمان آن طبیبی ندیده ام که زیرمیزی اش را گرفت و برای آزادی انسان های دردمند ، قصیده ی بلند عدالت سرود ! باشد که رستگار شویم ... حالا ماییم و این همه هیاهو که تو را فریاد می کنند و تو گمشده ای ... ای آزادی ، ای انقلاب ، ای الفاظ قلب شده در تقلب این روزگار سرد ... ای قلب شده در جابجایی آزاد و اسیر ... ای لجن شده در دود کافه های روشنفکری ! ای نامگذاری شده بر ورزشگاه که عده ای در تو مشهور شوند و با نام تو بشورند بر تو ! و گردن هایشان با پول انقلاب کلفت شود برای رویارویی با انقلاب ! کجای دنیا تو را چنین متناقض سروده اند که ما سرودیم ؟! ... در کوچه شهید آورده اند ... حالا هی به میزهایتان بچسبید خواب رفتگان چندین ساله ی فرهنگ و سیاست و اقتصاد! تا کسی دیگر برایتان سرود انقلاب ، سرود آزادی و سرود شهادت بسراید! و شما به نظاره بنشینید چند سال شکم بارگی خود را ... در خانه های مجلل ، پشت میزهای فراخ ، با ماشین های آخرین مدل تان از انقلاب بگویید ! رهایم کنید ... بگذارید روضه خوان برادران شهیدم باشم که سبز می روند و سرخ بر می گردند ... بگذارید زار زار به حال دختری گریه کنم که نمی داند فرمان عریانی اش از کجا صادر شده و همچنان فکر می کند ، میدان آزادی از خیابان خونین انقلاب می گذرد !! کفتارها که بوی خون بشنوند ، تعداد شبکه هایشان را بیشتر می کنند ! ثابت شده است ، کف خیابان خون که باشد ، آنان ثروتمند تر می شوند !! و خنده های مستانه می زنند در پس زندگی لاکچری خود ! بگذار ما با همان یارانه مشغول باشیم ! هرکس هرچه بکارد ، همان را درو می کند ... ما در این خاک فرزند کاشته ایم ، لاله درو می کنیم ! و عده ای نفرت کاشته اند و اغتشاش درو می کنند ... در این میان متعجبم از کار آنان که سیاست کاشته اند و اقتصاد درو می کنند ! ای آزادی ، ای انقلاب ، ای زندگی ... ما به شما بدهکاریم که به این نسل نگفته ایم برای ماندن آزادی و انقلاب و زندگی ، چه سروها که بی سر شدند ... چه مادرانی که بی فرزند شدند ... چه خاک هایی که سرخ شدند ... و حالا این نسل فکر می کند ، آزادی همان است که دربند کنندگان و دربند شدگان زندان اشرف می گویند ... و انقلاب همان است که کوکتل مولوتوف می زنند ... و زندگی همان است که سلیبریتی ها دارند ... و زن همان است که پستانی دارد ‌!نه برای شیر دادن ! بلکه برای جارزدن آزادی تن ... آه ای آزادی ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای آرما
ن گمشده در مرده بادها و زنده بادها ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای گمشده در داد ها و بیداد ها ... ای نامت انقلاب ... ای نامت آزادی ... ای نامت ، نام گرفته از گلوی سرخ فرزندانی که می گفتند : انقلاب ، آزادی ... و ما چقدر آن روز مرگشان را تبریک گفتیم تا شهادتشان مبارکمان باشد ! همچنان شهادت مبارک است و برازنده ی قامت آنان که می دانند بهای امنیت را ... من و تو نمی دانیم ! و چون نمی دانیم ، لازم است در تاریخ تکرار شویم . در این تکرار آنکه فروخته خواهد شد ، زن است و آنکه در خاک دفن خواهد شد مرد ! می ترسم از آن روز که بفهمیم چیز دیگری ست ؛ معنای زندگی معنای زن معنای تو معنای من معنای ما معنای امنیت معنای انقلاب معنای آزادی آه ای آزادی ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای آرمان گمشده در مرده بادها و زنده بادها؟ ... در کدام خیابان تو را جستجو کنم ای گمشده در داد ها و بیداد ها ؟... ای نامت انقلاب ... ای نامت آزادی ... ای نامت ، نام گرفته از گلوی سرخ فرزندانی که می گفتند : انقلاب ، آزادی ... و ما چقدر آن روز مرگشان را تبریک گفتیم تا شهادتشان مبارکمان باشد ! بگذار سر به سینه ات بگذارم ای وطن که من از پستان های تو شیرخورده ام نه از سینه ی سلیطه گان تاریخ ! مجتبی طالبی آبان ۱۴۰۱ گرگان @mojtaba_talebiii
مهدی طارمی ۲ تیم انگلیس ۶
روز حکمت و فلسفه گرامی باد ... آیت الله العظمی امام خامنه ای : « واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفه‌ی ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئله‌ی حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمیشود بگوئیم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده‌ای از جاذبه‌ی فلسفه‌ی غرب، مربوط به این است. همچنین مسئله‌ی اقتصاد. بنابراین به طور کلی جهان‌بینی اسلام تبیین شود. مواد اصلی جهان‌بینی اسلام را مشخص کنید - مسئله‌ی انسان، مسئله‌ی خدا، مسئله‌ی ارتباط انسان و خدا، مسئله‌ی تکلیف - در فلسفه‌ی اسلامی روی اینها کار شود. البته اینها پاسخهای روشنی هم دارد، در فلسفه‌ی ما خیلی از اینها مسائل مبهمی نیست؛ اما باید این پاسخها منعکس شود، گفته شود.» @mojtaba_talebiii
روز حکمت و فلسفه گرامی باد ... آیت الله العظمی امام خامنه ای: « یک مسئله، مسئله‌ی نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربی‌ها دارند این کار را میکنند. دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع میکند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است. این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه - حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست - به نظرم یک آمریکائی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم. بچه‌های ما ذهنشان دارد فلسفی میشود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهنها عقلانیت پیدا کند. جوانهای ما واقعاً سؤال میکنند. این سؤالهائی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگوئی داشته باشیم. حس سؤال کنندگی دارد زیاد میشود، و این همین‌طور دارد به نسلهای پائین‌تر منتقل میشود.» @mojtaba_talebiii
حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) هر جا که حضور دارید ، سلام بدهید به این بانوی باکرامت ... @mojtaba_talebiii
برای ایران ... تا پای جان ... @mojtaba_talebiii
🔴 به بی بی سی و اینتر نشنال این رو پیشنهاد میکنم 🔹 خیلی عالی هستش روی منوتو جواب داده 🇮🇷 کانال رسمی 👇🏻 @antarnational