2911-1637901506065.mp3
1.15M
#زمزمه
#حضرت_زهرا
(به سبک ای گل بهشتیه من)
پاشو از جا یاور من
گل سرخ پرپر من
پاشو تا از هم نپاشه
آیه های کوثر من (سپر من)
میون کوچه – ببین زهرا
یه عده بی حیا به ما می خندن
روزگارم رو – ببین چی شد
پیش بچه ها دستامو می بندن
گل یاسم 4
یه روزی تو باغ عصمت
گل یاسی بود و آتیش
می سوزه دلم به یاد
صورت کبود و آتیش (دود و آتیش)
سینه و مسمار– در و دیوار
روی بازوی مادر یه نشونه
پشت در افتاد – توی آتیش
دیگه مادر خسته نیمه جونه
گل یاسم 4
با تموم اینکه خونش
می چکید از زخم سینه
می دوید دنبال حیدر
توی کوچه ی مدینه (زخم سینه)
امون از غربت – غم و محنت
روی بازوی مادر یه نشونه
با همون ضربه – که ثانی زد
دیگه مادر خسته نیمه جونه
گل یاسم 4
شاعر : احسان پیریابی✍
.👇
.
🔸جلسه هفتگی هیئت فدائیان حسین علیه السلام
📆 زمان: پنجشنبه١٧ آذر ماه ۱۴۰۱
🔷 با سخنرانی: حجت الاسلام سید مظاهر حسینی
کربلایی #سید_رضا_نریمانی
🔊 #سخنرانی حجت الاسلام سید مظاهر حسینی
🔊 بخش اول #مناجات | نمیخواهد مرا آن یار که دنیاست خواهانش
🔊 بخش دوم #روضه | هر نفس شعله ای از سوختنت می آید
🔊 بخش سوم #روضه | حلالم کن حیدر نیومد
🔊 بخش چهارم #زمینه | مادرونه اشک چشمامو نگاه کن
🔊 بخش پنجم #واحد | بمون کم نیار چیشد روزگار
🔊 بخش ششم #سنگین | صبح تقویم گفت یا زهرا
🔊 بخش هفتم #تک | سربند میبندم بر سر ، حیدر یاحیدر حیدر
🔊 بخش هشتم #شور | مگه میشه تو رو داشته باشم
🔊 بخش نهم #شور | حسین مولا حسین مولا
🔊 بخش دهم #زمزمه | عزیزم حسین
——-
.👇👇👇👇👇👇👇👇
ش03،_سینه_زنی_حضرت_زهرا_س،_حاج_حسین_محلوجی_5841700347751434807.mp3
10.02M
#حضرت_زهرا
#سینه_زنی #سه_ضرب_سنتی
مرحوم #حاج_حسین_محلوجی
حامی دین حضرت زهرا،
امضا نما پروندهام را،
ما که محبان تو هستیم،
فاطمه جان دل به تو بستیم
رحلت ختم الانبیا شد
قتلِ امام مجتبی شد
شام غریبانِ رضا شد
ما که محبان تو هستیم،
فاطمه جان دل به تو بستیم
.
《 از دقیقه ۵ 👇》
چرا مادر نماز خویش را بنشسته مى خواند؟!
ز فضّه راز آن پرسیدم و گویا نمى داند!
نفَس از سینه اش آید به سختى، گشته معلومم
كه بیش از چند روزى پیش ما، مادر نمى ماند!
به جان من، تو لب بگشا ،مرا پاسخ بده فضّه!
كه دیده مادرى از دختر خود رو بپوشاند؟!
الهى! مادرم بهر على جان داد، لطفى كن
كه جاى او، اجل جان مرا یكباره بستاند!
به چشم نیمْ باز خود، نگاهم مى كند گاهى
كند از چهره تا اشك غمم را پاك و نتواند!
دلم سوزد بر او، امّا نمى گریم كنار او
مبادا گریه من، بیشتر او را بگریاند!
كنار بسترش تا صبحدم او را دعا كردم
كه بنشیند، مرا هم در كنار خویش بنشاند
بسى آزار از همسایگانش دید و، مى بینم
دعا درباره همسایگانش بر زبان راند!
چه در برزخ، چه در محشر، چه در جنّت، چه در دوزخ
به غیر از وصف او، «میثم» نمى خواند
.