هدایت شده از امین کشاورزی
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صلی الله علیک یا اباعبدالله
شب جمعه شب زیارتی ارباب
آفرینش ز غبار قدم توست حسین
آسمان سایهنشین عَلم توست حسین
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین
موکب جابر بن عبدالله انصاری
مسیر نجف - کربلا عمود 188
https://zil.ink/mokeb_jaber
هدایت شده از موکب قشقایی ها در کربلا QASHQAIMOKEB
#داستانواقعی
🌺«نذر کامیون، بار ابوالفضل»
#قسمتدوم
✍حسین آقا خندهای زد که همیشه موقع خبرهای خوب میکرد: «بهتر از بار جدیده خانم. علی آقا، رفیق همدانیام، زنگ زده. گفته بار موکب قشقاییهای ایران رو بیا از شیراز ببر کربلا.»
کیسه لباسها از دستم افتاد. زانوهایم سست شد.
«بار... کربلا؟» صدام میلرزید.
حسین آقا ادامه داد: «آره خانم، همون نذری که پارسال کردیم... حالا گوش کن بقیهاش رو! موکب به نام حضرت ابوالفضل العباس (ع) ثبت شده. بار هم نذورات مردمیه که ذره ذره جمع شده، از یک کیلو برنج تا یک بطری آبمعدنی.»
اشک بود که بیاختیار روی صورتم جاری شد. اشکی که خیسیاش سرد نبود، داغ بود و شکر. نذرمان دیده شده بود. نهفقط نذر ما، که نذر هزاران دل عاشق که حالا قرار بود بذر محبتشان با ماشین ما به خاک کربلا برسد. زیر لب گفتم: «یا ابوفاضل... ممنونم.»
چند روز بعد، آن شوق اولیه کمکم جای خود را به دلهره و انتظار داد. دلهره بوروکراسی، دلهره کاغذبازیها، دلهره اینکه شاید لحظه آخر جور نشود.
هر بار که حسین آقا از جاده برمیگشت، خسته و خاکآلود، هنوز پایش را داخل نگذاشته بود که میپرسیدم: «خب حسین آقا؟ چی شد؟ علی آقا خبر نداد؟ مدارک ماشینمون برگشت؟»
حسین آقا همیشه یک لیوان آب مینوشید و با همان اطمینانِ نگاهی که همیشه در چشمهایش داشتم، جواب میداد: «فرستادم خانم، منتظریم. ولی مطمئن باش، اگر قسمت باشه بار ابوالفضل (ع) رو ببریم، حتماً جور میشه. اون آقایی که پارسال نیتش رو به دلمون انداخت، خودش هم کارش رو تموم میکنه.»
👌تا اینکه یک شب، حسین آقا از یک مسیر طولانی برگشته بود. ساعت از نیمهشب گذشته بود. لباسهای کارش را گوشهای انداخت و قبل از اینکه روی تشک ولو شود، گوشیاش را از جیبش درآورد.
هنوز پلکهایش سنگین خواب نشده بود که صدای «تینگ» پیامک آمد.
صفحه گوشی را باز کرد.. نور سفید صفحه افتاد روی صورت خستهاش. پیام کوتاه و بیحاشیه بود:
«حسین آقا. فردا ساعت ۹ صبح بیاید برای بارگیری. حرکت به سمت مرز.»
چشمهایش ناگهان برق زد. خستگی از تنش پرید. به من نگاه کرد و دیگر نیازی به حرف نبود. هردو میدانستیم که این فقط یک باربری ساده نیست. این یعنی امضای حضرت ارباب پای نذری که یک سال پیش در قلبمان کاشته بودیم.
آن کامیون، همه دارایی ما بود، محل ارتزاقمان، خانه دوممان. و حالا قرار بود با آن کامیون به زیارت برویم. اینبار نه فقط با پای پیاده، که با تمام جان و مال.
حسین آقا نفسش را بیرون داد و زیر لب زمزمه کرد: «به امید خدا. انشاءالله بار ابوالفضل (ع) و خاک سیدالشهدا (ع)، بیمه جان و مال و عمر و اولادمون باشه.»
و آن شب، خواب به چشمهای ما نیامد. خوابی پر از جادههای کربلا و عطر سیب و شوق رسیدن... شوق رسیدن به سرآغاز یک سفر تازه و مقدس.
#پایان
🏕کانال موکب قشقایی های ایران
https://eitaa.com/QASHQAImokeb
خادمین ارجمند و گرامی جناب آقایان؛ مجتبی ، یاسر ، خسرو ، محمد ، مرتضی ، نادر فتاحی درگذشت ناباورانه پدر عزیزتان را صمیمانه تسلیت گفته و خود را شریک غم و اندوهتان میدانیم و در این مسیر سخت و جانکاه فقدان پشتوانهی زندگیتان، همدردی ما را پذیرا باشید.
روح آن مرحوم قرین آرامش و غفران الهی و برای شما صبر و شکیبایی را از خداوند متعال مسألت داریم.
از طرف خادمین و خیّرین موکب جابر بن عبدالله انصاری
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صلی الله علیک یا اباعبدالله
شب جمعه شب زیارتی اباعبدالله
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین
موکب جابر بن عبدالله انصاری
مسیر نجف - کربلا عمود 188
https://zil.ink/mokeb_jaber
🌱 صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَاأَبَاعَبْدِاللَّهِ الحُسَین.
🌙 شب جمعه ، شب زیارتی حضرت سیدالشهداء امام حسین ﴿عَلَيهِ السَّلام﴾
☀️ قسمتی از صلوات خاصه حضرت أَبَاعَبْدِاللَّهِ الحُسَین ﴿عَلَيهِ السَّلام﴾ .
🌷اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ ، صَلاةً نَامِیَةً زَاکِیَةً مُبَارَکَةً یَصْعَدُ أَوَّلُهَا وَ لا یَنْفَدُ آخِرُهَا ، أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلادِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.
🌷اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْإِمَامِ الشَّهِیدِ الْمَقْتُولِ الْمَظْلُومِ الْمَخْذُولِ وَ السَّیِّدِ الْقَائِدِ وَ الْعَابِدِ الزَّاهِدِ الْوَصِیِّ الْخَلِیفَةِ الْإِمَامِ ، الصِّدِّیقِ الطُّهْرِ الطَّاهِرِ الطَّیِّبِ الْمُبَارَکِ وَ الرَّضِیِّ الْمَرْضِیِّ وَ التَّقِیِّ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ ، الزَّاهِدِ الذَّائِدِ الْمُجَاهِدِ الْعَالِمِ إِمَامِ الْهُدَى ، سِبْطِ الرَّسُولِ ﴿صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ﴾ وَ قُرَّةِ عَیْنِ الْبَتُولِ ﴿سَلامُ الله عَليها﴾.
موکب جابر بن عبدالله انصاری
مسیر نجف - کربلا عمود 188
https://zil.ink/mokeb_jaber
هدایت شده از خبر فوری
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️خاطرهٔ زیبای آقای سقاب اصفهانی از شهید رئیسی
🔹یه مسئول سیاسی، خیلی باید خودساخته و اهل تهذیب نفس باشه که اینجوری با منتقد خودش این طور رفتار کنه.
@AkhbareFori